نور معرفت
یادداشتی از مهدی جمشیدی؛

دوگانه ی تكلیف و نتیجه در تفكر علامه مصباح یزدی

دوگانه ی تكلیف و نتیجه در تفكر علامه مصباح یزدی

نور معرفت: علامه مصباح تصریح می کند که عدم تحقّقِ نتیجه‌ی مطلوب، موجبِ اسقاطِ تکلیف نمی شود؛ یعنی اگر نتیجه‌ی مطلوب، حاصل نشد، حتّی به صورتِ مکرّر، این ناکامی، برای ترکِ وظیفه در دفعاتِ بعد، حجّت نیست.



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و اندیشه -مهدی جمشیدی*: تقریرِ علامه مصباح از اشکالی که درباره‌ی منطقِ تکلیف گرایی مطرح شده، به زبانِ فقهی و کلامی چنین بود که چون احکامِ الهی، تابعِ «مصالح» و «مفاسد» هستند، پس وقتی تکلیفی بر عهده‌ی ماست، بدین معناست که باید آن «تکلیف» را انجام دهیم تا «مصلحت» آن، تحقّق پیدا کند. براین اساس، ما موظّف به «نتیجه» هستیم. بعنوان مثال، حکمِ جهاد برای تقویّتِ اسلام و دفعِ دشمنانِ آن است؛ به صورتی که قرآنِ کریم می فرماید: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً» (حج: ۴۰)؛ و اگر خدا، برخی از مردم را با بعضی دیگر دفع نمی کرد، صومعه ها و کلیساها و کنیسه ها و مساجدی که نامِ خدا در آنها بسیار برده می شود، سخت ویران می شد. پس ما برای حصولِ این نتیجه، باید در جنگ، نقشه و طرح داشته باشیم؛ بدین معنا که موظّفیم بکوشیم تا آن نتیجه محقّق شود و اگر بدانیم در جایی، این نتایج حاصل نمی گردد، حکم نیز ثابت نمی گردد.
تقریرِ علامه مصباح از اشکالی که درباره‌ی منطقِ تکلیف گرایی و به زبانِ فلسفی مطرح گردیده است نیز، بدین شرح بود که چون همه‌ی ارزش های اخلاقی، «واجباتِ بالقیاس» هستند - بدین معنا که اصل در آنها، «مطلوبیّتِ نتیجه» است، و اگر کاری، خوب شمرده می شود، به دلیلِ آنست که نتیجه‌ی خوبی دارد - پس اگر نتیجه تغییر کند، ارزشِ کار هم تغییر می کند. برای مثال، راست گفتن به این علت خوب است که موجبِ اعتمادِ مردم به یکدیگر می شود و در سایة این اعتماد، زندگیِ دنیا و آخرت شان تامین می شود، امّا اگر در موردی، راست گویی موجب شود که جانِ مؤمنی به خطر بیفتد، دیگر راست گفتن خوب نخواهد بود. بنابراین، «ارزشِ عمل»، تابعِ «ارزشِ نتیجه» است و ما موظّفیم که نتایج را نیز در نظر بگیریم.
در این میان، علامه مصباح به این طریق، گرهِ مورد اشاره را می گشاید که می گوید آنچه که وابسته به اراده‌ی ما است، «تکلیف» است، نه «نتیجه». هنگامی که ما کاری را انجام می دهیم، تصوّرمان این است که کارِ ما، «علّتِ تامّه» برای حصولِ نتیجه است، درحالی که عملِ ما، فقط یکی از اسباب و مُعدّاتِ تحصیلِ آن نتیجه است. به بیان دیگر، ما تکلیف داریم که یکی از هزاران شرطِ لازم برای تحقّق یک پدیده را - که همان فعلِ اختیاریِ ماست - فراهم نماییم، امّا حصولِ نتیجه، شرط های فراوانِ دیگری هم دارد. هماهنگیِ این مجموعه، در اختیارِ «خدای متعال» است و اوست که در هر لحظه می تواند مُهره ها را جابه جا کند و اراده‌ی اوست که غالب و قاهر است؛ «وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَی أَمْرِهِ» (یوسف: ۲۱)؛ و خداوند بر امرِ خویش، چیره است.
حتّی در همان وقتی که ما می خواهیم انجامِ کاری را اراده نماییم، اگر خدای متعال بخواهد، می تواند اراده‌ی ما را تغییر بدهد. پس اگر امام خمینی می فرماید «ما مکلَّف به وظیفه ایم»، بدین معناست که گمان نکنید شما همه کاره هستید. اگر هم نتایجی برای تکالیف بیان شده، در حدّ فهمِ ما بیان شده است، امّا ترتّبِ آن نتیجه هم به «اراده‌ی الهی» وابسته است. به این سبب، ما باید به یاد داشته باشیم که با خدای متعال، چه «رابطه» ای داریم و در هر لحظه، به این بیاندیشیم که او از ما چه می خواهد. البتّه چون در خیلی از موارد، تکلیف، تابعِ نتایجِ محدودی است که ما می توانیم آنها را «محاسبه» نماییم، باید نتایج را «محاسبه» نماییم و خودِ این محاسبه هم، جزئی از «وظیفه» است.
بر این اساس، علامه مصباح تصریح می کند که «عدم تحقّقِ نتیجه‌ی مطلوب»، موجبِ اسقاطِ تکلیف نمی شود؛ یعنی اگر نتیجه‌ی مطلوب، حاصل نشد، حتّی به صورتِ مکرّر، این ناکامی، برای «ترکِ وظیفه» در دفعاتِ بعد، حجّت نیست، بلکه مؤمن باید طبقِ «موازینِ شرعی» دریابد که چه تکلیفی متوجّهِ او است، و همان را انجام دهد. این که پس از زیارتِ عاشورا، سر به سجده می گذاریم و می گوئیم: «اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلی مُصابِهِمْ» و بر مصیبتِ سیّدالشهدا - سلام الله مقابل - خدا را شکر می کنیم؛ یعنی علاوه بر اینکه نباید از «شکستِ ظاهریِ» آن حضرت سرخورده شویم، بلکه باید خدای متعال را هم شکر نماییم که چنین مصیبتی بر ما وارد شد و خدای متعال آنرا برای ما، وسیله‌ی سعادت و رحمت و فضل در دنیا و آخرت قرار داد؛ برای اینکه اطمینان داریم که «اجرِ اخرویِ انجامِ وظیفه»، در هر حال محفوظ است، خواه نتیجه ای که اراده کردیم بر آن مترتّب بشود یا نشود.
*: عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی


منبع:

1399/10/23
23:27:46
0.0 / 5
293
مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۴
نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد