نور معرفت
پژوهشگر تاریخ اسلام حوزه علمیه قم :

امام رضا(ع) با پذیرش مشروط ولایتعهدی، مشروعیت مأمون را زیرسوال برد

امام رضا(ع) با پذیرش مشروط ولایتعهدی، مشروعیت مأمون را زیرسوال برد

امام رضا (ع) با پذیرش ولایتعهدی، مشروعیت حکومت مأمون و عباسیان دیگر را به زیر سوال برد، بلکه مشروعیت حکومت خلفای پیشین را هم که غاصبانه بر مسندی نشسته بودند که استحقاق آنرا نداشتند.



خبرگزاری مهر -گروه دین و آئین-نگار احدپور اقبلاغ: امروز یازدهم ذی القعده سالروز میلاد با سعادت حضرت امام علی بن موسی الرضا ضد آلاف التَّحیَه و الثَّناءِ است. به همین مناسبت و برای آشنایی بیشتر با سیره فرهنگی و سیاسی امام رضا ضد السلام با حجت الاسلام امیرعلی حسنلو، استاد حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه قم و پژوهشگر تاریخ اسلام به گفتگو نشستیم که در ادامه حاصل آنرا می خوانید:
حجت الاسلام امیرعلی حسنلو با اشاره به سیره فرهنگی و سیاسی حضرت امام رضا (ع) اظهار داشت: سیره فرهنگی امام رضا (ع) باتوجه به شرایط عصر و زمانه حضرت بسیار قابل توجه و الهام بخش و الگوگیری برای اهل فرهنگ و علم و تبلیغ است، دوران حیات و امامت امام رضا (ع) از جهاتی بسیار مهم است؛ عصر ورود فرهنگ های مختلف به جهان اسلام و عصر ترجمه و ظهور اندیشه های نوین کلامی و عصر خردگرایی های صواب و ناصواب و عصر امام از دیگر عصرها مهم می باشد شاید از همه دوره ها در تمدن اسلامی بخصوص با رویدادهای خاص از همه دوره ها متمایز است.

شرایط سیاسی دوران امامت حضرت علی بن موسی الرضا (ع)
وی اضافه کرد: حضرت امام علی بن موسی الرضا ضد السّلام در سال ۱۴۸ هجری قمری دیده به جهان گشودند، آن حضرت تا سال ۱۸۳ هجری قمری در خدمت پدر گرانقدر خود بودند و در این سال بود که پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سن ۳۵ سالگی به امامت رسیدند. ازاین رو باید دوران امام رضا ضد السّلام از سال ۱۸۳ هجری قمری تا سال ۲۰۳ هجری قمری که سال شهادت ایشان است، دانست، که با سه تن از خلیفه های عباسی معاصر است؛ هارون الرشید، محمّد امین، عبدالله مأمون. برای تبیین شرایط سیاسی این دوره از تاریخ اسلام به موضوع هایی همچون قلمرو بزرگ و بحران مشروعیت خلافت باید توجه نمود.
حسنلو عنوان کرد: در زمان هارون به واسطه ی گسترش فتوحات مناطق بسیاری تحت سلطه ی عباسیان درآمد، گوستاو لوبون می نویسد: اسلام در عصر هارون و پسرش مأمون به اوج گسترش خود رسید چه این که کشور آنها تا سر حدّ چین اتصال پیدا کرد و در آفریقا هم بربرها در مقابل حملات عرب تا حبشه و یونانیان تا بسفور متواری شدند. از سمت مغرب دامنه آن تا اقیانوس اطلس وسعت پیدا کرده بود. نخستین موردی که از این تنوع ملیّت ها در قلمرو اسلامی میتوان حدس زد، تبادل فرهنگ اجتماعی میان مسلمانان و مردم مناطق مفتوحه است که باعث تضارب افکار و اعتقادات می گردد.
این پژوهشگر تاریخ اسلام خاطرنشان کرد: به جز امیر مؤمنان (ع) تمام خلفای بعد از رسول الله به سبب منحرف شدن از روند جانشینی از آنچه حضرت رسول (ص) به امر الهی برنامه ریزی کرده با معضل مشروعیت به بحرانی گرفتار بودند و مدام در فکر حل این بحران فکری و اجتماعی بودند و هریک به شکلی دست آویز برای مشروعیت حاکمیت خود می یافتند؛ اما با این همه نگرانی از جبران خلاء مشروعیت همواره در رنج و گرفتار چالش های لا ینحل بودند؛ از این روی همه خلفای عباسی ادعای خلافت و جانشینی پیامبر اکرم صلّی الله ضد و آله را داشتند. امّا هارون الرشید برای جبران مشروعیت در این ادعا قدمی فراتر نهاد و اظهار داشت: ما از رسول خدا صلّی الله ضد و آله ارث بردیم، امّا خلافت الهی در ما باقی می ماند. چون امین بر تخت خلافت تکیه زد اظهار داشت: من بر خلافت خداوند دست یافتم و ارث پیامبر خدا از آن پدرم بود. میتوان گفت آنان با این حیله می خواستند تا با پیامبر اکرم صلّی الله ضد و آله مقایسه نشوند و هر کاری که آنها انجام می دهند مؤید من عند الله تلقی گردد.
مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه اشاره کرد: هارون پیش از مرگ خود ابتدا برای پسرش امین و سپس با مأمون بعنوان خلیفه های بعدی بیعت گرفت. امّا با مرگ پدر نزاع سختی بین دو برادر گرفت که شاید در بین امویان به این سنخ صورت نگرفته بود؛ سرانجام مأمون که همراه سپاه پدرش در مرو بود توانست بر امین چیره گردد. امّا اطرافیان مأمون حتی دبیر و کاردار او، فضل بن سهل همه ایرانی بودند. عده ای از مورخین معتقدند که حمایت ایرانی ها از مأمون که مادر و مربی اش ایرانی بود به خاطر این بوده است که در سایه ی او بتوانند عنصر ایرانی را بر عرب ترجیح داده و بر قلمرو اسلامی مسلّط نمایند و به سلطه ی اعراب بر ایران آخر دهند که نمونه ی آن حکومت طاهریان بود. مشروعیت یک بحران سیاسی دامنه دار بود که مأمون با حمایت ایرانی بخشی از آنرا که پایگاه مردمی بود می خواست فراهم نماید؛ بخش دیگری از آنرا با دعوت امام رضا (ع) وجلب توجه علویان و بنی هاشم می خواست فراهم نماید؛ بعد از غلبه بر مأمون طرفداران او را هم به شکلی به سمت خود جذب نمود؛ اما در کل مشروعیت مطلوب برای عباسیان هنوز فراهم نگردیده است که مأمون دوران خویش را به سرعت سپری و این بحران را به جانشینان خود به ارث گذاشت؛ مشروعیت حاکمیت مبحث مهم برای حاکمان در تمام دوران بوده است.
اقدامات امام رضا (ع) در زمینه مسائل سیاسی در دوران هارون نسبت به مردم و حکمای عباسی
وی اضافه کرد: بعد از قدرت گیری عباسیان سرکوب علویان از فرزندان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به شدت در اوج بود؛ خیلی از سادات و امام کاظم به دستور هارون به شهادت رسیدند؛ زمان هارون اختناق شدید حکمفرما بود و شرایط برای علویان سخت بود، در عین حال شورش های فراوان در نقاط مختلف شامل حجاز و شرق و مرکز خلافت در جریان هست؛ بحران مشروعیت حکومت هارون هم همچنان برای او آزار دهنده است؛ شورش ها و قیام های زیدیه و جریان فخ و شهدای فخ و… در این دوره هست و شورش خوارج و دیگر ناآرامی ها در این دوره برای هارون مشغله و معضل پیچیده و بزرگ است که بر محور مشروعیت حاکمیت او می چرخد؛ هارون مشغول سرکوب این قیام هاست از طرفی نگرانی بزرگ وی در مدینه و به سمت امام رضا (ع) جلب شده بود و مامورانی داشت که تمام تحولات و آمد و رفت را کنترل و گزارش می نمایند؛
حسنلو اشاره کرد: امام رضا (علیه السّلام) از یک سو با خطر دستگاه حکومت طاغوتی هارون و از طرفی دیگر با نیاز جدّی پیروانشان به معارف ناب مواجه گشتند. در وضعیتی که بنی عباس هیچ ابایی از هجوم بر مدینه و به خانه مسلمانان ندارد، آن حضرت در این شرایط سخت باید روش و سیره روشن نبوی و علوی حراست نموده و از پیروان خاندان که در معرض خطر انحراف و پراکنده شدن هستند دفاع نماید جریانی چون واقفیه برای شیعه خطر داشت و فرقه فرقه شدن شیعه جدی بود از طرفی اختناق شدید برای امام از سوی حکومت اما امام (ع) بدون واهمه و نگرانی امر امامت خویش را آشکارا اظهار می نمود تا جائیکه بعضی از اصحاب نگران جان امام بودند.
وی عنوان کرد: در این شرایط حتی فردی چون محمدبن سنان که از یاران نزدیک به سه امام بود و بیشتر از هزار روایت ضبط نموده بود، خطاب به امام رضا (علیه السّلام) گفت «إنّک قد شَهَّرْتَ نَفْسَکَ بهذا الأمرِ وجَلَسْتَ مَجلِسَ أبیکَ وسیفُ هارونَ یَقطرُ الدمَ»، چطور در مقابل این خلیفه خونریز خویش را قائم مقام و جانشین پدرتان می خوانید؟ صفوان بن یحیی هم نگران بود به امام عرض کرد: «إنّک قد أَظْهَرْتَ أمراً عظیماً وإنّا نَخافُ علیک من هذا الطاغی». هر دو کلام نشان میدهد که نوعی دلهره و نگرانی از طرف هارون بر ایشان مستولی گشته و یاران و دلسوزان بیم نتایج ناگوار اقدام امام را دارند. این نگرانی ها به این جهت بود که امام کاظم (ع) درشرایط سخت بود و جانشین خویش را آشکار معرفی نکرده بود.
این استاد حوزه خاطرنشان کرد: با این وجود امام رضا (علیه السّلام) با درک شرایط و با شجاعت و صراحت، نه تنها از این اقدام صرف نظر ننمود، بلکه به تبیین امر امامت خود پرداخته و مطابق روایاتی که نشان از تسلط امام (علیه السّلام) بر وضعیت دارد، تاکید نمود اگر صدمه ای از طرف هارون به من رسید، امامت مرا نپذیرید. در جواب امام (علیه السّلام) به محمدبن سنان آمده است که «آنچه مرا به این کار بی پروا ساخته، سخن پیامبر (ص) است که فرمود: اگر ابوجهل یک مو از سر من گیرد گواه باشید که من پیامبر نیستم.» من هم به شما می گویم که اگر هارون مویی از سر من کاهش داد، گواه باشید که من امام نیستم». این سخن آرامش خاطری به اصحاب می داد؛ امام در مقابل واقفیه هم به این مورد اشاره کرده و می فرمود اگر کوچک ترین صدمه ای از هارون به خاطر این اقدام، یعنی اعلام امامت، به من رسید، امامت مرا نپذیرید. جالب تر آن که حضرت حتی آشکارا نشانه ها و خصوصیت های شیعه و جایگاه و منزلت امامت بیان می نمود و از این جهت روشنگری فرمود که امام به حق اوست. و این موضع گیری بسیار لازم بود تا مردم بفهمند جایگاه امامت و شخص امام را بشناسند چون هارون خود ادعاهای عجیبی افزون بر خلافت داشت و مدعیان امامت هم بودند بنابراین اگر امام موضع نمی گرفت راه گم می شد. حضور امام در جلسات و مناظرات همه در این جهت بود که مردم امام واقعی را از مدعیان دروغین امامت تشخیص دهند. باتوجه به این شرایط در این دوران امام به شدت جایگاه امامت را در مخالف خلافت نامشروع تبیین می نماید و آشکارا و بدون ترس حقانیت خویش را که در این شرایط به شدت لزوم داشت اظهار داشت برای همه فرقه ها همچون واقفیه که خیلی از آنها به سمت امام جلب شدند. باتوجه به توضیحات بالا، امام در این شرایط سخت شیعه را از تفرقه نجات و از نظر عقاید حراست نمود و جایگاه امامت را حفظ نمود.
امام بعد از قبول ولایت عهدی با اصرار مأمون و با شرایط خاص، مأمون را در تنگنا قرار داد و مجبور شد شرایط امام را بپذیرد. آن حضرت (ع) به مأمون فرمود: تو اگر استحقاق خلافت را داری نمی توانی آنرا به دیگران بدهی و اگر استحقاق نداری در منصبی که ماذون نیستی غاصبانه بر آن تکیه زدی
رویکرد امام رضا (ع) قبل از سفر به مرو و پذیرش ولایتعهدی، در حوزه سیاست
وی اضافه کرد: امام رضا (ع) جلساتی تشکیل می داد و در این جلسات حقانیت خاندان (ع) را به مردم متذکر می شد درباره امور سیاسی و رفتار حاکمان بخصوص عباسیان که بعد از سفاح و منصور و مهدی و هارون به خون علویان و کشتار آنان پرداختند را نامشروع اعلام می نمود تا حقیقت برای مردم روشن گردد و در این جهت مکرر جملاتی می فرمود: «امام مانند خورشید فروزان است که نورش عالم را فراگیرد و خودش در افق (اعلا) قرار دارد، به شکلی که دست ها و دیدگان به آن نرسد، امام ماه تابان، چراغ روشن، نور درخشان و ستاره ی راهنما در تاریکی ها، رهگذر شهرها و کویرها، و گرداب دریاها است و امام آب گوارای زمان تشنگی و راهنمای هدایت و نجات بخش از هلاکت است» مأمون که از اوضاع و شرایط نگران بود امام را به مرو فرا خواند تا به چند هدف نائل شود؛ هم امام را تحت کنترل وزیر نظر داشته باشد چون احساس می نمود که امام در مدینه خطر بزرگ است و اطلاع داشت که مردم پیرو امام شده و در جلساتش مشتاقانه شرکت می نمایند؛ هم شورش های علویان آرام شود هم بر دیگر مدعیان خلافت چیره شود.
حسنلو با اشاره به رویکرد سیاسی امام رضا (ع) در زمان مأمون عباسی خاطرنشان کرد: امام رضا (ع) در کنار کارهای علمی در برابر مأمون و سایر رجال سیاسی زمان خود از نظر سیاسی هم مواضعی اتخاذ نمود که در جهت حفظ میراث امامت مهم بود. مأمون با طرح قضیه ولایتعهدی و احضار امام (ع) از مدینه به مرو اهدافی را دنبال می کرد و در فکر از بین بردن و وجاهت امامت و امام رضا (ع) بود و اهداف سیاسی دیگری را هم در این اندیشه دنبال می کرد. اما مواضع سیاسی امام رضا (ع) نه تنها جایگاه امامت را بسیار مهم نشان داد و حراست کرد، بلکه مأمون را هم در دنبال گیری اهداف خود ناامید و به کلی به شکست منجر کرد. امام بعد از قبول ولایت عهدی با اصرار مأمون و با شرایط خاص، مأمون را در تنگنا قرار داد و مجبور شد شرایط امام را بپذیرد. آن حضرت (ع) به مأمون فرمود: تو اگر استحقاق خلافت را داری نمی توانی آنرا به دیگران بدهی و اگر استحقاق نداری در منصبی که ماذون نیستی غاصبانه بر آن تکیه زدی.
وی اضافه کرد: امام رضا (ع) با این حرکت دقیق نه تنها مشروعیت حکومت مأمون و عباسیان دیگر را به زیر سوال برد، بلکه مشروعیت حکومت خلفای پیشین را هم که غاصبانه بر مسندی نشسته بودند که استحقاق آنرا نداشتند، با سوال و شبهه مواجه کرد و در مقابل دیدگان تیزبین آیندگان تاریخ قرار داد تا در این زمینه به درستی به قضاوت بنشینند. مأمون قصد داشت با حضور امام در دستگاه خود، برای حکومت خود مشروعیت و مقبولیت در میان شیعه درست کند. از طرفی خیلی از شورشیان علوی را به انقیاد حکومت خود وادار کند و از جهتی وجاهت ائمه (ع) از بین ببرد! او در این زمینه به صراحت گفت: این مرد (امام رضا) کارهای خویش را از ما پنهان کرده و مردم را به امامت خود می خواند، ما او را بدین جهت ولیعهد قرار دادیم که مردم را به خدمت ما خوانده و به سلطنت و خلافت ما اعتراف کند و در ضمن فریفتگانش بدانند که او آن چنان که ادعا می کند نیست و این امر (خلافت) شایسته ما است نه او…!
مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: مقاصد مأمون دقیقاً در این بیانات روشن شده و امام از این اهداف آگاهی داشت. بنابراین مواضعی در مقابل او اتخاذ نمود که هیچ نتیجه ای برای او نداشته باشد، اظهار عدم مشروعیت خلافت مأمون، مساوی بود با عدم مشروعیت تمام مدعیان خلافت بعد از پیامبر، این برای شیعه دستاورد تاریخی بزرگ بود. مأمون پس از آن که از راهش نتیجه نگرفت با خشم و کینه از امام، تصمیم به قتل امام گرفت تا شکست تلخ خویش را به این وسیله جبران کند.
حسنلو اشاره کرد: موضع صریح امام در مقابل مأمون و عباسیان این بود: «به راستی امامت زمام دین، مایه ی نظام مسلمین، صلاح دنیا و عزّت مندی مؤمنان است. همانا امامت ریشه ی اسلام بالنده و شاخه ی بلند آن است. کامل شدن نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و فراوانی غنایم و صدقات و اجرای حدود و احکام و نگهداری مرزها و اطراف کشور، به وسیله امام انجام می گیرد. امام است که حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می کند و حدود الهی را بر پاداشته و از دین خدا دفاع می کند و با بیان حکمت آمیز و اندرزهای نیکو و دلیل های رسا، مردم را به سمت پروردگار خویش دعوت می کند.»
سیره فرهنگی حضرت ثامن الحجج (ع)
وی اظهار داشت: دوران امام رضا (ع) از نظر فرهنگی بسیار مهم می باشد برای اسلام و مسلمانان این دوره به جهاتی از حیث علمی و فرهنگی حائز اهمیت خاصی است. اول وضعیت عمومی فرهنگ مردم؛ آنچه از گزارشات مورّخین بر می آید، علیرغم کارهای علمی که صورت می گرفت، وضعیت فرهنگی جامعه چندان تعریفی نداشته است و مردم و فرهنگ جامعه در یک حرکت قهقرایی به سر می بردند درصورتیکه حضرت امام رضا ضد السّلام در قضیه ولایتعهدی و بیان آن به این قضیه اشاره می فرمایند: «خوفاً علی شتاب الدین و اضطراب حبل المسلمین و لقرب امر الجاهلیه». از ترس اضطراب وحدت مسلمین و ظهور مراسم جاهلی و مخاطره افتادن دین ولایتعهدی را قبول کردم برای حیات و بقای دین. منظور از مراسم جاهلی در این دوره ظهور چیزهای غیر دینی مثل تعصب قومی و نژادی و برچیده شدن ارزش هایی مثل تقوا که معیار اسلام و قرآن در برتری به تقوا است. دوم عصر ترجمه و تأسیس دانشکده یا پژوهشکده ها؛ با اینکه از دوره های قبل اقبال از کتاب و توجه به آثار دیگر ملل در بین مسلمانان در بعضی علوم شروع شده بود؛ نهضت ترجمه از زمان خلافت منصور شروع گردیده بود و تا عهد مأمون به نهایت کمال خود رسید. مرکز این جریان علمی، بغداد بوده است. اما هارون و مأمون بنا بر مصالحی که دنبال آن بودند، روشی در پیش گرفتند که درهای علمی ممالک اسلامی بر روی همه دانشمندان گشوده گردید. مأمون کتابخانه ای را مخصوص این امر قرار داده بود که به بیت الحکمه و یا به قول بلعمی به گنج خانه مأمون معروف گشته بود. چنانکه از گزارشات بر می آید این روند محدود به ترجمه نبوده است بلکه تصحیح و ترجمه مجدد و ارزشیابی کتب را هم شامل می شده است همان گونه که رشته های مختلف علمی را در بر می گرفت.
این استاد حوزه با اعلان اینکه میدان برای عرضه نظریات علمی و افکار مختلف باز بود. اظهار داشت: مخصوصاً دوره مأمون که به مجالست با علما و تشکیل مجالس علمی اظهار علاقه می کرد. مخصوصاً که او دارای مذهب معتزله بود و علمای بزرگ معتزلی را به دربار خود نزدیک ساخته بود. که در اعتماد به عقل افراط کرده، دستورات و احکام دینی را با عقل قاصر می سنجیدند و آنچه را که عقلشان صریحاً تأیید می کرد پذیرفته و بقیه را انکار می کردند. این روند سبب گردید که دانشمندان و مردم در خیلی از موضوعات با انواع شبهات فرهنگی موجه شوند.
وی خاطرنشان کرد: در این اوضاع شبهات کلامی و اعتقادی بسیار وسیع و سریع رواج بسیار یافته بود و حتی پیروان ادیان دیگر هم فعالیت داشتند، تشکیل جلسات مناظره توسط امام رضا ضد السّلام با علمای ادیان و فرق خود حاکی از این قضایا است. درصورتیکه آن حضرت با جاثلیق مسیحیان، رأس الجالوت یهودی، هربز اکبر زرتشتیان و عمران صابی که خویش را پیرو حضرت یحیی ضد السّلام می دانست و هم علمای اهل تسنن و ناصبیان به بحث و مناظره پرداختند.
عالم آل محمد (ص)
حسنلو اشاره کرد: امام رضا (ع) به سبب کارهای علمی و فرهنگی گسترده در زمان خود در بین مردم به عالم آل محمد شهرت یافت؛ باآنکه در واقع این لقب به امام رضا ضد السلام توسط پیامبر اکرم صلی الله ضد و آله سال ها پیش از تولد داده شده است. امام موسی بن جعفر ضد السلام به فرزندانش سفارش فرمود: برادرتان و فرزندم علی (امام رضا) عالم آل محمد است. درباره عقاید و دین تان از او سوال کنید از پدرم جعفر بن محمد (امام صادق) بارها شنیدم به من فرمود عالم آل محمد از فرزندان توست، ای کاش او را می دیدم او همنام امیرالمؤمنین علی ضد السلام است.
وی خاطرنشان کرد: این لقب اختصاص به امام رضا ضد السلام دارد با اینکه بعضی از مردم در دوره برخی از ائمه از میان سادات و خاندان پیامبر (آل محمد) بعضی از امامان را به خاطر برجستگی علمی آنها عالم ترین آل محمد یا عالم آل محمد در آن دوره معرفی کرده یا به برجستگی علمی آنان اعتراف داشته اند. برای نمونه وقتی فردی از زیدیه به حضور امام صادق ضد السلام رسید بعد از گفتگو و پرسش به مقام و رتبه و حقانیت امام پی برد و گفت من پیش از این گمراه بودم حالا فهمیدم که امام بر حق امام صادق ضد السلام و به راستی او عالم آل محمد است. مأمون که از دشمنان امام رضا ضد السلام است و او را شهید کرده اعتراف کرده است که امام رضا ضد السلام عالمترین مردم است ازاین رو لقب آل محمد صلی الله ضد و آله و سلم برای امام رضا (ع) از جانب پدر بزرگوارش داده شده است. اباصلت از اسحاق فرزند امام هفتم و او از پدرش نقل کرده است، که امام ضد السلام به فرزندانش فرمود این برادر شما علی بن موسی، عالم آل محمد است سوالات دینی خویش را از آن بپرسید و آنچه که برای شما می گوید آنرا حفظ نمائید.
فعالیت های علمی حضرت علی بن موسی الرضا (ع)
این استاد حوزه بیان نمود: ازاین رو حکمت ملقب شدن امام رضا ضد السلام به این لقب در حیات امام رضا ضد السلام روشن گردید، و در مناظراتی که مأمون با حضور رهبران مذاهب و ادیان مختلف برگزار کرد علمیت امام بر تمام دنیا اثبات گردید. خیلی از حاضرین و دانشمندان به برتری شخصیت امام پی بردند، ازاین رو حکمت اصلی این مطلب جلوه گر شدن علمیت آل محمد (ص) به برکت تلاشهای فرهنگی و وجود حضرت و درایت و تدبیرهای فرهنگی هشیارانه آن امام عزیز بود. در زمینه سیره فرهنگی حضرت کتابی مستقل نگارش نموده ام که بزودی منتشر و در اختیار علاقه مندان خواهد گرفت.
حسنلو افزود: امام رضا (ع) در این برهه فعالیت علمی خویش را در موارد زیر متمرکز کرده بود؛ اول پاسخگویی به شبهات علمی، عقیدتی و حراست از عقاید مردم، خصوصاً صیانت از شیعه، شرکت در جلسات علمی و مناظرات کلامی که با حضور رهبران فرقه های اسلامی و ملل دیگر تشکیل می شد، تبیین جایگاه امامت در مقابل همه مسلمانان و فرقه هایی چون واقفیه که بر امامت امام کاظم (ع) باقی بوده و امامت امام رضا (ع) را قبول نمی کردند، تربیت شاگردان متخصص در علوم مختلف، بیان احکام اسلام و دفاع از اصول مسلم دین، بیان صدها روایت در موضوعات مختلف کلامی، فقهی، بهداشتی، اجتماعی، اخلاقی و برگزاری مجلس ذکر فضائل خاندان (ع) که یک لزوم برای نجات از فتنه های آخرالزمان است.
بزرگترین درس از سیره علمی امام رضا (ع)؛پاسخ به شبهات
وی اشاره کرد: بزرگ ترین درس از سیره امام رضا (ع) این است که اهل فرهنگ و نهادهای فرهنگی و فرهنگ بانان حوزه و دانشگاه و اساتید محترم از امام رضا (ع) الهام گرفته و هریک به این تکلیف عمل کنند که از تشکیل جلسات ذکر فضائل خاندان (ع) و پاسخگویی به شبهات گسترده کوتاهی ننمایند. هر کس در حوزه تخصص خود در علوم و شاخه های مختلف علمی و مشکلات فکری به پاسخ گویی و از تبیین روایت گری کوتاهی نکنند؛ دیگران این جلسات را از ما یاد گرفته اند و برگزار می نمایند؛ چرا ما کوتاهی نماییم، جلسات هفتگی ماهیانه، دور هم نشستن و به ذکر معارف قرآن پرداختن و معارف الهی را آموختن یک تکلیف است در این زمانه برای نجات از فتنه های آخرالزمان این ارتباط نزدیک ضروریست.
حسنلو اضافه کرد: امام رضا (ع) جلسات تفسیر قرآن و بیان جایگاه قرآن بر پا می داشت و جلسات بیان سیره نبوی داشت از پدرانش یاد می کرد از امام حسین (ع) یاد نمود و به پرپایی مجالس آن حضرت تاکید نمود؛ جلسات پذیرایی و مهمانی از دوستان و مردم حتی از ادیان دیگر داشت همه را اکرام می نمود؛ درب خانه اش به روی مردم باز بود مأمون دید که حضرت در جلب مردم و توجه به حل مشکلات آنان مصمم است مردم را منع کرد از ارتباط با حضرت؛ روش همه ظالمین این بود که درهای حق را به روی مردم بستند تا درب خودشان شناخته شود اما خداوند با نور خاندان دل مردم را به سمت آنان جذب نمود؛ علمای حوزه و دانشگاه باید در بین مردم باشید. مسؤلان فرهنگی و نهادهای فرهنگی در بین مردم باشید و در حد توان از حل مشکلات کوتاهی نکنید.
خبرگزاری مهر را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید


منبع:

1401/03/21
10:17:40
5.0 / 5
166
مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۴
نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد