مجمع البیان تفسیری که عقل، روایت و ادبیات را در کنار هم نشاند
نور معرفت: بیست ویکم ذیقعده سال ۵۳۶ هجری قمری، نقطه پایانی بر یکی از مهم ترین آثار تفسیری جهان اسلام گذاشته شد؛ تفسیری که قرن ها بعد بازهم در حوزه های علمی و محافل قرآنی مورد مراجعه است. «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» اثر ماندگار شیخ فضل بن حسن طبرسی، از برجسته ترین تفاسیر شیعه به شمار می رود؛ تفسیری که با ترکیب دقیق مباحث ادبی، روایی، فقهی و کلامی، الگویی تازه در روش تفسیر قرآن ارایه کرد و بر خیلی از مفسران بعد از خود اثر گذاشت.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، شیخ فضل بن حسن طبرسی (متوفای ۵۴۸ قمری) از برجسته ترین دانشمندان شیعه در قرن ششم هجری بود. وی در منطقه طبرس در خراسان به دنیا آمد و بخش مهمی از عمر خویش را در محیط های علمی خراسان و سپس در شهر سبزوار و مشهد سپری نمود. طبرسی در علوم مختلف اسلامی همچون فقه، حدیث، کلام، ادبیات عرب و تفسیر تبحر داشت و همین گستردگی دانش در اثر بزرگ او، «مجمع البیان»، به خوبی نمایان است.
قرن ششم هجری دوره ای مهم در تاریخ علمی جهان اسلام بود. در این دوره، مدارس علمی در شهر های مختلف رونق داشت و مباحث کلامی و فقهی در بین مذاهب اسلامی بشدت جریان داشت. در چنین فضایی، طبرسی تصمیم گرفت تفسیری جامع بر قرآن بنویسد که هم از میراث تفسیری پیشین بهره ببرد و هم ساختاری منظم و علمی داشته باشد.
سرانجام در ۲۱ ذیقعده سال ۵۳۶ هجری قمری نگارش این تفسیر به انتها رسید؛ اثری که بعدها به یکی از ستون های تفسیر شیعی تبدیل شد.
مجمع البیان؛ تفسیری جامع و منظم
نام کامل این اثر «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» است. همان گونه که از نام آن پیداست، هدف طبرسی گردآوری («مجمع») دیدگاه های مختلف تفسیری و بیان آنها بشکلی منظم و قابل فهم بود.
مجمع البیان در ده جلد تنظیم شده و تمام قرآن را در بر می گیرد. طبرسی در این تفسیر کوشیده است میان شیوه های مختلف تفسیر تعادل برقرار کند؛ از یک سو به روایات اهل بیت(ع) توجه دارد و از طرف دیگر از مباحث ادبی، لغوی و عقلی هم بهره می برد.
یکی از خصوصیت های برجسته این اثر، نظم دقیق آنست. طبرسی در تفسیر هر بخش از قرآن، مباحث را در چند عنوان مشخص دسته بندی می کند؛ از جمله:
قرائات مختلف آیه بررسی لغوی واژه ها تحلیل نحوی و ادبی بیان شأن نزول تفسیر معنای آیات طرح مباحث فقهی یا کلامی مرتبط
این شیوه منظم موجب شد که مجمع البیان برای قرن ها یکی از منابع اصلی تدریس تفسیر در عرصه های علمی باشد.
خصوصیت های تفسیری مجمع البیان
کارشناسان علوم قرآنی چند خصوصیت مهم برای این تفسیر برشمرده اند که آنرا از بسیاری آثار قبل از خود متمایز می کند.
نخستین ویژگی، جامعیت علمی آنست. طبرسی در این اثر از علوم مختلف بهره برده است؛ از ادبیات عرب گرفته تا فقه و کلام. همین مورد سبب شده که مجمع البیان تنها یک تفسیر روایی یا صرفا ادبی نباشد، بلکه مجموعه ای از دانش های در رابطه با قرآن را در خود جای دهد.
ویژگی دوم، اعتدال در نقل اقوال است. طبرسی تلاش می کند دیدگاه های مختلف مفسران را نقل کند و سپس با استدلال دیدگاه برگزیده را توضیح دهد. این تکنیک نشان دهنده رویکرد علمی و مناظره محور اوست.
سومین ویژگی، توجه ویژه به زبان و بلاغت قرآن است. طبرسی به عنوان دانشمندی که در ادبیات عرب هم مهارت داشت، در خیلی از آیات به تحلیل های نحوی و بلاغی پرداخته و زیبایی های زبانی قرآن را توضیح داده است.
چهارمین ویژگی، استفاده گسترده از روایات اهل بیت(ع) در تبیین معانی آیات است. با این وجود، او تنها به روایات بسنده نمی کند و از تحلیل عقلی هم بهره می گیرد.
جایگاه تفسیر در سنت علمی شیعه
تفسیر قرآن از همان سده های اولین در بین دانشمندان شیعه جایگاه مهمی داشته است. روایات فراوانی از امامان شیعه در رابطه با تفسیر آیات قرآن نقل شده و خیلی از شاگردان آنان این روایات را گردآوری کرده اند.
در قرون اولیه، تفاسیر شیعی بیشتر جنبه روایی داشتند؛ مانند تفسیر علی بن ابراهیم قمی یا تفسیر عیاشی. اما کم کم، با گسترش علوم اسلامی، شیوه های تحلیلی و ادبی هم وارد عرصه تفسیر شد.
در این میان، مجمع البیان را می توان نقطه عطفی در تاریخ تفسیر شیعی دانست؛ چونکه توانست میان میراث روایی شیعه و شیوه های علمی رایج در جهان اسلام پیوند برقرار کند. به همین دلیل، این تفسیر نه فقط در بین شیعیان، بلکه در بین برخی دانشمندان اهل سنت هم مورد توجه قرار گرفت.
جریان های تفسیری در جهان اسلام
برای درک اهمیت مجمع البیان، باید آنرا در بستر جریان های مختلف تفسیری در جهان اسلام بررسی کرد. در مجموع، مفسران قرآن در طول تاریخ از شیوه های مختلفی بهره برده اند.
یکی از مهم ترین این تکنیک ها تفسیر روایی است که بر نقل احادیث پیامبر(ص) و صحابه یا اهل بیت(ع) تکیه دارد. تفسیر طبری نمونه ای مشهور از این جریان در بین اهل سنت است.
روش دیگر تفسیر ادبی و زبانی است که بر تحلیل واژگان، نحو و بلاغت قرآن تمرکز دارد. خیلی از مفسران برای فهم دقیق آیات از این تکنیک بهره گرفته اند.
جریان سوم تفسیر عقلی یا کلامی است که در آن آیات قرآن در قالب مباحث کلامی و اعتقادی تحلیل می شود. در این نوع تفسیر، مباحثی مانند صفات الهی، جبر و اختیار یا عدالت الهی مورد توجه قرار می گیرد.
مجمع البیان در حقیقت کوشیده است میان این سه جریان اصلی نوعی تلفیق ایجاد کند؛ نگاهی که بعدها در خیلی از تفاسیر بزرگ اسلامی ادامه یافت.
اثرگذاری بر مفسران بعدی
نفوذ مجمع البیان در تاریخ تفسیر قرآن بسیار گسترده بوده است. خیلی از مفسران بعد از طبرسی از روش و ساختار او الهام گرفته اند.
برای نمونه، علامه طباطبایی در نگارش «المیزان فی تفسیر القرآن» از برخی شیوه های تحلیلی طبرسی بهره برده است، هرچند روش تفسیری او بر تفسیر قرآن به قرآن استوار است. همینطور خیلی از تفاسیر معاصر شیعه و حتی برخی آثار اهل سنت، در مباحث لغوی و ادبی به مجمع البیان استناد کرده اند.
در حوزه های علمیه هم این تفسیر برای قرن ها یکی از متون اصلی مطالعه قرآن بوده است. خیلی از طلاب علوم دینی از راه این اثر با مباحث ادبی، روایی و تفسیری قرآن آشنا شده اند.
میراثی ماندگار در علوم قرآنی
با گذشت نزدیک به نه قرن از نگارش مجمع البیان، این اثر همچنان جایگاه خویش را در بین منابع معتبر علوم قرآنی حفظ نموده است. ترکیب دقیق دانش های مختلف، نظم روش مند در بیان مطالب و سعی برای عرضه تفسیری مستدل و علمی از قرآن، همچون عواملی است که به ماندگاری این اثر کمک کرده است.
امروز هم محققان تاریخ تفسیر، مجمع البیان را یکی از نمونه های موفق در تلفیق سنت تفسیری شیعه با شیوه های علمی جهان اسلام می دانند. اثری که در قرن ششم هجری نوشته شد، اما همچنان در فهم بهتر قرآن و تاریخ اندیشه اسلامی الهام بخش محققان است.
منبع: نور معرفت
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب