پدیده اعتکاف، کنشی معکوس که نظریه نسل زد را زیر سوال برده است
به گزارش نور معرفت، چطور نسلی که متهم به گسست از سنت و غرق شدن در دنیای مجازی است، به آغوش یکی از عمیق ترین و سنتی ترین مناسک عبادی پناه آورده است؟
خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان-احمد عابدینی: از اواخر دهه ۹۰ شمسی ادبیاتی در فضای علوم اجتماعی ایرانی پررنگ شده که تلاش می کرد تفاوت ها و تمایزات رفتاری و فکری نسل های جدید به ویژه متولدین دهه هشتاد را ذیل مفاهیم ترجمه ای همچون نسل زد و آلفا توضیح بدهد. این رویکرد بعد از اتفاقات پاییز ۱۴۰۱ جلوه مستحکم تری هم به خود گرفت بطوریکه به نظریه پایه برای تبیین لایه های روانشناختی اجتماعی این رخدادها هم تبدیل شد. این انگاره با همه ابهامات و پرسش های باقیمانده، از آن پس با سرعت زیادی وارد محاورات سیاسی کشور شد تا جایی که چندی قبل در نطق های رسمی مدیران ارشد کشور هم بروز یافت.
نسل زد، که در ایران اغلب با عنوان دهه هشتادی ها شناخته می شوند، به متولدین سالیان ۱۳۷۶ تا حدود ۱۳۹۱ شمسی اطلاق می گردد. در این فرضیه وجه تمایز بنیادین و ماهوی این نسل با تمام نسل های پیشین، بومی دیجیتال بودن آن هاست، بدین معنا که آنها از اولین سالیان کودکی و در بحبوحه تشکیل شخصیت اجتماعی شان، با اینترنت، گوشیهای هوشمند و شبکه های اجتماعی مجازی عجین بوده اند. این زیست جهان دیجیتال، بستر اصلی جامعه پذیری، هویت یابی و ارتباط گیری آنها با جهان پیرامون است. برپایه این رویکرد جامعه شناختی، اسناد و تحلیل ها نشان داده است که این نسل اغلب با خصوصیت هایی چون واقع گرایی، فردگرایی، عمل گرایی و تاکید بر تجربه های عینی شناخته می شود. آنها در دنیایی بالیده اند که مرزهای جغرافیایی در آن کم رنگ شده و دسترسی به اطلاعات و فرهنگ های گوناگون، فوری و نامحدود است و این امری است که جهان بینی و نظام ارزشی منحصربه فردی را برایشان رقم زده است.
نظریه های رایج جامعه شناسی که به تحلیل این نسل می پردازند، که می توان از آن تحت عنوان نسل گرایی عامیانه یاد کرد، مجموعه ای از پیش فرض ها را برای این گروه سنی ترسیم می کنند. این نظریات بر وجود یک گسست نسلی عمیق در سه حوزه تاکید دارند؛ گسست کلامی (استفاده از واژگان نامفهوم برای نسل های قبل)، گسست فعالیتی (فقدان کارهای مشترک معنادار با والدین) و گسست فرهنگی-اجتماعی (شکل گیری خرده فرهنگ های مستقل و پیوندهای درون نسلی قدرتمند). بر طبق این دیدگاه، نسل زد، نسلی است که ارزش های جهانی را بر سنت های محلی ترجیح می دهد، لذت گرایی و سرگرمی را در اولویت قرار می دهد، به دنبال تفکیک زدایی جنسیتی است و اصرار چندانی بر نشانه ها و مناسک دینی سنتی ندارد. این رویکرد، با تعمیم دادن رفتار قسمتی از نسل به کل آن، تصویری یکپارچه، همگون و اغلب سکولار از این نسل ارائه می کند و از تفاوت های درونی، فردیت و عاملیت اعضای آن غافل می ماند.
در این میان و در صورتیکه برخی جریانان جامعه شناسی و تحلیل گران تغییرات فرهنگی با قاطعیت از ظهور نسلی دیجیتال محور، فردگرا و گریزان از سنت ها سخن می گویند، پدیده ای معنوی در قلب جامعه ایران پدید می آید که این معادلات و پیشبینی های خطی را با ابهامات جدی روبرو می سازد. حضور انبوه و مشتاقانه جوانان و نوجوانان دهه هشتادی در مراسم اعتکاف، این خلوت سه روزه معنوی که نقطه مقابل تمام خصوصیت های نسبت داده شده به نسل زد است، یک پارادوکس اعجاب انگیز و قابل تأمل را پیش روی ما قرار می دهد. این حضور، فراتر از یک رویداد ساده دینی، یک نمود مهمی از لایه های پنهان هویتی است که ما را وادار می کند تا در انگاره های کلیشه ای خود در مورد این نسل بازبینی نماییم و تسلیم مفهوم پردازی های عجولانه و ترجمه ای نشویم.
در مراسم اعتکاف سال ۱۴۰۳، حدود ۷۰ درصد از شرکت کنندگان جوانان و نوجوانان بوده اند که حدود ۴۰ درصد از آنها دانش آموزان هستند. چطور نسلی که متهم به گسست از سنت و غرق شدن در دنیای مجازی است، به آغوش یکی از عمیق ترین و سنتی ترین مناسک عبادی پناه آورده است؟ روشن است که اعتکاف بعنوان یک کنش معکوس ظاهر می شود. این آئین، دعوتی به سه روز انقطاع از جهان بیرون، سکوت، تأمل و مهم تر از تمامی دیجیتال زدایی داوطلبانه است. در صورتیکه نظریه نسل گرایی، جوان امروز را اسیر گوشی هوشمند و تشنه ارتباطات مجازی معرفی می کند، معتکف جوان با انتخاب آگاهانه خود، این ابزار را کنار گذاشته و به جستجوی نوع دیگری از اتصال برمی آید. اتصال با خویشتن، با خالق و با جماعتی که در یک هدف مشترک معنوی گردهم آمده اند. این انتخاب، نقدی عملی بر سبک زندگی پرشتاب و سطحی و اعلام نیازی عمیق به معنا، آرامش و اصالت است.
حضور پررنگ این نسل در اعتکاف، یک شاهد مثال قدرتمند برای نقد نظریه جبرگرایی نسلی است. این پدیده به وضوح نشان داده است که اولاً، عاملیت فردی وجود دارد و جوانان صرفا محصولات منفعل محیط خود نیستند، بلکه می توانند آگاهانه مسیر خویش را انتخاب کنند. ثانیاً، تفاوت های درون نسلی بسیار چشم گیر است و این نسل یک توده همگون و یکدست نیست، بلکه طیف متنوعی از گرایش ها، همچون گرایش های عمیق معنوی را در خود جای داده است. ثالثاً، شباهت های میان نسلی را نباید نادیده گرفت، نیاز به معنویت، آرامش و جستجوی معنا، یک فصل مشترک انسانی است که در تمام نسل ها، همچون این نسل جریان دارد و آنها را به میراث فرهنگی و دینی نیاکانشان پیوند می دهد.
خلاصه اینکه این انگاره با همه ابهامات و پرسش های باقی مانده، از آن پس با سرعت زیادی وارد محاورات سیاسی کشور شد تا جایی که چندی پیش در نطق های رسمی مدیران ارشد کشور هم بروز یافت. در مراسم اعتکاف سال ۱۴۰۳، حدود ۷۰ درصد از شرکت کنندگان جوانان و نوجوانان بوده اند که حدود ۴۰ درصد از آنها دانش آموزان هستند. چگونه نسلی که متهم به گسست از سنت و غرق شدن در دنیای مجازی است، به آغوش یکی از عمیق ترین و سنتی ترین مناسک عبادی پناه آورده است؟
منبع: نور معرفت
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب