دنیاگریزی یا دنیاشناسی؟ بررسی یک شبهه در رابطه با نهج البلاغه
نور معرفت: در جواب شبهه رهبانیت در نهج البلاغه، این متن نشان داده است که مذمت دنیا در کلام امیرالمؤمنین(ع) نه دعوت به گوشه نشینی، بلکه هشدار نسبت به دلبستگی کور به متاع فانی است. نهج البلاغه با تاکید بر قرآن و سنت نبوی، دنیا را ابزار تعالی انسان می داند نه مقصد پایانی زندگی.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکی از شبهاتی که به نهج البلاغه وارد شده، مساله رهبانیت و سفارش به دنیاگریزی است که شبهه و پاسخ آن تقدیم شما فرهیختگان می شود.
شبهه:
در نهج البلاغه از 'دنیا' خیلی مذمت شده و در خیلی از خطبه ها و کلمات قصار آن، مردم به زهد و پارسائی و پشت کردن به لذتهای مادی و ترک دنیای فانی به همان روشی دعوت شده اند که عیسی بن مریم مقابل السلام پیروانش را به رهبانیت و ترک دنیا تشویق می نمود و آنان را از اقبال و توجه به دنیا برحذر می داشت و حال آنکه پیامبر اکرم صلی الله مقابل و آله و سمل فرموده است: 'لا رهبانیه فی الاسلام' یعنی در اسلام رهبانیت نیست و کسی حق ندارد به کلی ترک دنیا کند و گوشه ی عزلت انتخاب نماید و از اجتماع فاصله گیرد؛ ازاین رو نمی توان اینطور سخنان را به علی بن ابی طالب مقابل السلام نسبت داد. [اثر التشیع فی الادب العربی، ص ۶۰]
پاسخ:
"اولا": پستی و بی ارزشی دنیا چیزی نیست که بیان آن به یکی از شریعتهای الهی نظیر "شریعت عیسی" اختصاص داشته باشد بلک در تمام شرایع انبیاء الهی امتها را از گرایش و اقبال به دنیا و لذتهای فانی و پشت کردن به آخرت و جهان ابدی برحذر داشته اند و بر این حقیقت که 'حب الدنیا راس کل خطیئه' محبت و علاقه به دنیا سرچشمه و درراس تمام گناهان است- تأکید کرده اند. و در دین مبین اسلام "که کاملترین ادیان الهی است" نیز بر بی اعتباری 'دنیا' و فنا ناپذیری و بی ارزشی آن تأکید فراوانی شده است. و در خیلی از آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و روایات دوده مقابل السلام و همینطور در نهج البلاغه با ذکر مثلهای جالبی این مطلب بیان شده است از جمله:
۱ - در قرآن کریم سوره ی حدید آیه ی ۲۰ خداوند متعال می فرماید: "اعلموا انما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و اولادکم کمثل غیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یکون حطاما و فی الاخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ما الحیاه الدنیا الا متاع الغرور" 'بدانید که زندگی دنیا در حقیقت، بازی و سرگرمی و آرایش فروشی شما به یکدیگر و فزون جویی در اموال و فرزندان است "مثل آنها" چون مثل بارانی است که کفار "کشاورزان" را رستنی آن "باران" به شگفتی اندازد سپس "آن کشت" خشک شود و آنرا زرد بینی آنگه خاشاک شود و در آخرت "دنیا پرستان را" عذابی دشوار می باشد و "مومنان را" از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست'.
۲ - احادیث خیلی از پیامبر اکرم صلی الله مقابل و آله و سلم در بی ارزشی و بی اعتباری دینا نقل شده است از جمله: در وصایا و سفارشات آن حضرت به ابوذر می فرماید: 'یا اباذر و الذی نفس محمد بیده لو ان الدنیا کانت تعدل عندالله جناح بعوضه او ذباب ما سقی الکافر منها شربه من ماء': [ مکارم الاخلاق، ج ۲ ص ۳۶۸. ]
'ای ابوذر سوگند به آن کسی که جان محمد به دست قدرت او است اگر دنیا به اندازه ی بال پشه یا مگسی ارزش داشت هر آینه خداوند حتی یک جرعه آب نصیب کافر نمی کرد ای ابوذر دنیا و آن چه در او است نفرین شده است، جز آن چه در راه رضای خدا به کار رود و هیچ چیزی نزد خدا مبغوض تر از دنیا نیست.
ای ابوذر خداوند تبارک و تعالی به برادرم عیسی وحی نمود که 'دنیا را دوست نداشته باش برای اینکه من آنرا دوست ندارم و آخرت را دوست داشته باش برای اینکه آن جای بازگشت و خانه ی همیشگی است'.
۳ - در نهج البلاغه به همین شیوه از دنیا مذمت شده و بی ارزشی و بی اعتباری آن ضمن مثلهای جالبی تبیین گردیده است، همچون فرموده: 'مثل الدنیا کمثل الحیه لین مسها و السم الناقع فی جوفها، یهوی الیها الغر الجاهل و یحذرها ذو اللب العاقل': [ نهج البلاغه، حکمت ۱۱۹ - ص ۵۲۰، چاپ دارالثقلین- قم. ]
'مثل دنیا همچون مار است، پوست آن نرم و دورنش زهر مرگبار است، فریفته ی نادان به آن عشق می ورزد "به آن می گراید" و خردمند دانا از آن برحذر می باشد "از آن دوری گزیند"
و نیز فرموده: '... دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز': [ نهج البلاغه، خطبه ی ۳، ص ۲۷۰، چاپ دارالثقلین- قم. ] 'دنیای شما نزد من خوارتر است از عطسه "آب بینی" بز ماده'.
و نیز فرموده: 'والله لدنیاکم هذه اهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم': [ نهج البلاغه، حکمت ۲۳۶، ص ۵۴۰، چاپ دارالثقلین- قم. ] 'به خدا سوگند این دنیای شما در چشم من خوارتر "و بی ارزش تر" از استخوان بی گوشت خوکی است که در دست بیماری جذامی باشد'.
و نیز فرموده: '... و ان دنیاکم عندی لاهون من ورقه فی فم جراده تقصمها...': [ نهج البلاغه، خطبه ی ۲۲۴، ص ۵۳۸، چاپ دارالثقلین- قم. ] '... و همانا این دنیای شما نزد من خوارتر و پست تر است از برگی که در دهان ملخی باشد که آنرا می جود...'.
و نیز فرموده: 'الا حر یدع هذه اللماظه لاهلها...': [ نهج البلاغه، حکمت ۴۵۶، ص ۵۸۵، چاپ دارالثقلین- قم. ]
'آیا آزاد مردی نیست که این خرده طعام باقیمانده در بین دندان "دنیای پست" را برای اهلش واگذارد؟ "از آن اجتناب و دوری کند".
و نیز فرموده: 'أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ، وَ هُمْ نِیَامٌ: [ نهج البلاغه، حکمت ۶۴، ص ۵۰۹، چاپ دارالثقلین- قم. ]
'اهل دنیا مانند کاروانی هستند که ایشان را می برند در حالیکه آنان خوابند ' "و آگاه نیستند که ناگهان راه طی شده به جایگاه ابدی می رسند".
و نیز فرموده: 'فانها "الدنیا" عند ذوی العقول کفی الظل بینا تراه سابغا حتی قلص و زائدا حتی نقص': [ نهج البلاغه، خطبه ۶۳، ص ۸۳، چاپ دارالثقلین- قم. ] 'دنیا درنظر خردمندان مانند برگشتن سایه است که تا آنرا گسترش یافته ببینی، کوتاه می گردد و از بین می رود و تا آنرا زیاد بینی کاهش پیدا کند "دنیا همچون سایه ی زود گذر است و برای اهلش باقی نمی ماند".
از آن چه گذشت روشن شد که امیرالمومنین مقابل السلام در نهج البلاغه مردم را از همان دنیای مذمومی برحذر داشته که در قرآن کریم "سوره ی حدید آیه ی ۲۰" به " لهو و لعب..." توصیف شده است.
و دعوت به زهد و پارسائی از همان متاع دنیائی کرده که قرآن کریم آنها را برشمرده ومردم را به پرهیز از آن و توجه به عالم آخرت و آن چه نزد خدا است تشویق کرده است. آنجا که می فرماید:
'زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه و الخیل المسومه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیاه الدنیا والله عنده حسن المئاب": [ سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۴. ]
'دوستی خواستنیهای "گوناگون" از: زنان و پسران و ثروتهای فروان از زر و سیم و اسبهای نشاندار و دامها و کشتزارها برای مردم آراسته شده "لیکن" این جمله مایه ی تمتع "بهره مندی" زندگی دنیا است و "حال آنکه" فرجام نیکو نزد خدا است'.
بنابراین نمی توان اظهار داشت: نهج البلاغه مردم را به گوشه گیری و عزلت فراخوانده، بلکه خطبه ها و کلمات قصار آن حضرت که دراین خصوص آمده کلا هماهنگ با روح اسلام و قرآن کریم و احادیث نبوی است.
"و ثانیا" از آنجائیکه همیشه حب دنیا بزرگترین مانع راه سعادت انسانها بوده است و شیفتگی نسبت به زرق و برق آن سرچشمه ی انواع گناهان می باشد، به همین دلیل در خیلی از خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغه از آن نکوهش شده است، ولی با این حال هنگامی که آن حضرت- شنید شخصی دنیا را مذمت و نکوهش می کند او را توبیخ نمود و فرمود:
'ایها الذام للدنیا المغتر بغررها، المنخدع باباطیلها اتغتر بالدنیا ثم تذمها؟ انت المتجرم علیها ام هی المترجمه علیک؟... ان الدنیا دار صدق لم صدقها و دار عافیه لمن فهم عنها و دار غنی لمن تزود منها و دار موعظه لمن اتعظ بها، مسجد احباء الله و مصلی ملائکه الله و مهبط وحی الله و متجر اولیاء الله اکتسبوا فیها الرحمه و ربحوا فیها الجنه، فمن ذا یذمها و قد آذنت ببینها و نادت بفراقها و نعت نفسها و اهلها؟...' [ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱، ص ۵۲۳، چاپ دارالثقلین- قم. ]
'ای نکوهنده ی دنیا که خود به نیرنگ آن فریفته شده ای و با باطلهای آن دلباخته ای تو خود فریفته ی دنیائی و آنرا نکوهش می کنی؟ تو بر دنیا دعوی گناه داری؟ یا دنیا باید بر تو دعوی کند که گناهکاری؟ از کجا و چه وقت دنیا تو را سرگردان نمود؟ یا کی فریبت داد؟ آیا با پوسیدگی گورهای پدرانت یا با آرامگاههای زیر خاک مادرانت؟'.
چه خیلی بیماران و دردمندانی که تو با دست و پنجه ات از آنان پرستاری کردی و آنان را یاری نمودی؟ و می خواستی بهبود یابند و از پزشکان برایشان دارو می طلبیدی بامدادان که دارویت آنان را بهبودی نداد و گریه ات برای آنان سودی نداشت و ترست فایده ای نبخشید و آن چه خواهانش بودی به تو نرسید و تو با تمام نیرو و قدرت خود نتوانستی مرگ را از آنان دور کنی دنیا برای تو حال آنان را مثال زد "سرمشقت قرار داد" و با گورهایشان گور خودت را به رخت کشید "تا بدانی با تو نیز همان خواهدنمود که با او نمود".
همانا دنیا سرای راستی است برای کسی که به راستی با آن درآید و خانه ی عافیت و سلامتی است برای کسی که به خوبی آنرا بفهمد و خانه ی بی نیازی و توانگری است برای کسی که از آن توشه برگیرد و خانه ی پند است برای کسی که پند پذیرد، دنیا سجده گاه دوستان خدا و محل نماز فرشتگان الهی است، فرودگاه وحی خدا و جایگاه تجارت دوستان او است، در آن کسب رحمت نموده و بهشت را سود برند.
پس چه کسی آنرا نکوهش می کند؟ و حال آنکه خود او است که اعلام جدائی کرده و مفارقتش را فریاد زده "و گفته که ماندگار نیست" و از نابودی و مرگ خود و اهلش خبر داده، با بلاهای خود بلای دوزخ را مجسم کرده و با شادمانی خود شادمانی بهشت را نشان داده، شامگاهان به سلامت گذرد و بامدادن با سوک و مصیبت باز آید تا مشتاق سازد و بیم دهد و تهدید کند و بترساند و اخطار دهد.
پس افرادی فردای پشیمانی- روز قیامت- آنرا نکوهش کنند. و دیگران "نیکوکاران" در روز رستاخیز آنرا بستانید، برای اینکه دنیا "حقایق را" به آنها خاطرنشان کرد و آنها متذکر شدند "و از آن پند گرفتند" و رویدادها را برایشان حکایت کرد و تصدیقش نمودند و آنها را پند و اندرز داد، پندها را پذیرفتند'.
خلاصه: از دیدگاه نهج البلاغه دنیا بر دو گونه است:
"الف" دنیای ممدوح "قابل ستایش".
"ب" دنیای مذموم "مورد نکوهش"
دنیا گرائی و محبت کورکورانه و عشق به "متاع الحیاه الدنیا" و اهتمام و کوشش برای به دست آوردن آن از هر راهی که شد- حلال باشد یا حرام و غفلت از جهان ابدی، دنیای مذموم و مورد نکوهش است، گرچه زیبا و شیرین و سر سبز و خرم است 'حلوه خضراء' [ نهج البلاغه، خطبه ی ۴۵، صفحه ی ۷۱، چاپ دارالثقلین- قم. ]
اما اهتمام و تلاش برای به دست آوردن مال حلال جهت حفظ آبرو و گشایش بر اهل و عیال و صله ی ارحام و رسیدگی به مستمندان و ترویج حق و دفع باطل و امثال آن، دنیای ممدوح است، بلکه در حقیقت اینطور تلاشها کوشش برای آخرت است نه دنیا.
امیرمومنان مقابل السلام در یکی از خطبه های نهج البلاغه می فرماید: 'و من ابصر بها بصرته و من ابصر الیها اعمته': [ نهج البلاغه، خطبه ی ۸۲، صفحه ی ۹۸، چاپ دارالثقلین- قم. ]
یعنی کسی که "با چشم بصیرت" به دنیا نگریست، دنیا حقیقت را به ایشان می نمایاند "و او را آگاهی بخشد" و آن کسی که در جهان نگریست "چشم به دنیا دوخت" او را کور "دل" می نماید.
بنابراین کسانیکه به دنیا با دید ابزاری می نگرند 'ابصر بها' و از آن توشه ی لازم را بهره مند می شوند دنیا نزد آنان ممدوح و مورد ستایش است و کسای که به دنیا چشم دوخته اند 'ابصر الیها' و عملکردشان نادرست می باشد دنیای آنان مذموم و مورد نکوهش است.
"ثالثا" گرچه در نهج البلاغه از کسانیکه همچون عیسی بن مریم مقابل السلام ترک دنیا کرده و هیچ توجهی به آن ندارند تجلیل شده و آن حضرت به نوف بکالی می فرماید: 'ای نوف خوشا به حال آنان که دل از این جهان گسستند و بدان جهان بستند... اینان چون مسیح رشته ی دوستی دنیا را از خود بریده و هیچ توجهی بدان ندارند'. [ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۴، ص ۵۱۶، چاپ دارالثقلین- قم. ]
ولی این بدان مدلول نیست که آن حضرت به رهبانیت دعوت می کند، برای اینکه در تشبیه چیزی به چیزی دیگر وجود فقط یک وجه شباهت میان آن دو کافی است، بطورمثال اگر گفته شود 'حسن' همچون شیر است بدین مدلول است که وی در دلیری همانند او است نه این که او چنگ و دندان دارد و یا با چهار دست و پا راه می رود. و همینطور منظور امیرمومنان مقابل السلام در تشبیه تارکان دنیا به حضرت مسیح مقابل السلام فقط از جهت دلبستگی نداشتن به دنیا است نه رهبانیت و روش زندگانی او که بدون زن و فرزند و خانه و کاشانه بوده است برای اینکه در جای دیگری از نهج البلاغه می خوانیم که امیرمومنان مقابل السلام بشدت از رهبانیت و ترک زن و فرزند نکوهش کرده است.
آن حضرت بعد از جنگ 'جمل' در بصره جهت عیادت 'علاء بن زیاد حارثی' که از یاران امام مقابل السلام بود به خانه ی او رفت وقتی که خانه ی خیلی مجلل و وسیع او را دید فرمود با این خانه ی وسیع در جهان چه می کنی؟ در حالیکه در آخرت به آن نیازمندتری:
آری اگر بخواهی می توانی با همین خانه به ثواب آخرت برسی. در این خانه ی وسیع مهمانان را پذیرائی کنی. به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی. و حقوقی که بر گردن تو است به صاحبان حق برسانی. پس آنگاه تو با همین خانه ی وسیع می توانی به ثواب آخرت دستیابی. علاء اظهار داشت: از برادرم 'عاصم بن زیاد' به شما شکایت می کنم: فرمود: مگر او را چه شده است؟
گفت: عبای "پشمینه" پوشیده و از دنیا کناره گرفته است. امام مقابل السلام فرمود: او را بیاورید. هنگامی که آمد به او فرمود: ای دشمنک جان خویش شیطان تو را سرگردان ساخته آیا تو به زن و فرزندانت رحم نمی کنی؟ تو می پنداری که خداوند نعمتهای پاکیزه اش را حلال کرده اما دوست ندارد تو از آنها استفاده کنی؟ تو در مقابل خدا کوچک تر از آنی که این گونه با تو رفتار کند "این مقام اولیای خاص خدا است".
عاصم اظهار داشت: ای امیرمومنان پس چرا تو با این لباس خشن و آن غذای ناگوار به سر می بری؟ حضرت فرمود: وای بر تو من همانند تو نیستم، خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که خویش را با مردم ناتوان و تهیدست همسو کنند.
تا فقر و نداری تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان نکشاند'. [ نهج البلاغه، خطبه ی ۲۰۹، ص ۳۳۶. چاپ دارالثقلین- قم. ]
از آن چه گذشت به خوبی روشن سد که این شبهه نیز ناتمام است و نهج البلاغه هیچ وقت دعوت به رهبانیت نکرده است.
منبع: حوزه از کتاب آشنایی با نهج البلاغه امام علی و پاسخ به چند شبهه - سید جعفر حسینی
به طور خلاصه، ] 'ای نکوهنده ی دنیا که خود به نیرنگ آن فریفته شده ای و با باطلهای آن دلباخته ای تو خود فریفته ی دنیائی و آن را نکوهش می کنی؟ همانا دنیا سرای راستی است برای کسی که به راستی با آن درآید و خانه ی عافیت و سلامتی است برای کسی که به خوبی آن را بفهمد و خانه ی بی نیازی و توانگری است برای کسی که از آن توشه برگیرد و خانه ی پند است برای کسی که پند پذیرد، دنیا سجده گاه دوستان خدا و محل نماز فرشتگان الهی است، فرودگاه وحی خدا و جایگاه تجارت دوستان او است، در آن کسب رحمت نموده و بهشت را سود برند. و حال آن که خود او است که اعلام جدائی کرده و مفارقتش را فریاد زده و گفته که ماندگار نیست و از نابودی و مرگ خود و اهلش خبر داده، با بلاهای خود بلای دوزخ را مجسم کرده و با شادمانی خود شادمانی بهشت را نشان داده، شامگاهان به سلامت گذرد و بامدادن با سوک و مصیبت باز آید تا مشتاق سازد و بیم دهد و تهدید کند و بترساند و اخطار دهد.
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب