علویان چه کسانی هستند؟ از ریشه های تاریخی تا نسبت آنان با تشیع 12 امامی
به گزارش نور معرفت، نام علویان در طول تاریخ اسلام با روایتها و برداشت های متفاوتی همراه بوده است؛ از پیوند با خاندان پیامبر(ص) و تشیع اثنی عشری تا انتساب به جریان هایی چون نصیریه. اما این شباهت ها و تفاوت ها از کجا سرچشمه می گیرند و منابع تاریخی در رابطه با باورهای این گروه چه می گویند؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند بازخوانی انتقادی اسناد و تفکیک عنوان های مذهبی از یکدیگر است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، عنوان «علویان» در طول تاریخ اسلام معانی مختلفی داشته و گاه به علت خلط آن با جریان هایی مانند نصیریه، زمینه ساز برداشت های نادرست در رابطه با هویت اعتقادی این گروه شده است. بررسی منابع تاریخی و کلامی نشان میدهد که شناخت علویان، بدون تفکیک کاربردهای عام و خاص این عنوان و توجه به تفاوت دیدگاه های موجود، ممکن نیست. در همین چارچوب، برخی منابع شیعی بر همسویی اعتقادی علویان مورد بررسی خود با تشیع اثنی عشری تاکید دارند؛ دیدگاهی که برای ارزیابی دقیق آن، باید به پیشینه تاریخی و باورهای منسوب به این گروه توجه کرد.
علویان چه کسانی هستند؟ بررسی یک عنوان تاریخی
بنابر روایت حوزه، تاریخ اسلام از همان سده های نخست، شاهد ایجاد جریان های مختلف فکری، مذهبی و سیاسی بوده است. در کنار اختلاف های ناشی از برداشت های متفاوت از متون دینی، رقابتهای سیاسی و کوشش برای دستیافتن به قدرت و جایگاه اجتماعی نیز در گسترش برخی منازعات و ایجاد فرقه های مذهبی نقش داشته اند.
در نگاه برخی تاریخ نگاران و متکلمان مسلمان، اختلاف بر سر مساله جانشینی پیامبر اکرم(ص) و تبیین جایگاه امامت، از فاکتورهای مهم ایجاد شکاف های مذهبی در تاریخ اسلام بوده است. این اختلاف ها در گذر زمان، به پیدایش دیدگاه های متفاوت در رابطه با توحید، نبوت و امامت انجامید و در مواردی نیز زمینه ساز ظهور جریان هایی شد که باورهایشان از چارچوب اعتقادی جریان های اصلی اسلامی فاصله داشت.
در میان این جریان ها، گروه هایی با عنوان «غُلات» شناخته می شوند؛ جریانی که به علت نسبت دادن باورهای افراطی به امامان شیعه(ع)، از طرف خیلی از عالمان مسلمان مورد انتقاد و طرد قرار گرفته است.
برخی از منابع فرقه شناسی، غلات را گروه هایی معرفی می کنند که در تبیین جایگاه امامان(ع) از حدود مورد پذیرش تشیع فراتر رفته و باورهایی مانند الوهیت امامان، حلول ذات الهی در آنان یا تناسخ را مطرح کرده اند. این منابع همینطور از افرادی مانند ابوالخطاب نام می برند که با انتساب آموزه های غلوآمیز به امامان(ع)، به دنبال جلب پیروان و افزایش نفوذ خود بودند.[۱][۲]
بر اساس این تحلیل ها، شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران نیز در گسترش چنین جریان هایی بی تاثیر نبود. محدودیت دسترسی مردم به امامان(ع)، دشواری ارتباط مستقیم با مراکز علمی و دینی و علاقه برخی افراد به شنیدن فضائل اهل بیت(ع)، زمینه را برای سوءاستفاده کسانی فراهم می کرد که با تحریف آموزه های دینی، به دنبال اهداف شخصی و اجتماعی خود بودند.
با این حال، شناخت جریان های منسوب به تشیع، نیازمند تفکیک دقیق میان باورهای مستند هر گروه و افترا هایی است که در منابع جدلی و فرقه نگارانه به آنها نسبت داده شده است. عنوان «علویان» نیز از همین منظر نیازمند بررسی تاریخی است.
علویان؛ عنوانی با معانی متفاوت
در منابع تاریخی و مذهبی، واژه «علوی» در معانی مختلفی به کار رفته است. همین تعدد کاربردها، یکی از علل اصلی دشواری شناخت دقیق هویت گروه هایی است که با این نام شناخته شده اند.
۱. معنای عام علویان
در کاربرد عام، عنوان علوی به فرزندان امیرالمؤمنین علی(ع)، علاقمندان و پیروان آن حضرت و کسانی اطلاق شده است که به ولایت و جایگاه ایشان باور داشته اند. برخی منابع نیز این عنوان را در رابطه با افرادی به کار برده اند که در واقعه غدیر خم با امیرالمؤمنین(ع) بیعت کردند و بر پیمان خود پایدار ماندند.[۳]
بر این اساس، «علوی» لزوماً به معنای عضویت در یک فرقه مذهبی مشخص نمی باشد، بلکه می تواند عنوانی گسترده برای اشاره به نسبت خانوادگی، اعتقادی یا سیاسی با امام علی(ع) باشد.
۲. علویه در تاریخ تشیع
در برخی منابع تاریخی، شیعیان اولین بعنوان پیروان علی(ع) شناخته شده اند و اصطلاح «شیعة علی» برای معرفی آنان به کار رفته است. در ادامه تحولات سیاسی و مذهبی صدر اسلام و ایجاد جریان های مختلف، عنوان هایی مانند «علویه» نیز برای تمایز پیروان امیرالمؤمنین(ع) از دیگر جریان های سیاسی و مذهبی مورد استفاده قرار گرفت.[۴]
این کاربرد تاریخی نشان میدهد که نباید هر اشاره ای به علویه یا علویان در متون قدیمی را به یک گروه مذهبی خاص در دوره های بعد نسبت داد. معنای این اصطلاح، به زمان نگارش منبع و زمینه تاریخی آن وابسته است.
۳. علویان و نسبت آنان با نصیریه
یکی از مهم ترین مسایل در بررسی هویت علویان، ارتباط این عنوان با نصیریه است. برخی کتاب های فرقه شناسی، علویه را در کنار نصیریه آورده یا این دو عنوان را بجای یکدیگر به کار برده اند. بنابراین، مجموعه ای از باورهای منسوب به نصیریه، گاه به همه آنهایی که علوی نامیده می شوند تعمیم داده شده است.
در شماری از منابع قدیمی، به نصیریه باورهایی مانند الوهیت امام علی(ع)، حلول ذات الهی در آن حضرت، تناسخ، اباحه برخی محرمات و تقدس بخشی به اجرام آسمانی نسبت داده شده است. تعدادی از همین منابع، گزارش هایی در رابطه با جایگاه سلمان فارسی، شراب و درخت انگور و نیز نگرش این گروه به ابن ملجم نقل کرده اند.[۵][۶]
با این حال، این گزارش ها باید در چهارچوب تاریخی و اعتقادی منابعی که آنها را ثبت کرده اند بررسی شوند. صرف وجود یک انتساب در کتاب های فرقه شناسی، برای اثبات پذیرش آن باور از طرف همه اعضای یک جامعه کافی نیست.
در برخی منابع، نصیریه با نام هایی مانند «انصاریه» و «علویه» نیز معرفی شده اند و ایجاد این جریان به شخصی به نام نصیر نسبت داده شده است. طبق گزارش های مورد اشاره، این گروه در سده های اولین اسلامی از محیط های شیعی جدا شد و بعدها در قسمتهایی از شمال غرب سوریه استقرار یافت. در توصیف باورهای آن نیز از ترکیب برخی عناصر شیعی با مؤلفه هایی از سنت های مسیحی و باورهای قبل از اسلام سخن گفته شده است.[۷][۸]
در عین حال، یکسان دانستن نصیریه با همه جریان هایی که در منابع با عنوان علوی شناخته می شوند، نیازمند احتیاط است. حتی برخی محققان فرق اسلامی، میان نصیریه و گروه هایی مانند اهل حق تفاوت قائل شده اند و اعتقاد دارند اشتراک در بعضی انتساب های اعتقادی، به معنای یکسان بودن تمام باورها و مناسک این گروه ها نیست.[۸]
بنابراین، برای شناخت علویان باید میان کاربرد عام این عنوان، کاربردهای تاریخی آن در بین پیروان امام علی(ع) و کاربرد خاص آن برای جوامع مذهبی مشخص تمایز قائل شد.
دیدگاه منابع شیعی در رابطه با باورهای علویان
در برابر برخی گزارشات فرقه شناختی، شماری از منابع شیعی و نوشته های در رابطه با معرفی اعتقادات علویان، بر نزدیکی باورهای آنان به تشیع دوازده امامی تاکید کرده اند.
بر اساس این منابع، علویان مورد بحث به رسالت پیامبر اکرم(ص)، امامت و جانشینی بلافصل امام علی(ع) و امامت یازده فرزند آن حضرت اعتقاد دارند. در این توصیف، آنان اصول و فروع دین را می پذیرند، خداوند را یگانه و بی شریک می دانند، قرآن را کتاب آسمانی محفوظ از تحریف تلقی می کنند و به اعتبار شریعت اسلامی باور دارند.[۹]
همچنین در این منابع آمده است که پیروان این جریان برای احکام شرعی و مسایل دینی به مراجع رجوع می کنند، به پیامبران و کتاب های آسمانی احترام می گذارند و روایاتی را که با صراحت قرآن ناسازگار بدانند، نمی پذیرند. توجه به آموزه های اهل بیت(ع)، جایگاه علمی امام جعفر صادق(ع) و نقش خاندان پیامبر در تبیین معارف دینی نیز از خصوصیت هایی است که در این توصیف ها برجسته شده است.
با وجود این، برای نتیجه گیری در رابطه با میزان انطباق اعتقادات همه جوامع علوی با تشیع اثنی عشری، باید به تنوع تاریخی، منطقه ای و مذهبی این جوامع توجه کرد. گزارشات اعتقادی یک گروه یا برداشت نویسنده ای خاص، لزوماً نماینده تمام دیدگاه های موجود در بین علویان نیست.
اصول دین در توصیف اعتقادات علویان
در منابع مورد استناد نویسندگان شیعی، اصول اعتقادی علویان در پنج محور توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد توضیح داده شده است.[۱۰]
توحید: باور به خدای یگانه که دارای صفات کمال است و از هرگونه عیب، نقص و شریک منزه دانسته می شود.
عدل: اعتقاد به این که خداوند مرتکب ظلم و فعل قبیح نمی شود و انسان را فراتر از توان و استعدادش مکلف نمی کند.
نبوت: باور به پیامبری و عصمت انبیای الهی که برای هدایت انسان ها مبعوث شده اند؛ از حضرت آدم(ع) تا پیامبر خاتم، حضرت محمد(ص).
امامت: اعتقاد به این که حکمت الهی اقتضا می کند بعد از پیامبران، پیشوایانی برای هدایت مردم تعیین شوند. در این دیدگاه، پیامبر اسلام(ص) امام علی(ع) را به جانشینی خود معرفی کرده و بعد از آن حضرت، یازده امام از فرزندان ایشان عهده دار مقام امامت شده اند.
معاد: باور به زنده شدن انسان ها بعد از مرگ و برگزاری روز حساب، که در آن اعمال انسان ها سنجیده و پاداش نیکوکاران و جزای بدکاران تعیین می شود.
منابع مورد اشاره همینطور پذیرش فروع دین، همچون نماز، روزه، زکات، حج و جهاد را از خصوصیت های اعتقادی این گروه معرفی می کنند.[۱۰]
این توصیف ها، چارچوب اعتقادی علویان را از نظر منابع مورد استناد نویسنده نشان می دهد؛ با این وجود، بررسی تطبیقی آن با باورهای جوامع علوی معاصر، به شواهد مستقل و مطالعات میدانی نیز نیاز دارد.
طریقت جنبلائیه و مفهوم «باب» در گزارشات تاریخی
برخی منابع شیعی، در کنار اشتراکات اعتقادی مورد اشاره، به دو مبحث اشاره کرده اند که در گزارشات تاریخی در رابطه با علویان عنوان شده است: طریقت جنبلائیه و مفهوم «باب».
طریقت جنبلائیه به ابومحمد عبدالله جنبلانی نسبت داده شده است که در بعضی منابع از او بعنوان یکی از شخصیت های برجسته این جریان یاد می شود. بنا بر این گزارش ها، او به عراق و مصر سفر کرد و آموزه هایی در رابطه با تصوف، فلسفه، نجوم و هیات را در چهارچوب طریقت خود بیان کرد.[۱۱]
مفهوم باب نیز در بعضی گزارش ها به این باور اشاره دارد که شناخت امامان(ع) بوسیله افرادی خاص ممکن می شود. برای مثال، امام علی(ع) در روایات مشهور به «باب علم پیامبر» معرفی شده و در بعضی گزارشات مربوط به علویان، سلمان فارسی بعنوان باب امام علی(ع) مطرح گردیده است.[۱۱]
البته وجود چنین گزارش هایی به تنهایی نشان نمی دهد که این باورها در همه دوره ها و میان تمام گروههای علوی پذیرفته شده اند. برخی نویسندگان شیعی نیز انتساب این عقاید به علویان مورد بررسی خویش را رد کرده اند. از این رو، تفکیک میان باورهای تاریخی منسوب به یک جریان و اعتقادات حقیقی پیروان آن در دوره های مختلف لازم است.
پراکندگی جغرافیایی علویان
در منابع مورد استناد، از حضور جوامع علوی در مناطقی از سوریه، ترکیه، عراق، لبنان، فلسطین و ایران یاد شده است.[۱۲] با این وجود، پراکندگی جغرافیایی به تنهایی نشان دهنده وحدت کامل اعتقادی یا تشکیلاتی این جوامع نیست و هر یک باید باتوجه به پیشینه تاریخی و شرایط اجتماعی خود بررسی شوند.
در لبنان و سوریه، گروهی از شیعیان نیز با عنوان «متاوله» یا «متوالی» شناخته شده اند. این اصطلاح در بعضی منابع به معنای علاقمندان و پیروان امام علی(ع) تفسیر شده است. در گزارشات تاریخی، در رابطه با مهاجرت تعدادی از این گروه ها از عراق به شام در دوره صلاح الدین ایوبی و نیز ریشه های خانوادگی و جغرافیایی آنان مطالبی آمده است.[۱۳]
با این همه، در رابطه با منشاء تاریخی، زمان مهاجرت و هویت جمعی این جوامع باید به منابع تخصصی و پژوهش های جدید رجوع کرد؛ برای اینکه اصطلاحات مذهبی و قومی در طی زمان دستخوش تغییر شده اند و همیشه معنای ثابتی نداشته اند.
علویان سوریه و رابطه آنان با تشیع اثنی عشری
یکی از موضوعات مهم در بحث علویان، جایگاه آنان در ساختار سیاسی سوریه معاصر است. حافظ اسد، رئیس جمهوری پیشین سوریه، از جامعه علوی این کشور بود و حضور وی در رأس حکومت، توجه بیشتری را به هویت مذهبی و تاریخی علویان سوریه جلب کرد.
در برخی منابع شیعی، به روایت هایی در رابطه با ارتباط خانواده اسد با عالمان شیعه اشاره شده است. از جمله، نقل شده که حافظ اسد از آیت ا... سید حسن شیرازی برای آموزش مناسک حج به مادرش کمک خواسته و در مراسم درگذشت او نیز از او دعوت کرده است. همینطور در رابطه با ادای نماز بر پیکر حافظ اسد با حضور یکی از عالمان شیعه گزارش هایی نقل شده است.
این روایت ها، در صورت تأیید مستقل، می توانند نشانه ای از وجود ارتباط میان برخی چهره های علوی سوریه و عالمان شیعه باشند؛ اما به تنهایی برای اثبات یکسانی کامل اعتقادات دو جامعه یا تعمیم یک دیدگاه به همه علویان کافی نیستند.
از همین رو، بررسی رابطه علویان سوریه با تشیع اثنی عشری باید بر مجموعه ای از شواهد تاریخی، متون اعتقادی، مناسک مذهبی و مطالعات اجتماعی استوار باشد، نه صرفا برمبنای رفتار یا مناسبات مذهبی یک شخصیت سیاسی.
جمع بندی؛ چرا شناخت دقیق علویان اهمیت دارد؟
بررسی تاریخی عنوان «علویان» نشان میدهد که این واژه در منابع اسلامی هم معنایی گسترده و عام داشته و هم برای معرفی جوامع مذهبی مشخص به کار رفته است. در معنای عام، علوی می تواند به فرزندان امام علی(ع)، علاقمندان آن حضرت یا پیروان جریان علوی در تاریخ اسلام اشاره داشته باشد؛ در کاربرد خاص، این عنوان در بعضی متون برای معرفی گروه هایی مانند علویان سوریه نیز استفاده شده است.
بخش مهمی از اختلاف نظرها در رابطه با هویت این گروه ها، از یکسان انگاشتن اصطلاحات تاریخی و تعمیم باورهای منسوب به یک فرقه به جوامع دیگر ناشی می شود. در بعضی منابع شیعی، بر اشتراکات اعتقادی علویان مورد بررسی با تشیع دوازده امامی تاکید شده است؛ در مقابل، شماری از منابع فرقه شناسی نیز باورهایی متفاوت را به گروههای مشخصی با عنوان علویه یا نصیریه نسبت داده اند.
ازاین رو، داوری دقیق در رابطه با نسبت علویان با تشیع اثنی عشری، مستلزم توجه به معنای اصطلاحات در هر دوره، بررسی انتقادی منابع و تفکیک گزارشات تاریخی از اعتقادات مستند جوامع معاصر است. چنین نگاهی می تواند به شناخت دقیق تر پیشینه مذهبی علویان و پرهیز از داوری های کلی و شتاب زده کمک نماید.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
۱. بحوث فی الملل و النحل، جعفر سبحانی، موسسه امام صادق ـ مقابل السّلام ـ، ۱۴۱۸ ه. ق، قم.
۲. فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشکور، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵، مشهد.
۳. فرق الشیعه، ابو محمد الحسن بن موسی النوبختی، انتشارات مکتبة المرتضویه، ۱۳۵۵ ش، نجف.
۴. فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۱، قم.
پی نوشت ها:
[۱]. مشکور، محمد جواد، تاریخ شیعه و فرقه های اسلام، تهران، انتشارات اشراقی، ۱۳۵۵، ص۱۴۷.
[۲]. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵، ص ۴۰.
[۳]. سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مرکز مدیریت حوزة علمیة قم، ج ۸، ص ۴۰۵.
[۴]. تاریخ شیعه و فرقه های اسلام، همان، ص ۱۴۹.
[۵]. بحوث فی الملل و النحل، همان، ج ۸، ص ۴۰۹.
[۶]. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ص ۳۲۶.
[۷]. لوئیس معلوف، المنجد، بیروت، نشر دارالمشرق، ص ۴۷۳.
[۸]. تاریخ شیعه و فرقه های اسلام، همان، ص ۱۸۶.
[۹]. بحوث فی الملل و النحل، همان، ج ۸، ص ۴۰۶.
[۱۰]. همان، ج ۸، ص ۴۰۶ - ۴۰۸، (به نقل از عقیدتنا و واقعنا نحن المسلمین العلویین ۲۰ - ۲۳).
[۱۱]. همان، ج ۸، ص ۴۱۱ - ۴۱۳، (به نقل از تاریخ العولیین، ص ۲۰۸).
[۱۲]. همان، ج ۸، ص ۴۱۷.
[۱۳]. تاریخ شیعه و فرقه های اسلامی، همان، ص ۸۷.
منبع: راسخون
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب