نور معرفت
شرح صلوات شعبانیه در بیان امام موسی صدر؛

انسانی که به دیگران سودی نرساند، همچون سنگ است

انسانی که به دیگران سودی نرساند، همچون سنگ است

به گزارش نور معرفت امام موسی صدر در شرح صلوات شعبانیه می گوید: این چه زندگی است که انسان در آن سودی برای دیگران نداشته باشد؟ انسانی که به دیگران سودی نرساند، مرده است، وجود ندارد، همچون سنگ است.



به گزارش نور معرفت به نقل از مهر، این روزها درحال گذراندن آخرین لحظات از ماه پرفضیلت شعبان المعظم هستیم. امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان که بعد از درگذشت علامه سیدعبدالحسین شرف الدین، رهبری دینی و اجتماعی مردم صور و بعد از آن شیعیان لبنان را برعهده گرفت در مقاطع مختلف و با بهره گیری از فرصت مناسبت های دینی و آئینی تلاش می کرد ضمن آشنایی طبقات مختلف مردم شیعه لبنانی با اعتقادات دینی و مذهبی، یاری کننده آنها در موج های سنگین تبلیغاتی ادیان و مذاهب دیگر باشد. متن زیر سخنرانی امام موسی صدر به مناسبت شروع ماه مبارک شعبان است که در جلد یازدهم مجموعه «مسیره الامام السید موسی الصدر» به چاپ رسیده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ. وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ

این عبارت های دعای شعبان و درودهایی که به پیامبر (ص) و خاندان ایشان فرستاده می شود، نشان دهنده جایگاه آنان و خدمات و تأثیرگذاری های آنان است. این جملات، با توجه دادن انسان به جایگاه و شخصیت این بزرگان، عواطف او را برمی انگیزد و این عاطفه غالباً در پیروی و عمل به سیره آنان تجسم می یابد.
دعا با درود و صلوات شروع می شود و سپس از خدا آنچه خیر و صلاح است، درخواست می کند. انسان در هر روزی که از ماه شعبان سپری می شود، این جملات را که سراسر خیر و برکت است، خطاب به خدا می گوید. خیر و صلاح تنها آنگونه نیست که انسان برای خود می خواهد. این دعاها به ما نشان میدهد که چگونه خیر و صلاح بخواهیم.
همانطور که شنیدید، در قسمت نخست دعا، از خدا می خواهیم: «مواسات و همدردی با کسانی را که رزق خودرا بر آنان تنگ گرفته ای، روزی ام گردان، از آن رو که از فضل خود به من گشایش عطا کرده ای و رحمت خودرا بر من گسترانده ای.»
خیر و صلاح در این نیست که مال و رحمت و خیر را تنها برای خود طلب کنی، بلکه در این است که نخست مواسات با کسانی را بخواهی که روزی شان تنگ است؛ یعنی مواسات با فقیر و محروم و نادان و انسان های زحمت‏کش و رنجدیده، چونکه خدا از فضل خود به شما گشایش داده و رحمت خودرا بر شما گسترانده است.
این دعا به ما می آموزد که اگر خیر و برکت می خواهی، در این نیست که همه خیرها و برکت ها را برای خود طلب کنی. نه، برعکس، خیر در این است که احساس همدردی داشته باشی و از آنچه خدا به تو داده است، انفاق کنی. اگر امکانات مالی داری، به کسی که امکانات مالی ندارد، کمک کن. اگر امکانات تجربی و علمی داری، به کسی که به آنها نیاز دارد، آموزش بده. اگر از سلامتی برخورداری، با بیمار همدردی کن. اگر آبرو و موقعیت داری و از تو حرف‏ حرف شنوی دارند و سخن تو را می پذیرند، کسی را که جایگاه و موقعیتی ندارد و سخن او را نمی شنوند و نزد هیچکس جایگاهی ندارد، یاری کن. باید احساس کنی که تو برادر اویی و او برادر توست. باید درک کنی که خیر کامل در این نیست که خودرا از غرق شدن نجات دهی و از لذت ها و آسایش و ثروت و دانش بهره مند باشی. این انسانی نیست که خداوند دوست دارد.
خداوند از ما می خواهد که نسبت به یکدیگر همچون اعضای یک پیکر باشیم. اگر شب زمستان پای انسان بیرون از لحاف بماند و احساس سرما کند، آیا می تواند بخوابد یا راحت باشد، چون سر و بدن و دیگر اعضایش گرم است؟
وقتی قسمتی از بدن بیرون از لحاف یا بیرون در بماند، سرد می شود و انسان راحت نیست. درست است؟ انسان وقتی آسوده است که همه بدنش گرم باشد. احساس انسان نسبت به برادران و دیگر انسان ها نیز همین گونه است. احساس مؤمن نسبت به برادر ای مانی اش همین گونه است. چگونه وقتی همسایه شما از سرما رنج می برد، درک نمی کنید و تنها به گرما و راحتی خود توجه دارید؟ این احساس ناقص است. اگر چنین احساسی دارید، باید خودرا درمان کنید، برای اینکه بیمار هستید. اگر همسایه شما گرسنه باشد، ولی شما با آسودگی غذا بخورید، روشن می شود که احساس شما ضعیف است. اسلام می گوید: «ما آمَنَ بِاللهِ وَالیومِ الآخَرِ مَن باتَ شَبعاناً وَجارُهُ جائِعٌ.» (کسی که سیر بخوابد درحالیکه همسایه اش گرسنه باشد، به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد.)
بر اساس همین منطق، هرکس در گرما بخوابد و همسایه اش احساس سردی کند، یا هرکس در آسایش بخوابد، ولی همسایه اش در رنج و سختی باشد، یا هرکس محترمانه و با آبرو بخوابد و همسایه اش نیازمند حفظ آبرو باشد، او نیز به خدا و روز بازپسین ایمان نیاورده است. در قرآن کریم آمده است: «فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ. الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ. الَّذِینَ هُمْ یُرَاؤُونَ. وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ.» آیا می دانید در احادیث و در تفسیر این آیات چه آمده است؟ قرآن کریم می خواهد بگوید نماز به تنهایی کافی نیست. وای بر نمازگزارانی که نسبت به نماز غافل و سهل‏ انگارند. وای بر کسانی که نماز می خوانند، ولی به نماز بی توجهی می کنند و آنرا کوچک می شمارند و حتی آنرا از یاد می برند. کسانی که در نمازشان ریا می کنند، نیتشان نادرست است. آنان برای خدا نماز نمی خوانند. وای بر آنان. گروه سومی که وای بر آنان است، کسانی هستند که نماز می خوانند، ولی از دادن زکات و احسان به فقیران خودداری می کنند، یعنی اگر همسایه‏ شأن به ظرفی یا مالی یا وسیله ای نیاز داشته باشد، از برآورده کردن آن خودداری می کنند.
چگونه ممکنست انسان نماز بخواند و احساس کند که بنده خداست و همسایه اش نیز برادر او و بنده خداست، ولی درد و رنج و نیاز او را درک نکند و از کمک به او دریغ کند؟ این نا ممکن است. سخنان من روشن است، برادران؟
مواسات و همدردی با دیگران
انسان در برخورد با همسایه، همشهری و یا هر انسان دیگری باید این احساس را در خود پدید آورد، به شکلی که خودرا جسم بزرگی فرض کند که هریک از انسان ها جزئی از آن هستند. وقتی به شما گزندی می رسد، من باید احساس درد کنم و بگویم: «آخ!» مفهوم است؟ روشن است؟ ما باید اینچنین باشیم. باید حس نماییم که جسم ما این بدنی نیست که آنرا با لباس می پوشانیم و در اثر آن از دیگران متمایز می شویم. نه، این جسم من نیست. جسم و وجود من بزرگ و گسترده است و شما را نیز در برمی گیرد و اگر هر جزئی به درد آید، باید بگویم «آخ»؛ یعنی احساس درد کنم و درصدد برطرف نمودن رنج و درد برآیم، البته اگر ممکن باشد.
این چه زندگی است که انسان در آن سودی برای دیگران نداشته باشد؟ انسانی که به دیگران سودی نرساند، مرده است، وجود ندارد، همچون سنگ است. چه تفاوتی میان او و سنگ وجود دارد؟
این احساس همان مفهوم دعای نخست است: «مواسات و همدردی را با کسانی که روزی خودرا بر آنان تنگ گرفته ای، روز‏ی ام گردان، از آن رو که از فضل خود به من گشایش عطا کرده ای و رحمت خودرا بر من گسترانده ای.» خدایا مرا به این افتخار بزرگ و مقام والا برسان که در آنچه دارم، با دیگران شریک باشم، به شکلی که همچون شمع و چشمه و خورشید باشم و ثروت و اعتبار و مصالح دیگران را تنها برای خود نخواهم و دیگران را نادیده نگیرم، بلکه آنچه خود دارم، برای دیگران بخواهم و با آنان تقسیم کنم. امامان ما خود قبل از دیگران چنین می کرده اند و دستورها و آموزه های آنها تمرین و تربیت ما را از ماه شعبان آغاز نموده است تا برای ماه مبارک رمضان آماده شویم. از امروز هر روز این دعاها را می خوانیم تا به یاد داشته باشیم که در ماه شعبان هستیم. روز دوشنبه و پنجشنبه هر هفته یا حداقل سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم یا حداقل چند روز از این ماه را روزه بگیریم تا آمادگی ورود به ماه رمضان و میهمانی خداوند را پیدا نماییم.
سپس دعا دو بار به ما یادآوری می کند، یک دفعه نسبت به رسول اکرم و یک دفعه نسبت به ما، که ای فرزند آدم، هشیار باش که شاید این ماه شعبان آخرین شعبان عمر تو باشد، شاید این رمضان آخرین رمضان عمر تو باشد. چه کسی می داند چه پیش خواهد آمد؟ زندگی ما به شکلی است که نسبت به هیچیک از عوامل متزلزل کننده و برهم زننده‌ی زندگی اختیار و کنترلی نداریم و هر لحظه ممکنست در معرض مرگ قرار بگیریم. اینطور نیست، برادران؟
حوادث غیرمنتظره
کدام یک از شما تضمین می نماید که یک ساعت بعد زنده باشد؟ کدام یک از ما تضمین می نماید که فردا زنده باشد؟ شاید بگویید من اهمیتی نمی دهم و به این چیزها فکر نمی کنم، ولی این امری مسلّم است. البته امید به ادامه‌ی زندگی، به شما نیرو می دهد، ولی هیچکس نمی داند آیا برای شما سانحه‌ی رانندگی پیش می آید یا نه. قبل از آنکه سانحه اتفاق بیفتد، شما به آن فکر نمی کردید. همه‌ی ما خبر حوادث را می شنویم و آنها را می بینیم، ولی فکر می نماییم این حوادث برای غیر ماست و اطمینان داریم که حادثه ای برایمان رخ نخواهد داد، تا این که ناگهان حادثه ای اتفاق می افتد. مرگ نیز همین طور است. انسان تا آن زمان که زنده است، احساس نمی کند که مرگ در مقابل اوست، ولی حادثه ناگهانی پیش ‏بینی شدنی نیست. اگر انسان می توانست حوادث غیرمنتظره را پیش ‏بینی کند، دیگر غیرمنتظره و ناگهانی نبودند. اینطور نیست؟ اتفاقات ناگهانی آن هایی است که منتظرشان نیستیم.
بنابراین، هیچیک از ما اطمینان نداریم که فرصت باقی است. اسلام از ما می خواهد که یک لحظه از زندگی را نیز از دست ندهیم. در حدیث شگفت‏ آور نبوی آمده است: «لَو أنَّ امرءاً مُؤمِناً قامَت قِیامَتُهُ وَبِیَدِهِ غَرسَة لَغَرَسَها قَبلَ أن یَموتَ» (اگر مرگ مؤمنی فرا رسد و در دست او نهالی باشد، قبل از آنکه بمیرد، آنرا می کارد.) یعنی اگر انسان مؤمن در مزرعه اش مشغول کشاورزی باشد و مرگ او برسد، درحال مرگ نیز نهال را رها نمی کند و به کناری نمی اندازد تا جان بدهد، بلکه در همان حال درخت را در زمین می کارد و سپس می میرد. منظور این حدیث چیست؟ می خواهد بگوید حتی همین لحظه‌ی کوتاه باقیمانده از زندگی را نیز از دست نده و در راه خیر از آن استفاده کن و آن نهال را بکار، هرچند در آن حالت نامناسب باشی. از ما می خواهد که همه‌ی لحظه های زندگی را غنیمت بدانیم تا زندگی انسان سراسر خیر و برکت و رحمت و فایده باشد.
لحظه‌ی کوچ نزدیک است
این چه زندگی است که انسان در آن سودی برای دیگران نداشته باشد؟ انسانی که به دیگران سودی نرساند، مرده است، وجود ندارد، همچون سنگ است. چه تفاوتی میان او و سنگ وجود دارد؟ سنگ وجود دارد و انسانی که خیر او به دیگران نمی رسد نیز زنده است، ولی دوام و بقا و صلابت سنگ بیشتر است. مرگ و زندگی چنین انسانی چه تفاوتی دارد؟ هیچ تفاوتی ندارد. حیات انسان با مقدار خیری که از او سر می زند و با مقدار عطا و فایده ای که دارد و با خدماتی که به دیگران ارائه می کند، سنجیده می شود. زندگی این است و جز این هیچ نیست. از ما می خواهند که این ساعات عمر خودرا غنیمت بشماریم و آنها را با خیر و نماز و پرهیزکاری و خدمت به دیگران پر نماییم.
همواره به ما تذکر می دهند که چه کسی به شما گفته است زنده خواهید ماند. هیچ کسی نمی تواند بقای خودرا تضمین کند. پس آماده باشید. امیرمؤمنان علی (ع) فرموده اند: «تَجَهَّزوا رَحِمَکُمُ اللهُ فَقَد نودِیَ فیکُم بِالرَّحیلِ.» بانگ کوچ سرداده اند، یعنی چه؟ یعنی بلندگویی هر روز فریاد می زند: آماده شوید، راه بیفتید. بلندگو هم نیاز نیست. خود ما می دانیم که هر روز وقت کوچ است. وقتی کسی از دنیا می رود، ندائی است برای کوچ من. هر روزی که می آید، هر طلوع و غروب خورشید، بانگِ کوچ است، برای اینکه هر روزی که می گذرد، یک صفحه از عمر من ورق می خورد. هر ساعت و هر لحظه و هر ثانیه ای که می گذرد، از باقیمانده‌ی عمر من کم می شود …


منبع:

1401/01/09
12:10:04
5.0 / 5
255
مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۱
نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد