امنیت روانی، نه تنبیه روشهایی برای کاهش دروغگویی خردسالان
نور معرفت: کودکانِ امروز، در فضایی رشد می کنند که در شبکه هایِ اجتماعی، همه در حالِ نشان دادنِ بهترین، درخشان ترین و بی نقص ترین چهره از خود هستند.
مبلغ – سرویس کودک: در جهانِ پرشتابِ امروز، جایی که اعتبار و آبرو در فضای مجازی با یک کلمه جابه جا می شود، تربیتِ کودکی که حقیقت را بر مصلحتِ دروغین ترجیح دهد، یکی از بزرگ ترین چالش هایِ والدین است. خیلی از پدر و مادرها وقتی متوجه می شوند فرزندشان دروغ گفته است، ناخودآگاه سیستمِ پلیسی و بازجویی را فعال می کنند. چرا این کار را کردی؟ چرا حقیقت را نگفتی؟ این نوع مواجهه، قبل از آنکه کودک را به سمتِ راستگویی سوق دهد، او را در لاکِ دفاعی فرو می برد. دروغگویی در کودکان، اغلب از یک نیازِ فیزیولوژیک یا روان شناختی به نام امنیت سرچشمه می گیرد. کودک دروغ می گوید چون می ترسد. او می ترسد که با گفتنِ حقیقت، خشمِ والدین را ببیند، از محبت محروم شود یا تنبیهی در انتظارش باشد. برای درمانِ این ریشه، ما نیازمندِ جایگزینی ترس با بازی هستیم. بازی، زبانی است که کودک با آن جهان را درک می کند و از طریقِ آن، مفاهیمِ سنگینِ اخلاقی مثلِ صداقت را به آسانی می بلعد و درونی می کند. یکی از بهترین روش ها به جهت اینکه به کودک بفهمانیم صداقت، نه یک دستورِ خشکِ مذهبی یا اخلاقی، بلکه راهی برایِ داشتنِ قلبی آرام است، استفاده از بازی جعبه صداقت است. این بازیِ ساده، فضایی بوجود می آورد که کودک بتواند اشتباهاتش را اعتراف کند بدون این که بلا فاصله با خشمِ ما روبرو شود. یک جعبه معمولی را در جایی از خانه قرار دهید که در دسترس باشد.
نامش را جعبه صداقت بگذارید. هر شب، هر کدام از اعضایِ خانواده، حتی والدین، تکه کاغذی داخل این جعبه می اندازند. روی آن کاغذ، فرد می نویسد که امروز کجا راست گفتن برایش سخت بوده، یا کجا اشتباهی کرده و آنرا پنهان نکرده است. لازم نیست اسم بنویسید. آخر هفته، جعبه را باز کنید و با صدایِ بلند بخوانید. وقتی کودک می بیند که پدر یا مادرش هم می نویسد امروز در محلِ کار، در ترافیک یا در برخورد با همسایه، برایِ راست گفتن تحتِ فشار بوده اما صداقت را برگزیده، یاد می گیرد که راستگویی، فضیلتی انسانی است که همه درگیرِ آن هستند. این کار، کودک را از انزوایِ ناشی از گناه خارج می کند. او می فهمد که اشتباه کردن، بخشی از مسیرِ زندگی است، اما پنهان کردنِ آن، چیزی است که روح را آزار می دهد. این جعبه، به جایِ محکمه، به یک درمانگاهِ اخلاقی تبدیل می شود. بازیِ دیگری که می تواند مهارتِ تشخیصِ حقیقت را در کودک بالا ببرد، بازیِ کارآگاهِ صداقت است. گاهی خردسالان بدین سبب دروغ می گویند که مرزِ میانِ حقیقت، خیال و بزرگ نمایی را نمی شناسند. آنها برایِ جلبِ توجه، داستان هایی می سازند که خودشان هم باورشان می شود. در بازیِ کارآگاهِ صداقت، شما یک روایتِ روزمره تعریف می کنید که بخشی از آن اغراق آمیز یا غیرواقعی است. بطورمثال بگویید امروز که به بازار رفتم، دیدم یک فیل از خیابان رد شد و همه مردم ایستادند و برایش دست زدند. کودک باید به عنوانِ کارآگاه بگوید که کجایِ حرفِ شما دروغ یا غیرواقعی است. وقتی کودک این بازی را یاد بگیرد، به مرور در حرف هایِ خودش هم دقیق می شود. او یاد می گیرد که برایِ جذاب بودن، نیازی نیست به دروغ متوسل شود. این بازی، قدرتِ تحلیلِ کودک را بالا می برد و به او یاد می دهد که حقیقت، همیشه جذاب تر از دروغ هایِ بزرگ است.
می توانید نقش ها را عوض کنید و از او بخواهید داستانِ کوتاهی بگوید که در آن یک دروغِ کوچک وجود دارد و شما باید آنرا پیدا کنید. خنده هایی که در این بازی شکل می گیرد، ذهنِ کودک را نسبت به زشتیِ دروغ، بدونِ استفاده از کلماتِ تند، حساس می کند. در نظامِ اخلاقیِ شیعی، ما همیشه از امامانِ معصوم به عنوانِ راه بلدِ مهربان یاد می نماییم. همان گونه که امام صادق مقابل السلام در احادیثِ تربیتیِ خود، بر اهمیتِ ملاطفت در برخورد با فرزندان تاکید دارند، ما نیز باید در خانه، همین مدلِ رحمانی را پیاده نماییم. بازیِ نقشِ معکوس، دقیقا برایِ همین منظور طراحی شده است. در این بازی، شما نقشِ کودک را بازی می کنید و فرزندتان نقشِ پدر یا مادر را. موقعیتی را طراحی کنید که کودک در آن اشتباه کرده است، بطورمثال ظرفی را شکسته یا نمره یِ بدی گرفته است. حالا شما در نقشِ کودک، با ترس و لرز سراغِ پدر یا مادر (که فرزندتان است) می روید. به او نشان دهید که اگر با خشم و داد و فریاد برخورد کند، شما چقدر احساسِ ناامنی می کنید و چقدر وسوسه می شوید که دروغ بگویید. سپس، اجازه دهید او نقشِ والدِ مهربان و دانا را بازی کند که با آرامش از شما می پرسد چه اتفاقی افتاده و چه طور می توانیم با هم آنرا درست نماییم. دیدنِ این تصویر از بیرون، به کودک کمک می نماید تا بفهمد که واکنشِ اطرافیان، چقدر در راستگوییِ او نقش دارد. این بازی، تمرینی برایِ همدلی است. کودک در این بازی یاد می گیرد که اگر راست بگوید، نه تنها تنبیه نمی گردد، بلکه به عنوانِ یک همراهِ مسئول در کنارِ او خواهند بود. در کنارِ این بازی ها، باید به یک نکته ظریف توجه کرد؛ سبکِ زندگیِ دیجیتال، میلِ عجیبی به نمایشگری یا همان شوآف به وجود آورده است.
کودکانِ امروز، در فضایی رشد می کنند که در شبکه هایِ اجتماعی، همه در حالِ نشان دادنِ بهترین، درخشان ترین و بی نقص ترین چهره از خود هستند. این فشارِ روانی برایِ کامل بودن، خودبه خود تولیدِ دروغ می کند. اگر کودک حس کند که والدینش هم در دنیایِ واقعی و هم در دنیایِ دیجیتال، صادق هستند و برایِ دیده شدن، دست به رفتارهایِ نمایشی نمی زنند، او هم آرامشِ بیشتری خواهد داشت. برایِ مواجهه با این آسیب، بازیِ چراغِ سبز، چراغِ قرمز را پیشنهاد می دهم. چند موقعیتِ دیجیتال یا واقعی را بنویسید؛ بطورمثال این که عکسی از خودمان منتشر نماییم که در آن همه چیز عالی به نظر می آید، در صورتیکه در واقعیتِ خانه، ما عصبانی بودیم. یا این که به دوستمان بگوییم مریض هستیم تا به مهمانی نرویم، در صورتیکه فقط حوصله نداریم. کودک باید کارتِ سبز یا قرمز را بلند کند. اگر سبز بود، یعنی آن کار صداقت دارد و اگر قرمز بود، یعنی دروغ است. این بازیِ کوتاه، به کودک کمک می نماید تا در انبوهِ دروغ هایِ کوچکِ روزمره، هویتِ اخلاقیِ خودش را پیدا کند و بداند که لازم نیست برایِ مقبولیت، به دروغ پناه ببرد. آموزشِ صداقت، یک فرآیندِ بلند مدت است و نباید انتظار داشت با یک یا دو بار بازی، کودک برایِ همیشه راستگو شود. راستگویی، یک عضله در روحِ انسان است که با تکرار و تمرینِ مداوم تقویت می شود. نکته حیاتی در تمامیِ این بازیها اینست که نباید فضایِ بازی را به دادگاهِ شرعی تبدیل کنید.
اگر در حینِ بازیِ کارآگاهِ صداقت، کودک دروغِ بزرگی گفت، او را ملامت نکنید. به جایِ آن، بشکلی نمایشی و با خنده بگویید که اوه، اینجا انگار یک دروغِ بزرگ پیدا شد، بیایید ببینیم چگونه می توانیم آنرا به حقیقت تبدیل نماییم. هدفِ ما، ایجادِ یک فضایِ صمیمی است که در آن، حقیقت گفتن، لذت بخش تر از دروغ گفتن باشد. وقتی کودک حس کند که در خانه، امنیتِ روانی وجود دارد و والدینِ او بیشتر از آنکه به دنبالِ مچ گیری باشند، به دنبالِ رشدِ اخلاقیِ او هستند، خودبه خود درهایِ صداقت به رویِ او باز می شود. به یاد داشته باشید که بهترین مربیِ صداقت برایِ کودک، رفتارِ خودِ ماست. اگر کودک ببیند که ما در برخورد با تلفن هایمان، در توجیهِ تأخیرهایمان یا در قضاوت هایِ فضایِ مجازی مان، صداقت را رعایت نمی نماییم، هیچ بازی و هیچ کلاسِ آموزشی نمی تواند او را به صداقت دعوت کند.
راستگویی، مسری است. وقتی کودک می بیند که پدر یا مادرش در برابرِ یک اشتباهِ بزرگ، بدونِ حاشیه می گوید من اشتباه کردم، این صحنه، ده برابرِ هر بازی و هر سفارش ای در ذهنِ او ثبت می شود. ما با راستگوییِ خودمان، به او یاد می دهیم که انسانِ صادق، انسانِ شجاعی است. شجاعتِ پذیرشِ اشتباه، بالاترین سطحِ صداقت است. اینگونه است که پیوندِ میانِ دین و اخلاق، در لایه هایِ زیرینِ شخصیتِ کودک ریشه می دواند. کودکِ شما زمانیکه با چالشِ دروغ رو به رو می شود، نه به عنوانِ یک گناهِ الهی، بلکه به عنوانِ یک شکستِ شخصیتی به آن نگاه می کند و تلاش می کند با کمکِ آموزه هایِ عملیِ خانوادگی، از آن عبور کند. این همان تربیتی است که او را در طوفان هایِ آینده، در میانه هیاهویِ رسانه ها و فشارِ همسالان، استوار نگه می دارد.
منبع: nooremarefat.ir
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب