نور معرفت
بهار مهربانی، در پرتو كلام نور با بیان محمدعلی انصاری ۱۵ ؛

الزامات موفقیت انسان در هر كاری چیست؟

الزامات موفقیت انسان در هر كاری چیست؟

به گزارش نور معرفت انسان اگر بخواهد در هر کاری ورود کند و موفق شود، لازمه اش این است که اراده ای جازمانه، قطعی و قلبی داشته باشد، اگر انسان اراده کند، کوه را از جا می کند.


دریافت 80 MB
خبرگزاری مهر- گروه دین و آئین: محمد علی انصاری، مفسر قرآن کریم و استاد حوزه و دانشگاه به تفسیر آیاتی از قرآن کریم و بیانات امیر حکمت و بلاغت امیرمومنان علی (ع) و شرح دعاهای صحیفه سجادیه پرداخته است که به صورت روزانه و موضوعی، در ماه مبارک رمضان تقدیم مخاطبان خواهد شد. در روز پانزدهم ماه مبارک رمضان محمدعلی انصاری مفسر قرآن به بیان مسائل سستی و غفلت ما در خطبه ۲۲۳ نهج البلاغه پرداخته است که در زیر می خوانید:
امیرالمومنین (ع) فرموده اند: «بیا درمان کن درد فترت را در نفست که نمی توانی درمان کنی مگر با اراده پولادین»
این عزیزانی که در دام اعتیاد گرفتار می شوند و هم برای خودشان ثابت شده و هم برای درمانگرانشان، اگر واقعاً اراده به ترک نکرده باشند، فردا که از کمپ بیرون بروند، با نخستین موردی که برایشان فراهم گردد، باردیگر مصرف مواد را از سر می گیرند. چون عزم ندارند.
انسان اگر بخواهد در هر کاری ورود کند و موفق شود، لازمه اش این است که اراده ای جازمانه، قطعی و قلبی داشته باشد. شما اراده کنید، کوه را از جا می کنید.
پیامبر (ص) فرمودند «به خدا قسم من اگر بشنوم یک جوان مؤمن صاحب اراده ای یک کوه را ا، جا کنده است، من تعجب نمی کنم» یعنی از اراده و قدرت یک انسان خارج نیست. این اراده انسان است که هر چقدر این اراده قوتی تر محکم تر و استوار تر شود، انسان در وادی زندگی پویا تر می شود و هر چه با اراده تر، موفق تر.
باید اراده را تقویت نماییم، ما اگر می خواهیم در هر کاری موفق شویم، باید اراده را تقویت نماییم. چون اراده، تصمیم و عزم جدی در وجودمان نیست، بنابراین تا به مشکلی برمی خوریم، کارها نیمه کاره رها می نماییم. به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم
انسان هایی که در حوزه اقتصاد، فرهنگ، اخلاق، سیاست و … به قله و اوج می رسند، اینها اولوالعزم هستند و اراده قاطعانه و جازمانه دارند.
همچو فرهاد بُوَد کوه کنی پیشه ما
کوه ما سینه ما، ناخن ما تیشه ما

شور شیرین ز بس آراست ره جلوه گری
همچو فرهاد تراود ز رگ و ریشه ما

هر یک جرعهٔ می منت ساقی نکشیم
اشک ما باده ما، دیده ما شیشه ما

عشق شیری ست قوی پنجه و می گوید فاش
ه ر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ما
امیرالمومنین (ع) می فرمود، «بیا درمان کن این درد وجودی و ضعف و سستی و تنبلی و جاماندگی را با اراده جدی» اگر جدی و اهل این میدان هستی بیا و خویش را درمان کن و از چرت زدن و خواب غفلت بیدار شو. امام (ع) می فرماید: فتَداوَ مِن داءِ الفَترَةِ فی قَلِبکَ بِعَزیمَةٍ، ومِن کَرَی الغَفلَةِ فی ناظِرِکَ بِیَقظَةٍ؛ بیماریِ سستیِ دلِ خویش را با تصمیم قوی درمان کن و خوابِ غفلتِ دیده بصیرتت را با بیداری.
خداوند می فرمایند «ما از اصلی ترین شاهرگ وجودتان به شما نزدیک تریم و دم به دم کنار شماییم.»
اَلْحَمْدُلله الَّذی لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَ لا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ
بر اساس روایات، حسین بی علی (ع)، در تمام مدت خواندن دعای عرفه، مانند ناودان از چشمانش اشک جاری بود، بخصوص در جایی که حضرت می فرماید: «خدایا یک عده ای دنبال تو می گردند و می خواهند که از کوه و دشت و آسمان و زمین و از نشانه ها و آثار، تو را پیدا کنند، اما من اعتقاد دارم که خدایا اینکه من بگردم و بگویم که این دلیل وجود خداست، من را از تو دور می کند، من می خواهم اول خود تو را ببینم نه آثارت را» به این برهان صدیقین می گویند، ما از اثر می خواهیم به مؤثر برسیم، اما این اولیا الله از مؤثر به اثر می رسند، ما می خواهیم بگوییم که انسان چه موجودی است، پس سازنده اش کیست؟ فتبارک الله، اما سیدالشهداء (ع) اول خود سازنده را می خواهد ببیند
در جای دیگری در دعای عرفه حضرت می فرماید:
إِلَهِی تَرَدُّدِی فِی الْآثَارِ یُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَارِ فَاجْمَعْنِی عَلَیْکَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنِی إِلَیْکَ، کَیْفَ یُسْتَدَلُّ عَلَیْکَ بِمَا هُوَ فِی وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَیْکَ أَ یَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَیْسَ لَکَ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَکَ، مَتَی غِبْتَ حَتَّی تَحْتَاجَ إِلَی دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ، وَ مَتَی بَعُدْتَ حَتَّی تَکُونَ الْآثَارُ هِیَ الَّتِی تُوصِلُ إِلَیْکَ، عَمِیَتْ عَیْنٌ لا تَرَاکَ عَلَیْهَا رَقِیبا، وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصِیبا.
خدایا! توجه و تردد به آثار تو باعث دوری از دیدار تو است، پس مرا با خودت گردآور از راه عباداتی که به تو متصل شوم، چگونه به تو راه یابم و به رؤیت تو نائل شوم از راه موجودی که در وجودش نیازمند به تو است؟ آیا مگر به غیر تو چیز دیگری را ظهوری هست- غیر از آنچه برای تو هست- تا آن که وسیله ظهور تو باشد؟
عمِیَتْ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقیباً
«کور باد، چشمی که لحظه لحظه تو را نمی بیند و حال آنکه تو دم به دم در منظر او هستی»
کجاست ثانیه ای و کمتر از ثانیه ای که وجود ما خالی از حضور خداوند باشد. کیست این پنهان مرا در جان و تن کز زبان من همی گوید سخن؟ این که گوید از لب من راز کیست بنگرید این صاحب آواز کیست؟
اگر من دارم حرف می زنم و نمی نفهمم، این حرف زدن از من نیست، این تویی که این جان را دادی، این نطق را دادی، ذهن و مغز را دادی، اراده را داری تا این لب باز شود و من سخن بگویم، اما چیست که ما را از این حقایق مبرهن مانند خورشید، دور می کند، غفلت از خود، غفلت از خدا، غفلت از زندگی و از حقایق حیات.

1400/02/09
16:20:57
5.0 / 5
149
مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۲
نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد