آیات زندگی چرا با وجود شناخت راه درست، گاهی مسیر اشتباه را انتخاب می کنیم؟
به گزارش نور معرفت، گاهی مشکل انسان این نیست که راه درست را نمی شناسد؛ حقیقت را می بیند، از آن سخن می گوید، اما وقتی پای منافع شخصی، پذیرش اشتباه یا کنارگذاشتن خواسته های نفس به میان می آید، مسیر دیگری را انتخاب می کند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، گاهی انسان حقیقت را می شناسد، نشانه های هدایت را می بیند و حتی از درستی یک مسیر آگاه است؛ اما هنگامی که انتخاب آن مسیر به معنای چشم پوشی از منافع شخصی، پذیرش اشتباه یا کنارگذاشتن خواسته های نفس باشد، راه دیگری را برمی گزیند. قرآن کریم در آیه ۱۴۶ سوره اعراف، با اشاره به نقش تکبّر و غفلت در روی گردانی از علائم الهی، به یکی از ریشه های عمیق انحراف انسان می پردازد؛ جایی که مشکل دیگر ندیدن حقیقت نیست، بلکه نپذیرفتن و انتخاب نکردن آن است.
وقتی شناخت حقیقت به انتخاب آن منجر نمی شود
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
«سَأَصْرِفُ عَنْ آیٰاتِیَ اَلَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی اَلْأَرْضِ بِغَیْرِ اَلْحَقِّ وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ اَلرُّشْدِ لاٰ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ اَلْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا وَ کٰانُوا عَنْهٰا غٰافِلِینَ.» (اعراف، آیه ۱۴۶)
ترجمه: بزودی کسانی را که در زمین به ناحق تکبّر می ورزند، از ایمان به آیات خود منصرف می سازم. آنان چنان اند که اگر هر نشانه ای را ببینند، به آن ایمان نمی آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آنرا راه خود قرار نمی دهند و اگر راه گمراهی را ببینند، آنرا انتخاب می کنند. این وضعیت از آن روست که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند.
تکبّر؛ مانعی فراتر از یک خصلت اخلاقی
آیه ۱۴۶ سوره اعراف تصویری قابل تأمل از وضعیت انسان ترسیم می کند؛ انسانی که امکان دارد راه رشد و هدایت را بشناسد، اما در عمل از آن فاصله بگیرد. عبارت «وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا» به این معناست که اگر راه درست را ببینند، آنرا مسیر زندگی خود قرار نمی دهند. در مقابل، عبارت «وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا» نشان میدهد که امکان دارد همین افراد، راه انحراف را آگاهانه انتخاب کنند.
بر این اساس، مسئله فقط ناتوانی در تشخیص درست از ناصحیح نیست؛ بلکه فاصله ای میان شناخت حقیقت و پذیرش عملی آن وجود دارد. انسان امکان دارد از نظر ذهنی بداند چه کاری درست است، اما در مقام تصمیم گیری، به علت ملاحظات شخصی، خودخواهی یا مقاومت در مقابل تغییر، بر خلاف دانسته های خود رفتار کند.
قرآن کریم در این آیه، تکبّر نابه جا، تکذیب آیات الهی و غفلت را از عوامل دورشدن انسان از هدایت معرفی می کند. استمرار این وضعیت می تواند بتدریج نگرش فرد را تغییر دهد؛ بگونه ای که حقیقت، حتی زمانیکه آشکار و روشن است، دیگر در تصمیم های وی جایگاه تعیین کننده ای نداشته باشد.
وقتی حقیقت را می بینیم، اما آنرا متعلق به زندگی خود نمی دانیم
یکی از نکات قابل تأمل در این آیه، تفاوت میان شناخت یک حقیقت و پذیرفتن آن بعنوان مبنای زندگی است. گاهی انسان نه فقط از درستی یک اصل آگاه است، بلکه می تواند درباره ی آن سخن بگوید و دیگران را نیز به رعایت آن دعوت کند؛ بااین حال، هنگامی که پای عمل به میان می آید، همان اصل را نادیده می گیرد.
برای مثال، امکان دارد فردی از عدالت دفاع کند، اما زمانیکه اجرای عدالت با منافع شخصی وی در تعارض قرار می گیرد، از آن فاصله بگیرد. امکان دارد کسی تواضع را پرارزش بداند، اما در مقابل سخن درست دیگران حاضر به پذیرش اشتباه خود نباشد. همین طور امکان دارد فردی از هدایت و حقیقت سخن بگوید، اما هنگامی که عمل به آن مستلزم تغییر رفتار یا مهار خواسته های نفسانی است، مسیر دیگری را انتخاب نماید.
در چنین شرایطی، مسئله تنها آگاهی از حقیقت نیست؛ بلکه فرد باید قبول کند که آن حقیقت درباره ی زندگی خودش نیز صدق می کند و ضروری است تصمیم ها و رفتارهایش را برمبنای آن اصلاح نماید. به بیان دیگر، شناخت زمانی به هدایت عملی منجر می شود که انسان حاضر باشد حقیقت را نه فقط در گفتار، بلکه در انتخاب های روزمره خود نیز قبول کند.
چگونه تکبّر به مانعی در مقابل پذیرش حق تبدیل می شود؟
تکبّر در این چارچوب، تنها یک رفتار ناپسند اخلاقی نیست؛ بلکه می تواند مانعی در راه شناخت و اراده انسان ایجاد نماید. فرد متکبّر امکان دارد حقیقت را تا جایی قبول کند که با تصویر ذهنی او از خودش، خواسته هایش و جایگاهی که برای خود قائل است، تعارضی نداشته باشد. اما هنگامی که پذیرش حق مستلزم اعتراف به اشتباه، کنارگذاشتن خودخواهی، پذیرفتن سخن درست از زبان دیگری یا تغییر یک مسیر ناصحیح باشد، در مقابل آن مقاومت می کند.
در چنین وضعیتی، انسان به جای آنکه خودرا با حقیقت بسنجد، حقیقت را با خواسته ها و پیش فرض های خود ارزیابی می نماید. هر سخنی که تأییدکننده دیدگاه او باشد، آسان تر پذیرفته می شود و هر حقیقتی که او را به بازبینی در رفتار یا نگرش خود وادار کند، امکان دارد با انکار، توجیه یا بی اعتنایی مواجه شود.
از همین منظر، تعبیر قرآن کریم اهمیت ویژه ای دارد؛ آیه نمی گوید این افراد راه رشد را نمی بینند، بلکه می گوید آنرا راه خود قرار نمی دهند. این تفاوت نشان میدهد که در تعدادی موقعیت ها، مانع اصلی نه فقدان آگاهی، بلکه نداشتن آمادگی برای تسلیم شدن در مقابل حقیقت است.
تکرار روی گردانی از حق؛ چه طور انتخاب های ناصحیح عادی می شوند؟
روی گردانی از حقیقت می تواند بتدریج به یک الگوی رفتاری تبدیل گردد. هر بار که انسان با آگاهی از درستی یک مسیر، آنرا به علت منافع شخصی یا خواسته های نفسانی کنار می گذارد، امکان دارد زمینه روانی و رفتاری برای تکرار این انتخاب فراهم تر شود. در مقابل، پذیرش مکرر توجیه های شخصی و تسلیم شدن در مقابل خودخواهی می تواند مقاومت در مقابل حق را دشوارتر کند.
در نتیجه، امکان دارد رفتاری که زمانی برای فرد ناپسند یا غیرقابل قبول بود، بتدریج عادی جلوه کند و حقیقتی که پیشتر روشن و اثرگذار به نظر می رسید، دیگر نتواند رفتار او را تغییر دهد. در این مرحله، فرد نه فقط از مسیر رشد فاصله می گیرد، بلکه امکان دارد با اطمینان بیشتری راهی را انتخاب نماید که او را از هدایت دور می سازد؛ همان وضعیتی که آیه با عبارت «وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا» به آن اشاره می کند.
بنابراین، انحراف همیشه با انکار آشکار حقیقت شروع نمی گردد. گاهی نقطه آغاز آن، یک توجیه کوچک، نادیده گرفتن یک خطا، بی توجهی به یک هشدار یا ترجیح یک منفعت زودگذر بر یک اصل درست است. اگر این رفتارها اصلاح نشوند، امکان دارد بتدریج نگاه انسان به حق و باطل را تحت تأثیر قرار دهند.
راه حفظ هدایت؛ از افزایش آگاهی تا اصلاح درون
آیه ۱۴۶ سوره اعراف هشداری درباره ی روند تدریجی فاصله گرفتن انسان از حقیقت است. برمبنای پیام این آیه، برخورداری از اطلاعات و آگاهی به تنهایی برای پیمودن مسیر هدایت کافی نیست؛ بلکه انسان باید توانایی پذیرش حق، بازبینی در رفتار و رویارویی با خودخواهی را نیز در خود تقویت کند.
تزکیه نفس، فروتنی در مقابل حقیقت، مراقبت از قلب و آمادگی برای پذیرفتن سخن درست، همچون زمینه هایی هستند که می توانند به اصلاح این وضعیت کمک کنند. انسان برای حرکت در راه رشد باید بتواند میان خواسته های شخصی و معیارهای درست تمایز بگذارد و هنگامی که حقیقت با منافع یا باورهای پیشین او تعارض پیدا می کند، به جای توجیه رفتار خود، امکان اصلاح را قبول کند.
در نهایت، پیام این آیه را می توان در یک پرسش اساسی خلاصه کرد: آیا حقیقتی که آنرا می شناسیم، در تصمیم ها و رفتارهای ما نیز حضور دارد؟ برای اینکه هدایت تنها به دیدن راه درست محدود نمی شود؛ انتخاب آن راه و پایبندی به آن در زندگی روزمره نیز اهمیت دارد. گاهی قدم نخست برای برگشت به مسیر رشد، نه آموختن حقیقتی تازه، بلکه پذیرفتن حقیقتی است که از پیش می شناخته ایم.
منبع: حوزه
منبع: nooremarefat.ir
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب