نور معرفت

غدیر، معیار تشخیص معنویت اصیل از طریقت های بی ریشه

غدیر، معیار تشخیص معنویت اصیل از طریقت های بی ریشه

نور معرفت: حال که بازار معنویت های بدلی و حلقه های صوفیانه رونق یافته، راه نجات همان نسخه غدیر یعنی رجوع به ثقلین است.



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، راه غدیر، راه برگشت به ثقلین است؛ راهی که در آن خداوند خالق است و ما مخلوق اوییم، امام حجت منصوب الهی است نه یک مفهوم انتزاعی و عرفانی، و دین از سرچشمه وحی و عترت گرفته می شود، نه از ذوق، مکاشفه، فلسفه پردازی یا طریقت های بی ریشه. غدیر در واقع اعلام مرجعیت دائمی خاندان علیهم السلام برای فهم دین و صیانت از معارف الهی است؛ مرجعیتی که امت را از سرگردانی در بین مکاتب و قرائت های متعدد حفظ می نماید.
بنابر روایت تسنیم، در طول تاریخ گاه میان آن چه به نام دین یا ابزار فهم دین مطرح شده و صراطی که پیامبر اکرم صلی الله مقابل وآله در غدیر ترسیم کرد، فاصله افتاده است. سوگوارانه، در بعضی دوره ها بخشهایی از جامعه اسلامی و حتی جامعه شیعی، بجای اتکا بر آموزه های روشن قرآن و عترت، تحت تأثیر برخی جریان های فکری و نحله های صوفی قرار گرفتند. بنابراین، بجای آنکه معرفت دینی از مکتب خاندان علیهم السلام گرفتن شود، برخی مفاهیم و اصطلاحات گرفته شده از میراث یونانی، ذوقیات صوفیانه یا دستگاههای فکری بیگانه، جایگزین زبان وحی شد و کم کم فاصله ای عمیق با ادبیات ثقلین پدید آمد.
یکی از مهم ترین آثار این فاصله، جابه جایی مرجعیت معرفتی بود. در مکتب خاندان علیهم السلام، معیار شناخت حق، قرآن و عترت اند؛ اما در بعضی مکاتب، تجربه های شخصی، کشف و شهود، مکاشفات فردی یا مبانی فلسفی بجای نصوص وحیانی نشستند. نتیجه آن شد که گاه سخن یک عارف، شیخ یا صاحب مکاشفه، در عمل بالاتر از روایت و آموزه معصوم مورد توجه قرار گرفت. در حالیکه غدیر آمده است تا مسیر دریافت دین را روشن کند و راه هرگونه مرجعیت موازی با خاندان علیهم السلام را ببندد.
یکی دیگر از دستاوردهای این فاصله، ورود به مباحثی بود که خاندان علیهم السلام از تعمق و ورود بی ضابطه در آن نهی کرده اند؛ همچون کنکاش در ذات الهی. در مکتب وحی، خداوند خالق، صمد، بی نیاز، بی مثال و منزه از حلول، اتحاد، ترکیب و تجزیه است. اما برخی دستگاههای فکری با طرح مفاهیمی چون مراتب وجود، تجلی ذات، اعیان ثابته و وحدت وجود، گاه مرز میان خالق و مخلوق را کم رنگ کردند. در چنین تقریرهایی، موجودات نه آفریده های مستقل از خالق، بلکه ظهورات و تجلیات حقیقت وجود معرفی شدند؛ در حالیکه ادبیات قرآن و عترت بر تمایز روشن میان خالق و مخلوق، و حادث بودن عالم و ربوبیت مطلق الهی تاکید دارد.
همچنین در بعضی تقریرهای صوفیانه، مفهوم «انسان کامل» چنان توسعه یافت که گاه جایگاه امامت الهی را به مفهومی عام و قابل تطبیق بر قطب، مرشد یا شیخ طریقت تقلیل داد. حال آنکه در مکتب خاندان علیهم السلام، امام فقط انسانی کامل یا سالکی به کمال رسیده نیست، بلکه حجت منصوب از طرف خداوند، وارث علم الهی و محور هدایت خلق است؛ وجود مقدسی است که طبق احادیث، هر روز بر علم شان افزوده می شود. از ین جهت، هر جریانی که مرشد یا قطب را در جایگاه مرجع معنوی مستقل از امام معصوم بنشاند، خواه ناخواه از حقیقت امامت فاصله گرفته و زاویه ای خطرناک با فرهنگ غدیر پیدا کرده است.
از سوی دیگر، برخی آموزه های صوفیانه بجای تربیت جامع انسان مؤمن، به ذکرهای بی پشتوانه، ریاضت های ساختگی، عزلت گزینی های افراطی، بی اعتنایی به مسئولیت های اجتماعی، گرایش به علوم غریبه و ارتباط با امور مبهم و غیرقابل ارزیابی دامن زدند. این نوع معنویت با معنویت خاندان علیهم السلام تفاوتی بنیادین دارد؛ برای اینکه مکتب عترت، هم دعا و ذکر دارد و هم جهاد و مسئولیت؛ هم زهد دارد و هم کار و خانواده؛ هم اشک و عبادت دارد و هم عقلانیت، شریعت، خدمت به مردم و مبارزه با باطل. زهد علوی، فرار از زندگی نیست، بلکه رهایی از اسارت دنیاست.
غدیر همین طور مرزبان عقلانیت دینی در مقابل بدعت هاست. یکی از خاصیت های مهم مکتب خاندان علیهم السلام آنست که عقل را در چهارچوب هدایت وحی به کار می گیرد و از افتادن در دام تخیلات، مکاشفات غیرقابل سنجش و ادعاهای اثبات ناپذیر جلوگیری می کند. از تفسیر به رأی در مقابل نص و نیز از ذوق پرهیز می دهد و عقل را در چهارچوب نقل معصوم حجیت می دهد. هرگاه جامعه دینی از این معیار فاصله گرفته، زمینه برای پیدایش فرقه ها، قطب سازی ها، کرامت فروشی ها و ادعاهای معنوی بی ضابطه فراهم گشته است. در حالیکه فرهنگ غدیر، انسان را به سنجش همه ی باورها و رفتارها با میزان قرآن و عترت فرا می خواند.
امروز نیز جامعه اسلامی بالاتر از هر زمان دیگر به برگشت به نسخه های اصیل خاندان علیهم السلام نیازمند است. در روزگاری که بازار معنویت های بدلی، حلقه های شبه عرفانی و مکاتب التقاطی رونق یافته، راه نجات همان راهی است که پیامبر اکرم صلی الله مقابل وآله در غدیر معرفی کرد؛ یعنی تمسک همزمان به قرآن و عترت. هرچه این پیوند مستحکم تر شود، جامعه از انحرافات فکری، بدعت ها و طریقت های بی ریشه مصون تر خواهد ماند و به حقیقت دین نزدیک تر خواهد شد.
بطور خلاصه، نتیجه آن شد که گاه سخن یک عارف، شیخ یا صاحب مکاشفه، در عمل بیشتر از روایت و آموزه معصوم مورد توجه قرار گرفت. از تفسیر به رأی در مقابل نص و نیز از ذوق پرهیز می دهد و عقل را در چهارچوب نقل معصوم حجیت می دهد. هرچه این پیوند مستحکم تر شود، جامعه از انحرافات فکری، بدعت ها و طریقت های بی ریشه مصون تر خواهد ماند و به حقیقت دین نزدیک تر خواهد شد.
1405/03/14
23:36:56
5.0 / 5
5
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۴
لینک دوستان نور معرفت

پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد