نور معرفت

آیت الله بهاءالدینی نماد عینی تواضع و گریز از تشریفات دنیوی بود

آیت الله بهاءالدینی نماد عینی تواضع و گریز از تشریفات دنیوی بود

به گزارش نور معرفت، آیت الله بهاءالدینی نماد عینی تواضع و گریز از تشریفات دنیوی بود و ایشان در دورانی که بستر مرجعیت و شهرت برایشان کاملا مهیا بود، قاطعانه از قبول مصاحبه ها و تهیه مهر رسمی سرباز زدند.



به گزارش نور معرفت به نقل از مهر، آیت ا... سید رضا بهاءالدینی از برجسته ترین فقها، عارفان و معلمان اخلاق در تاریخ معاصر حوزه علمیه قم به شمار می روند که زندگی سرشار از زهد، مجاهدت علمی و کمالات معنوی ایشان، الگویی کم نظیر از پیوند علم و عمل را در چشمان جامعه علمی و مذهبی ایران ترسیم کرد. ایشان با تاکید بر اصالت خاندان و استعداد شگرف خود، از سنین کودکی گام در راه تهذیب و فراگیری علوم آل محمد (ص) نهاد و توانست به مقام عالی اجتهاد و شهود برسد، در حالیکه تا انتهای عمر همیشه از نام و نشان فراری بود و بندگی خالصانه خدا را بر هر نام و شهرتی ترجیح می داد.
سید رضا بهاءالدینی در ۹ فروردین ماه سال ۱۲۸۷ شمسی، مصادف با عید سعید غدیر خم در شهر مقدس قم و در خانواده ای اهل علم، دیانت و تقوا دیده به جهان گشود. نسب شریف این عالم ربانی با واسطه به امام سجاد (ع) می رسد و اجداد بزرگوار او همیشه از چهره های درخشان علمی و مذهبی دوران خود بوده اند که بعضی از آنها تولیت آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه (س) را بر عهده داشتند.
پدر ایشان، سید صفی الدین، مردی وارسته و خادم آستان مقدس حضرت معصومه (س) بود که به سبب انس و الفت فراوان با قرآن کریم و تسلط اعجاب انگیز بر آیات، در بین علمای آن روزگار به «کشف الآیات علما» شهرت داشت. سید صفی الدین علاوه بر خدمت در حرم، در جلسات درس استوانه های علمی قم مانند شیخ عبدالکریم حائری یزدی و شیخ ابوالقاسم کبیر قمی شرکت می کرد و از مناعت طبع، بلندنظری و روحیه خدمت به محرومان برخوردار بود. در کنار چنین پدری، مادر ایشان، بانو فاطمه سلطان، نیز زنی مخلص، مؤمن و از نوادگان فیلسوف بزرگ شرق، ملاصدرای شیرازی بود که بستری سرشار از معنویت و اصالت را برای رشد فرزند خود فراهم ساخت.

نبوغ و دوران تحصیلات ابتدایی حوزوی

نشانه های استعداد خارق العاده، حافظه قوی و درک عمیق از جهان پیرامون از همان دو سالگی در رفتار سید رضا مشهود بود، تا جایی که در همین سنین پا به مکتب خانه گذاشت و به سرعت حمد و سوره، اذان و اقامه و قرائت کامل قرآن کریم را آموخت و موازی با آن، نوشتن را یاد گرفت. وی در ۶ سالگی تحصیلات ابتدایی مکتب را به پایان رساند و وارد مکتب دیگری شد تا متونی چون «نصاب الصبیان» را که لغات را در چارچوب شعر آموزش می داد، در کنار سایر کتاب های رایج آن زمان فرا بگیرد.
در این دوران، نبوغ و موفقیتهای پی درپی این کودک نخبه به گوش آیت ا... شیخ ابوالقاسم کبیر قمی رسید؛ عالمی پارسا و بااخلاص که با تشویق های مکرر و عمیق خود، اشتیاق به علم آموزی را در جان سید رضا دوچندان ساخت. سید رضا با این پشتوانه معنوی، کتاب های مقدماتی حوزه را یکی بعد از دیگری با سرعتی باورنکردنی آموخت. وی هنوز بیشتر از ۱۲ سال نداشت که آمادگی کامل خودرا جهت شرکت در امتحان در محضر آیت ا... شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس عالی قدر حوزه علمیه قم، اعلام نمود. موفقیت تحسین برانگیز این طلبه نوجوان در مقابل حاج شیخ، نه فقط تعجب بزرگان را برانگیخت، بلکه سرآغاز یک ارتباط دوستانه و پرارزش میان او و مؤسس حوزه علمیه شد.

تلاش های بی وقفه علمی در دوران جوانی

پس از اثبات شایستگی های اولیه، زندگی سید رضا جوان به صورت کامل با کتاب، درس و بحث گره خورد، بگونه ای که در طول شبانه روز نزدیک به ۱۶ ساعت را صرف تلاش علمی می کرد و لحظه ای از وقت خودرا به بطالت نمی گذراند. او علاوه بر متون رسمی حوزه، خیلی از علوم مفید و ضروری برای یک پژوهشگر دینی را آموخت و برای آنکه تمرکز خودرا حفظ کند و از ساعات خود بهترین بهره را ببرد، یک سال تمام از فضای مدرسه فیضیه بیرون نرفت، در حالیکه فاصله مدرسه تا منزل خانوادگی او بیشتر از هزار قدم نبود.
مادر فداکارش که از این شوق و اصرار علمی آگاه بود و ساعت استراحت او را می دانست، خود به مدرسه فیضیه می آمد تا فرزندش را ملاقات کند. برنامه های درسی سید رضا در آن ایام به قدری فشرده بود که قبل از طلوع آفتاب، سه یا چهار مباحثه علمی سنگین را اداره می کرد و گاهی حتی قبل از اذان صبح، دو درس کامل را به پایان رسانده بود. دروس سطح حوزه شامل ادبیات عرب، فقه و اصول را نزد اساتید نامداری همچون میرزا محمدعلی ادیب تهرانی، میرزا محمد همدانی، ملاعلی معصومی همدانی و آیت ا... سید صدرالدین صدر گذراند و پایه های علمی خودرا مستحکم ساخت.

ورود به عالی ترین سطوح فقهی و دریافت اجتهاد

آیت ا... بهاءالدینی در سن ۱۹ سالگی که سن خیلی کمی برای ورود به مباحث استدلالی فقهی است، وارد جلسات درس خارج فقه و اصول آیت ا... شیخ عبدالکریم حائری یزدی شد.
ایشان بعد از درگذشت مؤسس حوزه، از محضر دیگر استوانه های بزرگ فقه شیعه همچون آیات عظام سید محمد حجت کوه کمری، سید محمدتقی خوانساری و حاج آقا حسین بروجردی بیشترین بهره های علمی را برد. نکته جالب توجه در شخصیت علمی ایشان این بود که هیچ گاه در صدد جمع آوری عناوین، مدرک گرایی یا دریافت رسمی اجتهاد و روایات نبود؛ در عین حال، به سبب شایستگی عمیق فقهی، فقیه زاهد آیت ا... سید محمدتقی خوانساری شخصاً به ایشان اجازه اجتهاد اعطا کرد.
همچنین، محدث کبیر حوزه، مرحوم شیخ عباس قمی (نویسنده مفاتیح الجنان) نیز اجازه روایت به این عالم گران قدر داد. بعد از اتمام دوره های شاگردی، آیت ا... بهاءالدینی سالیان طولانی از عمر خودرا وقف تدریس عمومی ادبیات، فقه و اصول نمود و بعد از آن نزدیک به بیست سال به تدریس درس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم پرداخت و بعنوان مدرسی موفق، مسلط و مورد وثوق طلاب شناخته شد.
ایشان در طول سال ها تدریس، شاگردان برجسته ای را در سطوح مختلف پرورش دادند که همچون شاگردان دوره سطح ایشان می توان به مرتضی مطهری، علی مشکینی، احمد جنتی، سید مصصطفی خمینی، محمد فاضل لنکرانی، حسینعلی منتظری و احمد آذری قمی اشاره نمود و در حوزه درس خارج نیز بزرگانی چون حسین حیدری کاشانی و احمدی یزدی از محضر ایشان کسب فیض کردند. همین طور کتاب های «سلوک معنوی» و «نردبان آسمان» بخشی از درسهای اخلاقی و مصاحبه های پرارزش ایشان را مکتوب کرده اند.

مکتب اخلاقی و فرار از هوای نفس

با وجود وزن سنگین فقهی، بیشترین شهرت و اثرگذاری آیت ا... بهاءالدینی در طول زندگی، معطوف به جلسات و بحث های اخلاقی عمومی و خصوصی ایشان بود که تا روزهای آخر حیات پربرکتشان ادامه داشت. نکته اعجاب انگیز اینست که ایشان هیچگاه در درس رسمی اخلاقِ کسی شرکت نکرده بود، بلکه این کمالات معنوی را از طریق تهذیب نفس، تفکر عمیق و الگوبرداری از رفتار و منش عملی استادان خود، بخصوص شیخ ابوالقاسم کبیر قمی، کسب کرده بود.
ایشان حقیقت علم را در بندگی و مخالفت با هوای نفس می دانست. خود نقل می فرمود که در دوران جوانی درس «رسائل» می گفتم و شاگردان بسیاری در محفلم حاضر می شدند؛ یکروز که پشت درِ کلاس آمدم و جمعیت زیاد طلاب را دیدم، احساس کردم که نوعی خوشامد نفسانی و هوای نفس در دلم بوجود آمد، همان جا قاطعانه تصمیم گرفتم درسی را که شائبه هوای نفس در آن باشد تعطیل کنم، ازاین رو کلاس را تعطیل کرده و به خانه منتقل نمودم تا تنها عده معدودی بیایند. ایشان همیشه در جواب طلاب که چگونه می توان از معارف الهی بهره مند شد، تأکید می کردند انسان باید بنده خدا باشد نه بنده هوا و هوس، و باید بر خواهش های نفسانی خود مالکیت داشته باشد، نه این که نفس او را به هر سمتی بکشاند.

سیره عملی، تواضع مطلق و گمنامی

آیت ا... بهاءالدینی نماد عینی تواضع و گریز از تشریفات و اعتبارات دنیوی بود. ایشان در دورانی که بستر مرجعیت و شهرت برایشان بطورکامل مهیا بود، قاطعانه از قبول مصاحبه های تلویزیونی، تهیه مهر رسمی، دایر کردن دفتر مراجعات یا حتی خرید منزلی در نزدیکی حرم برای دیده شدن بیشتر سرباز زدند.
هنگامی که ارادتمندان به ایشان اصرار می کردند، می فرمود: «بالاتر از این ها فکر کنید؛ گیرم نام بنده بر سر زبان ها افتاد، وقتی پیش خدا دستم خالی است، این شهرت برای من چه سودی دارد؟ نام بنده موضوعیت ندارد». در رفتار روزمره نیز هیچ شأنی برای خود قائل نبود؛ یکی از شاگردان نقل می کند که بارها همراه ایشان از معابر عبور می کردیم و اگر آقا خسته می شد، در سایه یک دیوار معمولی روی زمین می نشست تا استراحت کند و وقتی به ایشان عرض می شد این کار با شأن شما سازگار نیست و مردم درحال رفت وآمد هستند، می فرمود: «این حرف ها چیست؟ همین جا خوب است. اگر ما بخواهیم اینگونه ملاحظات اعتباری را رعایت نماییم، اگر چیزی هم از معنویت داشته باشیم از ما می گیرند».
روحیه قدرشناسی نسبت به اساتیدی چون آیت ا... بافقی و شیخ عبدالکریم حائری و همین طور حمایت معنوی از نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی نیز از دیگر خاصیت های بارز ایشان بود، به صورتی که همیشه ارادت عمیقی به امام راحل داشت و حرکت ایشان را بزرگ و با برکت می دانست.

کرامات، تفکر مستمر و آگاهی از حقایق برزخی

سلوک معنوی آیت ا... بهاءالدینی به مرتبه ای از صفا و خدامحوری رسیده بود که پاره ای کرامات و آگاهی از حقایق پنهان عالم به ایشان نسبت داده می شد، گرچه خود هیچ گاه ادعایی در اینباره نداشت. بخش عمده ای از روزها و شب های ایشان، بخصوص سحرگاهان بعد از برپایی نماز شب، به تفکر متمرکز می گذشت؛ تا جایی که می فرمود من روی یک جمله از کتاب شریف صحیفه سجادیه چندین سال تفکر کردم و همین اندیشیدن، دریچه های بزرگی از معرفت را به روی انسان می گشاید. این صفا و تفکر سبب شده بود که ایشان دیدی نافذ و برزخی داشته باشد.
به عنوان نمونه، درباره ی یکی از شاگردان با تقوا اما کم استعداد خود که فوت کرده بود، بعد از مدتی فرمود: «فلانی در برزخ چنان رشد علمی پیدا کرده و حرف هایی می زند که اگر در زمان حیاتش به او می گفتند متوجه نمی شد؛ وی در برزخ درباره ی موضوعی در باب طهارت با ما بحث کرد و نظر ما را تغییر داد». همین طور نمونه های مکرری از گره گشایی های مالی غیبی و پنهانی از طلاب تنگدست و آگاهی از نیت های درونی افراد در سیره ایشان ثبت شده است، اما با این وجود ایشان همیشه اصرار داشت که در جهان جز خدا از هیچ کس کاری ساخته نیست و حتی در روزهای بیماری شدید خود، شفا و صلاح را تنها در دست اراده الهی می دانست.
آیت ا... بهاءالدینی بیشتر از چهل سال از عمر خودرا به شکل پنهانی و مستقیم، صرف دستگیری و امدادرسانی به مستمندان و فقرای آبرومند جامعه کرد. پند همیشگی ایشان به آنهایی که در کارهای خیر به او کمک می کردند این بود که کمک ها را حتما در تاریکی شب انجام دهید، آبروی افراد را حفظ کنید و بگونه ای رفتار کنید که شما را نشناسند تا مبادا فردا با دیدن شما احساس خجالت و شکستگی کنند.
این روح بزرگ و خورشید فروزان علم، عرفان و عمل، بعد از طی یک دوره نقاهت و بیماری طولانی، عاقبت در تیرماه سال ۱۳۷۶ شمسی در شهر مقدس قم غروب کرد و جامعه شیعی را غرق در ماتم ساخت. پیکر مطهر این عارف فرزانه بعد از تشییعی باشکوه، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) و در قبری به خاک سپرده شد که بشکلی اعجاب انگیز و بر خلاف پیشبینی و نقشه های معماران حرم، از قبل در فضایی خاص مهیا و آماده شده بود، تا آرامگاه ابدی مردی باشد که تمام عمر در زمین پنهان زیست اما در آسمان ها شناخته شده بود.

1405/04/27
11:59:46
5.0 / 5
4
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۵

پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد