نور معرفت

غزل هایی که تصویر آشنای امام را به هم می زنند

غزل هایی که تصویر آشنای امام را به هم می زنند

به گزارش نور معرفت، نام امام خمینی بیشتر با انقلاب و رهبری گره خورده است، اما دیوان اشعار او از چهره ای دیگر پرده برمی دارد؛ شاعری که با زبان عشق و عرفان، تجربه های درونی خویش را روایت کرده است.



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کمتر کسی تصور می کرد مردی که نامش با انقلاب، مبارزه و رهبری گره خورده است، در خلوت خود غزل هایی بسراید که پر از «می»، «ساقی»، «خرابات» و «زلف یار» باشد. سال ها تصویر عمومی از امام خمینی، تصویر یک رهبر سیاسی و مرجع دینی بود؛ اما انتشار دیوان اشعار او، چهره دیگری را نیز به مخاطبان نشان داد؛ چهره شاعری که جهان را از دریچه عشق و عرفان می دید.

بنابر روایت فارس، در نگاه نخست، شاید خواندن برخی از شعرهای امام برای بسیاری غافلگیرکننده باشد. چطور امکان دارد فقیهی نامدار و رهبر یک انقلاب، چنین سخن بگوید:

«من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم»

اما برای کسانیکه با سنت شعر عرفانی فارسی آشنا هستند، این زبان چندان عجیب نیست.

شعر امام خمینی از همان رودخانه ای سیراب می شود که حافظ، مولانا و عطار از آن نوشیده اند. در غزل های وی نیز واژه هایی مانند می، ساقی، پیر مغان و خرابات حضور دارند؛ واژه هایی که در ظاهر رنگ و بوی دنیایی دارند، اما در ادبیات عرفانی نشانه های سلوک و دلدادگی اند.

او حتی گاهی چنان به حافظ نزدیک می شود که خواننده ناخودآگاه به یاد لسان الغیب می افتد:

«بگذار تاکنون خود افتان و خیز خویش

با زلف یار بگذرانم شب دراز را»

در این شعرها، امام بیشتر از آنکه یک سیاست مدار باشد، یک عاشق است؛ عاشقی که از فراق می گوید، از شوق وصال سخن می گوید و از درد دوری می نالد.

اما دنیای شعر امام فقط دنیای عشق نیست. در لایه ای دیگر، نوعی اعتراض و نقد نیز دیده می شود. او مانند خیلی از شاعران عارف، با ریاکاری و ظاهرپرستی سر سازگاری ندارد. بارها از زاهدان ریاکار انتقاد می کند و در مقابل، از «رند» دفاع می کند؛ انسانی که شاید ظاهرش مطابق معیارهای رایج نباشد، اما دلش از صداقت و عشق لبریز است.

همین خصوصیت سبب شده است برخی محققان از «رندی» و «ملامت گری» بعنوان یکی از مهم ترین عناصر شعر امام یاد کنند. در این نگاه، شاعر می خواهد نقاب ها را کنار بزند و حقیقت را بی واسطه ببیند؛ حتی اگر این حقیقت با پسند عمومی سازگار نباشد.

نکته مهم دیگر اینست که عرفان امام خمینی، عرفان گوشه نشینی نیست. خیلی از عارفان برای رسیدن به مقصود، خلوت و انزوا را انتخاب می کردند؛ اما امام سال ها در متن اجتماع حضور داشت. او هم زمان که به سیاست، مبارزه و مسایل اجتماعی می اندیشید، جهان عرفانی خویش را نیز حفظ نموده بود. بنابراین در شعرهایش، عرفان از زندگی جدا نیست.

در میان انبوه نوشته ها، سخنرانی ها و آثار فقهی و فلسفی امام خمینی، دیوان شعر او شاید بیشتر از هر چیز یادآور این حقیقت باشد که پشت چهره رهبر انقلاب، انسانی ایستاده بود که جهان را با زبان عشق نیز روایت می کرد؛ زبانی که هنوز بعد از سال ها، برای خیلی از مخاطبان تازگی و شگفتی دارد.

در غزل های وی هم واژه هایی مانند می، ساقی، پیر مغان و خرابات حضور دارند؛ واژه هایی که در ظاهر رنگ و بوی دنیایی دارند، اما در ادبیات عرفانی نشانه های سلوک و دلدادگی اند. ازاین رو در شعرهایش، عرفان از زندگی جدا نیست.


منبع:

1405/03/16
09:14:36
5.0 / 5
7
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۲
لینک دوستان نور معرفت

پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد