نور معرفت

به پدر و مادر نه بگوییم، عاق می شویم؟ مرز اطاعت و استقلال در اسلام کجاست؟

به پدر و مادر نه بگوییم، عاق می شویم؟ مرز اطاعت و استقلال در اسلام کجاست؟

به گزارش نور معرفت، آیا هر بار که بر خلاف خواسته پدر و مادر تصمیم می گیریم، مستحق عاق شدن هستیم؟ از انتخاب رشته و شغل گرفته تا ازدواج و مهاجرت، گاهی یک جمله می تواند فرزند را میان خواسته های خانواده و حق انتخاب شخصی اش گرفتار کند: «اگر به حرفم گوش نکنی، عاقت می کنم!» اما آموزه های اسلام چه می گویند؟ آیا احترام به والدین به معنای اطاعت بی چون وچراست یا میتوان با حفظ حرمت آنان، راهی متفاوت جهت زندگی انتخاب کرد؟



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «اگر به حرفم گوش نکنی، عاقت می کنم!»؛ جمله ای که گاهی انتخاب رشته و شغل، ازدواج، مهاجرت یا حتی سبک زندگی فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهد و مخالفت با خواسته والدین را به احساس گناه و ترس از عاق شدن گره می زند. اما آیا از نگاه اسلام، هر مخالفتی با پدر و مادر به معنای عاق والدین شدن است؟آموزه های قرآن و روایات، ضمن تاکید بر جایگاه والای والدین و لزوم نیکی به آنان، میان احترام و خوش رفتاری با اطاعت بی قیدوشرط تفاوت قائل اند؛ تمایزی که شناخت آن می تواند به حل یکی از چالش های مهم روابط خانوادگی کمک نماید.
نیکی به والدین؛ آیا احترام به معنای واگذاری اختیار زندگی است؟
«اگر به حرفم گوش نکنی، عاقت می کنم!» این جمله برای خیلی از فرزندان آشناست؛ عبارتی که ممکنست هنگام انتخاب رشته تحصیلی، شغل، ازدواج یا مهاجرت شنیده شود و حتی در رابطه با پوشش، رفت وآمد و شیوه تربیت فرزند نیز به کار رود. پیامد چنین برخوردی گاهی احساس گناهی عمیق است؛ احساسی که فرد را با این نگرانی مواجه می کند که مبادا مخالفت با خواسته پدر و مادر، ارزش عبادت ها و اعمال دینی او را از بین ببرد.
بااین حال، پاسخ به این پرسش که آیا هر «نه» گفتنی به والدین به معنای عاق شدن است، منفی است. اسلام از فرزندان نخواسته است اختیار و مسئولیت زندگی خویش را به صورت کامل به والدین واگذار کنند؛ اما در مقابل، بر حفظ حرمت، رعایت ادب و پرهیز از آزار و تحقیر آنان تاکید کرده است.
برای فهم این مساله، باید میان دو مفهوم اساسی تمایز قائل شد: احسان به والدین و اطاعت از آنان. این دو مفهوم با یکدیگر ارتباط دارند، اما لزوماً به معنای یکسانی نیستند.
قرآن؛ تاکید بر احسان و ترسیم مرز اطاعت
قرآن کریم بعد از فرمان به یکتاپرستی، به نیکی با پدر و مادر سفارش می کند: «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا». در ادامه، بخصوص در رابطه با دوران سالخوردگی والدین، از فرزندان می خواهد حتی کلمه ای که نشانه رنجش و بی حوصلگی باشد بر زبان نیاورند، آنان را از خود نرانند و با ایشان کریمانه سخن بگویند. همینطور در آیه بعد، بر فروتنی در مقابل والدین و دعا برای آنان تاکید شده است: «رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا»؛ پروردگارا، همان گونه که مرا در کودکی پرورش دادند، بر آنان رحمت آور. (اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)
این آیات جایگاه ویژه والدین و لزوم رفتار شایسته با آنان را روشن می کند؛ اما قرآن در کنار این سفارش ها، حد و مرز اطاعت را نیز مشخص کرده است.
در آیه ۱۵ سوره لقمان آمده است که اگر پدر و مادر فرزند خویش را به شرک به خدا وادار کنند، نباید از آنان اطاعت کند: «فَلَا تُطِعْهُمَا». بااین حال، آیه فورا می افزاید: «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا»؛ یعنی در زندگی دنیا با آنان به شایستگی معاشرت کن.
این آیه الگویی روشن از رابطه میان استقلال در تصمیم گیری و احترام به والدین عرضه می کند. ممکنست فرزند در موضوعی از خواسته پدر و مادر پیروی نکند، اما این مخالفت مجوزی برای تحقیر، بدرفتاری یا نادیده گرفتن حقوق آنان نیست. به بیان دیگر، قرآن میان نپذیرفتن یک خواسته و برخورد نامناسب با والدین تفاوت قائل است؛ همانطور که احترام به والدین نیز لزوماً به معنای اطاعت بی چون وچرا از تمام خواسته های آنان نیست.
عاق والدین دقیقا به چه معناست؟
«عقوق» در لغت به معنای بریدن و گسستن است و در کاربرد دینی، به رفتارهایی اشاره دارد که با نافرمانی ناپسند، آزار، بی حرمتی و گسستن پیوند اخلاقی و عاطفی با والدین هم راه است.
در کتاب «الکافی»، حکایتی از امام صادق(ع) نقل شده که بر حساسیت آموزه های دینی نسبت به کوچک ترین نشانه های بی احترامی تاکید دارد: «أَدْنَی الْعُقُوقِ أُفٍّ، وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ شَیْئًا أَهْوَنَ مِنْهُ لَنَهَی عَنْهُ»؛ کمترین مرتبه عقوق، گفتن «اُف» است و اگر چیزی سبک تر از آن وجود داشت، خداوند از آن نیز نهی می کرد. (الکافی، ج ۲، ص ۳۴۹؛ شماره صفحه و ضبط عبارت باید با نسخه مورد استناد تطبیق داده شود.)
در ادامه این روایت نیز در رابطه با نگاه آمیخته با خشم و کینه به والدین اخطار داده شده است؛ حتی در حالی که آنان در حق فرزند خود ستم کرده باشند. این مضمون، بر اهمیت حفظ حرمت والدین و پرهیز از رفتارهای تحقیرآمیز تاکید می کند.
بنابراین، آموزه های دینی در زمینه ادب و خوش رفتاری با پدر و مادر حساسیت زیادی دارند. بااین حال، نباید از این تاکید نتیجه گرفت که هر مخالفتی با خواسته آنان مصداق عقوق است. مساله زمانی پیچیده میشود که احترام در رفتار با اطاعت در تصمیم گیری یکی دانسته شود؛ درحالی که این دو، مفاهیمی متفاوت اند و باید جداگانه بررسی شوند.
اطاعت از والدین تا کجا واجب است؟
امیرالمؤمنین علی(ع) در حکمت ۱۶۵ نهج البلاغه می فرماید: «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ»؛ در نافرمانی خداوند، اطاعت از هیچ مخلوقی جایز نیست. بر این اساس، اگر والدین فرزند را به انجام حرام یا ترک واجب شرعی وادار کنند، چنین درخواستی مجوزی برای نافرمانی از دستور خداوند نیست.
بااین حال، همه اختلاف های خانوادگی به مسایل شرعی محدود نمی گردد. گاهی پدر و مادر اصرار دارند فرزندشان رشته خاصی را انتخاب نماید، درحالی که او به حوزه دیگری علاقه دارد. ممکنست خانواده با مهاجرت فرزند مخالف باشند یا فرد دیگری را برای ازدواج او مناسب بدانند. در چنین موقعیت هایی، این پرسش مطرح می شود که آیا صرف مخالفت والدین، تصمیم گیری مستقل را از فرزند سلب می کند؟
در استفتایی از آیت ا... العظمی سیدعلی خامنه ای در رابطه با حدود اطاعت از والدین، این اصل مطرح گردیده است که اطاعت از پدر و مادر به خودی خود واجب شرعی نیست؛ بااین حال، مخالفت با آنان نباید با اظهار انزجار، راندن یا آزار قابل توجه همراه شود. نقل دقیق این پاسخ باید با متن رسمی استفتا تطبیق داده شود.
از سوی دیگر، آیت ا... العظمی سیستانی در جواب پرسشی در رابطه با ناراحتی والدین، میان دو وضعیت تفاوت قائل شده اند: نخست، زمانیکه ناراحتی آنان ناشی از دلسوزی و نگرانی حقیقی برای فرزند باشد؛ دوم، زمانیکه رنجش والدین از برخی خصلت های ناپسند یا توقعات ناموجه آنان ناشی شود.
بر اساس این تفکیک، اگر والدین از سر دلسوزی و نگرانی از کاری که فرزند انجام می دهد رنج ببرند، حتی اگر آن کار مستقیماً به آنان مربوط نباشد، فرزند باید این نگرانی را جدی بگیرد و از انجام آن کار خودداری کند. در مقابل، اگر ناراحتی والدین ناشی از توقعات نادرست باشد، بعنوان مثال با تلاش فرزند برای پیشرفت در زندگی مخالفت کنند، صرف این رنجش الزام شرعی به تسلیم شدن در مقابل خواسته آنان ایجاد نمی نماید. از همین تفکیک می توان دریافت که اطاعت از همه اوامر و نواهی شخصی والدین، به خودی خود واجب نیست.
البته جزئیات فقهی این موضوع، بخصوص در مواردی که تصمیم فرزند سبب آزار شدید والدین می شود، ممکنست برمبنای فتوای مراجع تقلید تفاوت داشته باشد. به این جهت، در مسایل خاص باید به نظر مرجع تقلید خود مراجعه نمود.
نکته اساسی این است که ناراحت شدن والدین، به تنهایی، به معنای حرام بودن تصمیم فرزند نیست. برای ارزیابی هر موقعیت باید منشاء ناراحتی، میزان معقول بودن نگرانی والدین، نتایج تصمیم و امکان کاهش رنج آنان را درنظر گرفت.
چگونه می توان بدون بی احترامی «نه» گفت؟
در خیلی از اختلاف های خانوادگی، مشکل تنها به محتوای تصمیم محدود نمی شود؛ بلکه شیوه بیان مخالفت نیز در ایجاد یا تشدید تنش نقش دارد. ممکنست فرزند در تصمیم خود حق انتخاب داشته باشد، اما با لحنی تند یا تحقیرآمیز صحبت کند و به رابطه با والدین لطمه بزند.
برای مثال، جمله «زندگی خودم است و به شما ربطی ندارد» به طور معمول به جای حل اختلاف، فاصله میان دو طرف را بیشتر می کند. در مقابل، می توان همان موضع را با لحنی محترمانه بیان نمود: «می دانم نگران من هستید و برای تجربه و نظر شما ارزش قائلم. حرف هایتان را شنیده ام و جدی گرفته ام، اما می خواهم مسئولیت این انتخاب را خودم بپذیرم.»
چنین نگاهی به معنای کنار گذاشتن استقلال نیست؛ بلکه نشان داده است می توان هم زمان بر حق تصمیم گیری تاکید کرد و حرمت والدین را نیز نگه داشت.
از سوی دیگر، فرزند بالغ باید قبل از تصمیم های مهم، فرصت شنیدن و بررسی دیدگاه های والدین را فراهم آورد. مشورت زمانی پرارزش است که فرد واقعا احتمال دهد از تجربه دیگران نکته ای بیاموزد، نه این که صرفا برای اعلام تصمیمی از پیش گرفته شده، نظر آنان را جویا شود. والدین ممکنست خطرها و پیامدهایی را تشخیص دهند که به سبب هیجان، کم تجربگی یا محدود بودن اطلاعات از نگاه فرزند پنهان مانده است.
البته شنیدن نظر والدین و سودجستن از تجربه آنان، با واگذاری کامل حق تصمیم گیری متفاوت است. اگر گفت و گو به نتیجه نرسید، کمک گرفتن از یکی از خویشاوندان مورد اعتماد، مشاور خانواده یا فردی آگاه به مسایل دینی می تواند به کاهش تنش کمک نماید. در تعدادی شرایط نیز لازم است مرزهای فردی به روشنی بیان و با آرامش حفظ شوند؛ بدون فریاد، تحقیر، قطع رابطه یا استفاده از فشار عاطفی.
جمع بندی؛ هر مخالفتی با والدین، عقوق نیست
در نگاه قرآن و آموزه های اسلامی، فرزند نه از مسئولیت انتخاب های خود معاف است و نه مجاز است به بهانه استقلال، حرمت والدین را نادیده بگیرد. بلوغ به معنای پذیرفتن مسئولیت تصمیم هاست و احسان به والدین نیز اقتضا می کند که این استقلال با قدرشناسی، مهربانی، احترام و توجه به نیازهای آنان همراه باشد.
بنابراین، نمی توان هر «نه» گفتنی به پدر و مادر را مصداق عاق والدین دانست. آن چه اهمیت دارد، مبحث مخالفت، منشاء نگرانی والدین، نتایج تصمیم و شیوه رفتار فرزند است. با این وجود، تشخیص حکم شرعی در موقعیت های پیچیده، بخصوص مواردی که با آزار شدید والدین یا اختلاف نظرهای فقهی هم راه است، نیازمند بررسی دقیق تر و مراجعه به فتوای مرجع تقلید خواهد بود.
حفظ استقلال و رعایت احترام، دو اصل متضاد نیستند. می توان مسئولیت زندگی خویش را پذیرفت، با برخی خواسته های والدین موافقت نکرد و با این وجود، با زبان و رفتاری محترمانه از رنجاندن آنان پرهیز کرد. شاید یکی از مهم ترین جلوه های دینداری همین باشد: انسان اختیار و مسئولیت خویش را حفظ کند، بی آنکه قدرشناسی و محبت به کسانی را که برای پرورش او کوشیده اند، از یاد ببرد.
منبع: تبیان

منبع:

1405/07/21
20:20:50
5.0 / 5
3
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۴

پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد