مقایسه با معصوم
به گزارش نور معرفت، محمدکاظم شاه آبادی و محمدعلی کمالی نیا در یادداشتی مشترک نوشتند: در موضوع جایگاه والا و انحصاری ائمه اطهار علیهم السلام، ادله مهمی وجود دارد؛ همچون آیه تطهیر، روایت ثقلین، روایت کتاب اصول کافی «الأئمة خلفاء ا... فی ارضه» و و ده ها دلیل قطعی دیگر.
مبلغ - در نگاه دقیق اعتقادی، «قیاس» به مفهوم هم طراز دانستن مقام غیرمعصوم با معصوم، اشکال دارد؛ یعنی اگر به عنوان مثال گفته شود دانش فلان عالم هم سنگ علم امام صادق(ع) است یا زهد وی در حد زهد حضرت علی(ع) است، چنین تعابیری از آن جهت ناصحیح است که مستلزم یک سان انگاری غیرمعصومین با جایگاه والای ائمه اطهار است.
در موضوع جایگاه والا و انحصاری ائمه اطهار علیهم السلام، ادله مهمی وجود دارد؛ همچون آیه تطهیر، روایت ثقلین، روایت کتاب اصول کافی «الأئمة خلفاء الله فی ارضه» و و ده ها دلیل قطعی دیگر.
امّا دراین میان عدّه ای به داستانی از امیرالمؤمنین علی(ع)استناد می کنند که حضرت می فرماید:
«لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله ضد وآله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ، وَلَا یُسَوَّی بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُ عَلَیْهِ أَبَداً؛ هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ.»
در این مورد باید اظهار داشت:
فضای این خطبه، فضای تبیین هدایت الهی و صدمه شناسی انحراف جامعه است. حضرت علی(ع) ابتدا به توحید و نقش خداوند در هدایت انسان اشاره می کنند، سپس فلسفه بعثت پیامبر(ص) را نجات مردم از جهل و فتنه معرفی می نمایند. در ادامه، عوامل انحراف جامعه را بیان کرده و اهل بیت(ع) را به عنوان محور هدایت، علم و پاسداری از دین معرفی می کنند. در آخر هم ضمن اشاره به زمان حکومت خود، بر برگشت حق به جایگاه واقعی آن تاکید دارند.
در مجموع، پیام اصلی خطبه اینست که همان گونه که پیامبر(ص) انسان ها را از گمراهی نجات داد، بعد از ایشان هم حفظ دین و ممانعت از انحراف، در گرو پیروی از اهل بیت(ع) است.
در واقع حضرت درصدد بیان این نکته اند که اهل بیت، به جهت آن که محل نزول وحی، معدن رسالت و کانون هدایت الهی هستند، از حیث اثباتی بر تمام امت مقدم اند و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که از آنان به پیامبر اکرم صلی الله ضد وآله نزدیک تر است. بنابراین، روایت اساساً در مقام نفی مقایسه مقامی میان خاندان علیهم السلام و دیگران نیست بلکه در مقام بیان انحصار جانشینی پیامبر در خاندان علیهم السلام می باشد.
به بیان دیگر، اشتباه اصلی در اینست که میان دو نوع مقایسه تفکیک نشده است. روایت، ظهور در مقایسه عرضی دارد؛ یعنی دو شخص یا دو مقام در عرض یکدیگر قرار گیرند و هم ارز تلقی شوند. چنین مقایسه ای درباره ی خاندان علیهم السلام بطور قطع باطل است و عقل و نقل هر دو آنرا نفی می کنند.
اما مقایسه طولی، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه در معارف دینی ما فراوان دیده می شود. بعنوان مثال، وقتی گفته می شود اطاعت از ولی فقیه مانند اطاعت از خداست، مقصود هیچگاه هم رتبه دانستن ولی فقیه با خداوند نیست؛ بلکه مراد اینست که ولایت الهی در طول خود به پیامبر، سپس به امام معصوم و در مرتبه بعد، به فقیه جامع الشرایط تفویض شده است. بنابراین، این مماثلت، مماثلت طولی است، نه عرضی.
نمونه روشن تر آن، آیه شریفه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ» است. آیا قرار گرفتن اطاعت رسول در کنار اطاعت خداوند به مفهوم هم رتبه بودن پیامبر با خداست؟ روشن است که چنین نیست؛ بلکه این هم یک مماثلت طولی است و از همین رو هیچ اشکالی در آن وجود ندارد.
همین طور در روایتی که درباره ی زکریا بن آدم نقل شده است، هنگامی که ایشان از امام رضا ضد السلام اجازه خواستند قم را ترک کنند، حضرت فرمودند که خداوند همان گونه که بواسطه وجود موسی بن جعفر علیهماالسلام بلا را از اهل بغداد دفع می کند، بواسطه وجود تو هم بلا را از اهل قم دفع می کند. روشن است که این بیان هم هیچگاه در مقام اثبات مقامات امام کاظم ضد السلام برای زکریا بن آدم نیست، بلکه فقط از یک مماثلت طولی حکایت می کند.
از این نمونه ها در قرآن و روایات موارد مختلفی وجود دارد.
به همین جهت باید توجه داشت که گاهی تعابیری به کار می رود که ناظر به «الگوی گیری» از ائمه است، نه ناظر به سنجش مقامات. برای مثال، اگر گفته شود ضرورت تبعیت از پدر یا مرجع تقلید، مشابه ضرورت تبعیت از امام معصوم است، این سخن به مفهوم هم سطح دانستن مقام ها نیست؛ بلکه فقط بیان یک نسبت و کارکرد در دو سطح متفاوت می باشد و اشکال اعتقادی ندارد، چونکه در اینگونه بیان ها اصل تفاوت جایگاه ها بطورکامل محفوظ است.
همین طور اگر از باب تشبیه گفته شود مردم همان گونه که امام حسین(ع) را در کربلا تنها گذاشتند، عالم شهر را هم بی یار و یاور رها کردند و به او کمک نکردند، یا اگر گفته شود فلان عالم مانند جدش حضرت علی(ع) مظلوم واقع شد، این هم فی نفسه اشکالی ندارد این نوع بیان اشکالی ندارد؛ چونکه فقط برای تقریب ذهن و بیان یک شباهت در رفتار اجتماعی به کار رفته است.
نکته ی اساسی اینست که میان معصوم و غیرمعصوم تفاوتی بنیادین وجود دارد؛ همچون عصمت الهی اهل بیت(ع)، علم لدنی و کمال باطنی آنان که هیچ کس به آن مرتبه نمی رسد. بدین سبب اگر این مرزها حفظ شود، تشبیه و مقایسه در حد بیان شباهت های ظاهری، رفتاری یا تاریخی اشکالی نخواهد داشت.
برای مثال، میتوان گفت سلیمان بن صرد خزاعی گرفتار تردید شد و در زمان لازم به یاری امام حسین(ع) نشتافت. حالا هم باید از تردید پرهیز کرد؛ چونکه امکان دارد انسان در بزنگاه های حساس گرفتار تردید شود و بنابراین از یاری جبهه حق بازبماند و ناخواسته جبهه باطل را تقویت کند. این نوع تشبیه، در صورتیکه همراه با رعایت حدود اعتقادی باشد، بدون اشکال است؛ چونکه در آن، رهبر جامعه ی دینیِ غیرمعصوم هم طراز معصوم قرار داده نشده، بلکه از وقایع تاریخی عصر معصوم برای عبرت گیری و تحلیل شرایط مشابه استفاده شده است.
اساسا باید توجه داشت که ائمه اطهار(ع) الگو و اسوه ی شیعیان هستند. الگو بودن به این معناست که انسان در وضعیت مشابه، همان رفتاری را انجام دهد که ائمه(ع) انجام داده اند؛ یعنی سعی برای شبیه شدن به سیره و روش آنان. تحقق این هدف، مستلزم آنست که شرایط، افراد و جریان های زمانه با شرایط عصر ائمه(ع) مقایسه و سنجیده شوند.
خصوصاً باتوجه به این حقیقت که حق و باطل دو جریان همیشگی در طول تاریخ اند که همیشه در تقابل با یکدیگر قرار داشته اند: ائمه(ع) رهبران جریان حق و دشمنان آنان نمایندگان جبهه باطل بوده اند. این دو جریان در زمان ما هم استمرار دارند؛ جریان حق در امتداد حرکت اهل بیت(ع) و در جهت دین حق، و جریان باطل در راه مقابل، در پیروی از شیطان و در تقابل با دین خدا.
بر این اساس، یکی از مهم ترین راهکارهای جبهه حق، استفاده از تجربه تاریخی، آموزه ها، درس ها و عبرت های دوران ائمه(ع) در رویارویی با جبهه باطل است؛ چه در زمینه مبارزه و چه در زمینه اداره جامعه و حکومت. شناخت شباهت ها و تفاوت ها و فهم دقیق عملکرد، سیاستها و راهبردهای معصومان(ع) همچون وظایف اساسی شیعیان بشمار می رود و سعادت دنیوی و اخروی آنان تا حد زیادی به این امر وابسته است.
از این رو، در مقام نکوهش افراد هم آنان را با ائمه(ع) می سنجند و می گویند: «آیا امیرالمؤمنین علی(ع) هم چنین رفتاری داشت که شما انجام می دهید؟» و هیچ کس بر این نوع مقایسه اشکال نمی گیرد که چرا فردی غیرمعصوم با امیرالمؤمنین(ع) مقایسه شده است؛ چونکه مقصود، سنجش رفتار با معیار و الگوی کامل است، نه هم تراز دانستن افراد با آن حضرت. به همین قیاس، اگر در مقام مدح یا الگوگیری هم کسی رفتار فردی را با اهل بیت(ع) مقایسه کند، این تشبیه فی نفسه محل اشکال نخواهد بود.
البته روشن است که این مورد نیازمند کار علمی دقیق و تخصصی است.
در نهایت برای روشن تر شدن بحث، به چند روایت توجه می شود که در آنها نوعی پیوند، تنزیل یا تشبیه میان معصوم و غیرمعصوم، یا میان جایگاه اهل بیت(ع) و پیروان که توسط خود معصومان(ع) طرح شده است:
1- امام باقر(ع) فرمودند:
«إنَّ لِرَسولِ اللهِ(ص) الشَّفاعَةَ فی أُمَّتِهِ، وَلَنا شَفاعَةٌ فی شِیعَتِنا، وَلِشِیعَتِنا شَفاعَةٌ فی أَهالیهِم.»
رسول خدا(ص) شفاعت امت خودرا دارد، ما شفاعت شیعیان خودرا داریم، و شیعیان ما هم برای خانواده ها و نزدیکانشان شفاعت می کنند. (بحارالأنوار، ج 8، ص 38)
2- امام صادق(ع) فرمودند:
«نَحنُ صُبَّرٌ، وَ شِیعَتُنا أَصبَرُ مِنّا، وَ ذلِکَ أَنّا صَبَرنا عَلی ما نَعلَمُ، وَ هُم صَبَروا عَلی ما لا یَعلَمونَ.»
ما اهل صبر هستیم و شیعیان ما از ما هم شکیباترند؛ چونکه ما بر آن چه می دانیم صبر می نماییم و آنان بر آن چه نمی دانند صبر می ورزند. (تفسیر قمی، ج 2، ص 141)
3- پیامبر اکرم(ص) در تبیین آیه ی «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» فرمودند: «أتَدری مَن هُم یا ابنَ أُمِّ سُلَیم؟»
عرض کردم: آنان چه کسانی هستند ای رسول خدا؟
فرمودند: «نَحنُ أهلُ البَیتِ وَ شِیعَتُنا.»
یعنی: ما خاندان و شیعیان ما هستند که با یاد خدا دل هایشان آرام می گیرد. (بحارالأنوار، ج 35، ص 405)
4- امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «اتَّقوا فِراسَةَ المُؤمِنِ فَإنَّهُ یَنظُرُ بِنورِ اللهِ.» و در توضیح فرمودند: ما از نور خدا آفریده شده ایم و شیعیان ما از شعاع نور ما هستند؛ آنان پاکان وبرگزیدگان اند و نورشان همچون ماه در شب تاریک، دیگران را روشن می سازد. (بحارالأنوار، ج 25، ص 21)
5- همین طور امام کاظم(ع) فرمودند:
«مَن لَم یَستَطِع أَن یَصِلَنا فَلیَصِل فُقَراءَ شِیعَتِنا، وَ مَن لَم یَستَطِع أَن یَزورَ قُبورَنا فَلیَزُر قُبورَ صُلَحاءِ إِخوانِنا.»
یعنی: هر کس نمی تواند به دیدار ما بیاید، به دیدار فقیران شیعه ما برود، و هر کس نمی تواند قبرهای ما را زیارت کند، قبور صالحان از برادران مؤمن ما را زیارت کند. (وسائل الشیعة، ج 6، ص 332)
در جمع بندی این روایات میتوان اظهار داشت که در بیان معصومان(ع)، گاه میان جایگاه اهل بیت(ع) و شیعیان و پیروان آنان نوعی تنزیل یا تشبیه در مراتب بیان شده است؛ بدون آن که مرز میان مقام معصوم و غیرمعصوم از بین برود یا هم طرازی اعتقادی میان آنها القا شود.
بنابراین، این روایات نشان میدهد که اصلِ استفاده از تشبیه، تنزیل یا بیان شباهت های تربیتی و معنوی، در کلام معصومان(ع) وجود داشته است و هدف از آن، ایجاد فهم عمیق تر، پیوند عملی با الگوهای دینی و تقویت مسیر هدایت بوده است، نه هم سطح دانستن مقامات.
منبع: nooremarefat.ir
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب