نور معرفت

آیا باید مرگ را پذیرفت یا برای به تعویق انداختن آن تلاش کرد؟

آیا باید مرگ را پذیرفت یا برای به تعویق انداختن آن تلاش کرد؟

نور معرفت: آیا پذیرش مرگ به معنای دست کشیدن از زندگی است یا انسان باید برای به تعویق انداختن آن تلاش کند؟ مواجهه با بیماری ها و سختی های زندگی، گاهی این پرسش را در ذهن انسان بوجود می آورد که آیا مبارزه برای ادامه زندگی باارزش است یا باید مرگ را پذیرفت و برای آن آماده شد. از نگاه عقل و تعالیم دینی، این دو راه لزوماً در مقابل یکدیگر نیستند؛ انسان می تواند برای حفظ سلامتی، افزایش طول عمر و بهبود کیفیت زندگی خود بکوشد و هم زمان، مرگ را واقعیتی قطعی بداند و برای حیات بعد از آن آماده شود.



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارایه شده است:

پذیرش مرگ به معنای دست کشیدن از زندگی نیست. انسان می تواند هم زمان برای حفظ سلامتی، افزایش طول عمر و بهبود کیفیت زندگی خود تلاش کند و با این حال، از حتمی بودن مرگ غافل نماند. اما چطور میتوان میان سعی برای ادامه زندگی و آمادگی برای مرگ تعادل برقرار کرد؟ آیا مبارزه با بیماری ها و سعی برای به تعویق انداختن مرگ باارزش است یا بهتر است انسان مرگ را قبول کند و خودرا برای آن آماده کند؟

این پرسش بخصوص زمانی اهمیت پیدا می کند که انسان با بیماری، رنج های جسمی یا مشکلات روحی مواجه می شود و مرگ را به خود نزدیک می بیند. در چنین شرایطی، برخی با امید و انگیزه برای ادامه زندگی تلاش می کنند، اما برخی دیگر ممکنست از خود بپرسند که آیا این مبارزه ارزش دارد و آیا پذیرفتن مرگ، انتخاب درست تری نیست؟

برای پاسخ به این پرسش، باید میان دو مفهوم تفاوت بگذاریم: پذیرش مرگ بعنوان یک حقیقت قطعی و تسلیم شدن در مقابل مرگ به معنای رهاکردن زندگی. همینطور باید روشن نماییم که سعی برای شکست دادن مرگ به چه معناست و تا کجا میتوان آنرا اقدامی عقلانی و باارزش دانست.

۱. پذیرش مرگ به چه معناست؟ آیا باید در مقابل بیماری تسلیم شد؟

پذیرش مرگ می تواند دو معنای متفاوت داشته باشد؛ یکی به معنای کنارگذاشتن زندگی و دیگری به معنای پذیرفتن حقیقت مرگ، بدون غفلت از فرصتهای زندگی.

اگر منظور از پذیرش مرگ این باشد که انسان در رویارویی با بیماری ها، مشکلات و موانع دست از تلاش بردارد، برای درمان خود اقدامی نکند و فقط منتظر فرارسیدن مرگ بماند، چنین برداشتی نه عقلانی است و نه با مسئولیت انسان در مقابل زندگی سازگار.

زندگی دنیا فرصتهای ارزشمندی برای رشد، شناخت، تجربه عشق، تقویت صبر و پرورش صفات اخلاقی در اختیار انسان قرار می دهد. گاهی حتی مواجهه با بیماری ها و مشکلات می تواند زمینه ای برای افزایش تاب آوری، مهربانی، قدرشناسی و شناخت بهتر ارزش های زندگی فراهم آورد.

افزون بر این، رهاکردن زندگی و خودداری از سعی برای بهبود شرایط ممکنست رنج بیشتری برای فرد و اطرافیان او بوجود آورد و فرصتهای ارزشمندی را از بین ببرد.

اما اگر پذیرش مرگ به این معنا باشد که انسان، با وجود سعی برای حفظ سلامتی و بهره بردن از نعمت های زندگی، حتمی بودن مرگ را هم قبول کند و برای حیات بعد از آن آماده شود، این نگرش معنایی متفاوت و قابل دفاع دارد.

در نگاه دینی، زندگی دنیا تنها مرحله ای از حیات انسان است و مرگ پایان مطلق وجود او به شمار نمی رود. بر همین اساس، انسان می تواند ضمن سعی برای داشتن زندگی بهتر در جهان، به مسئولیت های معنوی و سرنوشت اخروی خود هم توجه داشته باشد.

چنین نگرشی نه فقط لزوماً مانع زندگی کردن نیست، بلکه می تواند به کاهش ترس از مرگ و استفاده آگاهانه تر از فرصتهای زندگی کمک نماید.

۲. آیا شکست دادن مرگ امکانپذیر است؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید مشخص نماییم که منظور از شکست دادن مرگ چیست.

اگر مقصود این باشد که انسان برای همیشه از مرگ رهایی پیدا کند و زندگی دنیایی نامحدودی داشته باشد، برمبنای نگاه دینی به زندگی دنیا، چنین هدفی دست یافتنی نیست. در این نگاه، مرگ واقعیتی قطعی در سرنوشت انسان است و پیشرفت های علمی، هرچند می توانند امکانات درمانی و شرایط زندگی را تغییر دهند، تضمینی جهت زندگی ابدی در جهان فراهم نمی کنند.

قرآن کریم در آیه ۵۷ سوره عنکبوت می فرماید:

«کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ»

یعنی: هر نفسی چشنده مرگ است.

با این حال، ناتوانی از حذف همیشگی مرگ به این معنا نیست که سعی برای افزایش طول عمر بی فایده است. میان ناممکن بودن زندگی ابدی در جهان و امکان جلوگیری از برخی بیماری ها، درمان مشکلات جسمی و افزایش طول عمر تفاوت وجود دارد.

اگر منظور از شکست دادن مرگ، به تعویق انداختن آن از راه مراقبت از سلامتی، درمان بیماری ها و کاهش خطرهای قابل پیشگیری باشد، این تلاش می تواند اقدامی عقلانی و باارزش باشد.

عمر انسان مجالی برای یادگیری، تجربه، اصلاح رفتار، خدمت به دیگران و رشد معنوی است. از منظر دینی، انسان می تواند از این فرصت برای حرکت به سمت سعادت دنیا و آخرت بهره ببرد. بنابراین، افزایش عمر در صورتیکه با حفظ کیفیت زندگی و استفاده بهتر از فرصت ها همراه باشد، می تواند باارزش باشد.

البته طول عمر به تنهایی تضمین کننده سعادت نیست. آن چه اهمیت دارد، چگونگی استفاده از عمر و کیفیت زندگی انسان در مدتی است که در اختیار دارد.

۳. چرا انتخاب میان مرگ و زندگی، دوگانه ای نادرست است؟

گاهی تصور می نماییم که باید یکی از دو راه را انتخاب کنیم: یا به زندگی بچسبیم و مرگ را فراموش نماییم، یا مرگ را بپذیریم و از سعی برای ادامه زندگی دست برداریم.

اما این دوگانه ضرورت ندارد. انسان می تواند زندگی را جدی بگیرد و با این حال، مرگ را هم واقعیتی فراموش نشدنی بداند.

توجه به مرگ، اگر به معنای آگاهی از محدودبودن فرصت زندگی باشد، می تواند به انسان کمک نماید تا زمان خودرا بهتر مدیریت کند، روابط ارزشمندش را جدی تر بگیرد، از فرصتهای رشد بهره ببرد و برای اصلاح رفتار و تقویت معنویت خود بکوشد.

از سوی دیگر، توجه به زندگی به این معناست که انسان از فرصتهای موجود برای مراقبت از خود، درمان بیماری ها، تجربه شادی های سالم، کمک به دیگران و رسیدن به اهداف باارزش استفاده نماید.

از این منظر، زندگی کردن و آماده شدن برای مرگ دو مسیر متضاد نیستند. انسان می تواند در همین زندگی دنیایی، برای آینده اخروی خود هم توشه فراهم آورد.

بنابراین، پذیرش درست مرگ نباید به بی اعتنایی به زندگی منجر شود؛ همانطور که تلاش جهت زندگی بهتر هم نباید موجب شود انسان از محدودبودن عمر و مسئولیت های معنوی خود غافل بماند.

۴. آیا بیماری و سختی نشانه نزدیک بودن مرگ است؟

مواجهه با بیماری یا یک مشکل جدی ممکنست ترس از مرگ را افزایش دهد. برخی افراد بعد از تجربه کوچک ترین نشانه های بیماری، تصور می کنند که پایان زندگی شان نزدیک است و همین نگرانی، امید و انگیزه آنها را می کاهد.

اما بیماری و سختی را نباید همواره نشانه نزدیک بودن مرگ دانست. خیلی از بیماری ها قابل درمان یا کنترل اند و افراد زیادی علی رغم مشکلات جسمی مزمن، سال ها زندگی می کنند و از فرصتهای زندگی خود بهره می برند. در مقابل، برخورداری از سلامتی هم تضمینی برای طول عمر نیست.

ازاین رو، بهتر است به جای پیشبینی سرنوشت برمبنای ترس و نگرانی، مشکلات را متناسب با حقیقت آنها بررسی نماییم، از راهنمایی متخصصان بهره ببریم و برای درمان یا مدیریت شرایط اقدام نماییم.

در کنار این نگاه واقع بینانه، میتوان به ظرفیتهای رشد شخصی در رویارویی با دشواری ها هم توجه داشت. گاهی انسان در جریان عبور از یک بیماری یا بحران، ارزش روابط انسانی را بهتر درک می کند، اولویت های زندگی خودرا بازبینی می کند و صبر و تاب آوری بیشتری به دست می آورد.

البته این به معنای آن نیست که هر بیماری الزاماً برای رشد انسان رخداده یا رنج کشیدن به خودی خود باارزش است. بیماری ممکنست دشوار و فرساینده باشد و به درمان، حمایت و مراقبت نیاز داشته باشد. معنای سازنده ای که فرد از تجربه خود به دست می آورد، می تواند قسمتی از مسیر سازگاری با شرایط باشد، نه دلیلی برای نادیده گرفتن رنج یا کنارگذاشتن درمان.

در نتیجه، نه باید با دیدن مشکلات، زندگی را پایان یافته تصور کرد و نه باید احتمال مرگ را به کلی نادیده گرفت. رویکرد مناسب، تلاش واقع بینانه برای بهبود شرایط و استفاده از فرصتهای موجود است.

۵. چه طور میان تلاش جهت زندگی و آمادگی برای مرگ تعادل برقرار کنیم؟

تعادل میان این دو، به معنای تقسیم زندگی به دو بخش جداگانه نیست؛ بلکه به معنای داشتن نگرشی جامع به زندگی و سرنوشت انسان است.

برای تحقق این تعادل، میتوان به چند اصل توجه کرد:

- برای حفظ سلامتی تلاش کنیم: مراقبت های پیشگیرانه، پیگیری درمان های لازم و اصلاح عادت های ناسالم، راه هایی برای صیانت از زندگی و بهبود کیفیت آن هستند.

- کیفیت زندگی را در کنار طول عمر ببینیم: هدف فقط طولانی تر زندگی کردن نیست؛ بلکه مهمست که انسان تا حد امکان از زندگی خود بهره ببرد و روابط، فعالیتها و اهداف معناداری داشته باشد.

- از فرصتهای زندگی غافل نشویم: یادگیری، محبت کردن، خدمت به دیگران و رشد اخلاقی و معنوی می توانند به زندگی معنا ببخشند.

- مرگ را واقعیتی قطعی بدانیم، نه موضوعی برای ترس دائمی: یاد مرگ می تواند مجالی برای بازبینی در اولویت ها و آماده شدن معنوی باشد، بدون آنکه زندگی روزمره را تحت تاثیر اضطراب مداوم قرار دهد.

- در رویارویی با بیماری، امید و واقع بینی را کنار هم حفظ کنیم: امید به بهبود نباید جایگزین حقیقت های پزشکی شود و آگاهی از محدودیت ها هم نباید به معنای کنارگذاشتن بی جهت تلاش باشد.

این اصول کمک می کنند تا انسان نه زندگی را فقط به طولانی کردن عمر محدود کند و نه با تصور نزدیک بودن مرگ، فرصتهای موجود را از دست بدهد.

نتیجه گیری: مرگ را بپذیریم، اما زندگی را رها نکنیم

آیا انسان باید مرگ را قبول کند یا برای شکست دادن آن تلاش کند؟ پاسخ به این پرسش به معنایی بستگی دارد که برای پذیرش مرگ و شکست دادن آن درنظر می گیریم.

اگر شکست دادن مرگ به معنای رهایی همیشگی از آن باشد، چنین هدفی در نگاه دینی به زندگی دنیا امکانپذیر نیست؛ اما سعی برای جلوگیری از بیماری ها، درمان مشکلات جسمی و افزایش طول عمر می تواند باارزش و عقلانی باشد.

همچنین اگر پذیرش مرگ به معنای دست کشیدن از زندگی و تسلیم شدن در مقابل مشکلات باشد، نباید آنرا با پذیرش آگاهانه و معنوی مرگ یکسان دانست. در مقابل، پذیرفتن حتمی بودن مرگ و آماده شدن برای حیات بعد از آن، می تواند در کنار سعی برای داشتن زندگی بهتر قرار گیرد.

بنابراین، انسان نه باید چنان زندگی کند که گویی هیچگاه نخواهد مرد و نه باید چنان به مرگ بیندیشد که فرصت زندگی را از دست بدهد. راه متعادل آن است که تا وقتی که زنده ایم، برای حفظ سلامتی، بهبود کیفیت زندگی و رشد خود تلاش نماییم و هم زمان، از محدودبودن عمر غافل نمانیم و برای حیات بعد از مرگ آماده شویم.

منبع مطالعاتی

مرتضی مطهری، زندگی جاوید یا حیات اخروی، تهران: انتشارات صدرا، بی تا.

پی نوشت

۱. قرآن کریم، سوره عنکبوت، آیه ۵۷: «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ».


منبع:

1405/08/05
10:03:23
5.0 / 5
7
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۴
لینک دوستان نور معرفت

پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد