راز ایجاد سقیفه چه بود؟ 4 عاملی که مسیر خلافت را تغییر داد
نور معرفت: بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص)، انتظار میرفت با عنایت به زمینه سازی هایی که از طرف پیامبر(ص) صورت گرفته بود، امیرالمؤمنین(ع) مسئولیت اداره جامعه اسلامی را بر عهده بگیرد؛ اما در عمل، اتفاقی متفاوت رخ داد و جریان سیاسی جدیدی در سقیفه بنی ساعده شکل گرفت. این حادثه در نهایت سبب شد امام علی(ع) از روند اصلی تصمیم گیری سیاسی کنار گذاشته شود و مسیر خلافت به گونه ای متفاوت ادامه پیدا کند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امیرالمؤمنین(ع) در سخنان و خطبه های خود بعد از رحلت پیامبر(ص)، به حوادثی که در سقیفه رخ داد اشاره کرده و از کنار گذاشته شدن حق عترت سخن گفته است. ایشان با عنایت به نگرانی از ایجاد اختلاف میان مسلمانان و احتمال بازگشت جامعه به دوران کفر و بت پرستی، از برخوردی که می توانست شکاف بیشتری در جامعه اسلامی به وجود بیاورد، خودداری کرد؛ هرچند این سکوت به معنای نادیده گرفتن صدمه های واردشده به ساختار رهبری جامعه اسلامی نبود.
چرا گروهی بدون اطلاع امام علی(ع) در سقیفه جمع شدند؟
بنابر روایت حوزه، با وجود آن که بر مبنای دیدگاه شیعه، پیامبر اکرم(ص) زمینه های لازم را برای جانشینی امیرالمؤمنین(ع) فراهم آورده بود و بنظر می رسید بعد از رحلت ایشان، علی(ع) زمام امور را در دست بگیرد، چنین اتفاقی رخ نداد. گروهی از مسلمانان بدون حضور امام علی(ع) و بنی هاشم در سقیفه گرد آمدند و در رابطه با مسئله خلافت به گفت و گو و تصمیم گیری پرداختند.
در نتیجه این اتفاق، امیرالمؤمنین(ع) از صحنه سیاسی و مرکز تصمیم گیری جامعه کنار گذاشته شد و روندی شروع شد که از دیدگاه شیعه، انحراف در راه خلافت به شمار می رفت.
شناخت ریشه های این رخداد مهم تاریخی نیازمند بررسی مجموعه ای از عوامل اجتماعی، سیاسی و اعتقادی است. در ادامه، به چند عامل اساسی که در این مورد مطرح گردیده است اشاره می شود.
۱. دنیاطلبی و عافیت خواهی
دنیاطلبی و ترجیح آسایش و حفظ موقعیت، بخصوص در بین برخی خواص و نخبگان جامعه آن روز، همچون عواملی بود که می توانست در بی تفاوتی نسبت به تحولات بعد از رحلت پیامبر(ص) اثرگذار باشد.
مردمی که قبل از آن رشادت ها و حضور برجسته امیرالمؤمنین(ع) را در میدان های جهاد دیده بودند و سخنان پیامبر اکرم(ص) در رابطه با جایگاه و شخصیت علی(ع)، همچون مسئله وصایت ایشان را شنیده بودند، در یکی از حساس ترین مقاطع تاریخ اسلام، از حمایت عملی امام بازماندند.
در این شرایط، گروهی که در رأس آنان خلیفه اول و دوم قرار داشتند، در سقیفه وارد عرصه تصمیم گیری در رابطه با قدرت شدند و سرانجام، امیرالمؤمنین(ع) از جایگاه سیاسی مورد انتظار کنار گذاشته شد.
از این منظر، ترس از دست دادن جان، مال و موقعیت اجتماعی و همین طور نگرانی از دستاوردهای احتمالی مخالفت با جریان سقیفه، سبب شد بخشی از مردم موضع گیری آشکاری نداشته باشند. آنان سکوت و کناره گیری را برای خود کم هزینه تر دیدند و از ورود به عرصه ای که احتمال خطر در آن وجود داشت، خودداری کردند؛ نگاهی که در این تحلیل، ناشی از ضعف ایمان و غلبه ملاحظات دنیوی بر مسئولیت دینی دانسته شده است.
۲. قوم محوری و قبیله گرایی
جامعه اسلامی در زمان رحلت پیامبر(ص)، عمدتا از مسلمانان مکه و مدینه، یعنی مهاجران و انصار، تشکیل شده بود. با وجود تحولی که اسلام در ساختار فکری و اجتماعی مردم بوجود آورده بود، پیوندهای قومی و فرهنگ قبیله ای بازهم در قسمتهایی از جامعه اثرگذار بود و در تصمیم گیری های سیاسی هم خویش را نشان می داد.
بلافاصله بعد از رحلت پیامبر(ص)، مهاجران مکه که ابوبکر و همفکران او در بین آنان قرار داشتند، در مقابل انصار قرار گرفتند. در سوی دیگر، بخش عمده ای از انصار هم با تأکید بر سعد بن عباده، رئیس خزرجیان، در رابطه با آینده رهبری جامعه اسلامی به بحث پرداختند.
در نهایت، این رقابت میان مهاجران و انصار به سود جریان مهاجران به پایان رسید و ابوبکر به خلافت رسید.
در چنین فضایی، نشانه هایی از فرهنگ قبیله ای و رقابتهای اجتماعی دوران جاهلیت بازهم دیده می شد و دو گروه مهاجر و انصار بر سر آینده سیاسی جامعه با یکدیگر وارد رقابت شده بودند. دراین میان، تنها شمار محدودی از یاران وفادار پیامبر(ص) و رجال بنی هاشم بر پشتیبانی از امیرالمؤمنین(ع) باقی ماندند.
با این حال، این گروه از نظر تعداد و قدرت اجتماعی در شرایطی نبودند که بتوانند روندی را که در سقیفه شروع شده بود، تغییر دهند. از طرف دیگر، جریان هایی که بعدها در چارچوب ناکثین، مارقین و دیگر گروههای مخالف امیرالمؤمنین(ع) ظاهر شدند، نشان دادند که در بین برخی مدعیان نزدیکی به پیامبر(ص)، گرایش های متفاوتی وجود داشته است.
۳. نزدیک بودن زمان اسلام آوردن بخشی از مسلمانان
عامل دیگری که در تحلیل تحولات بعد از رحلت پیامبر(ص) مورد توجه قرار گرفته، اینست که خیلی از مسلمانان آن دوره، مدت زیادی از اسلام آوردنشان نمی گذشت.
طبیعی بود اشخاصی که هنوز فرصت کافی برای آشنایی عمیق با آموزه های قرآن و معارف اسلامی پیدا نکرده بودند، در چنین شرایط حساسی نتوانند همانند مسلمانان باسابقه و آگاه تصمیم گیری کنند. از طرف دیگر، جامعه اسلامی با خطر اختلاف داخلی و حتی بازگشت برخی گروه ها از اسلام مواجه بود.
امیرالمؤمنین(ع) هم در سخنانی که در ایام نخست حکومت خود بیان کرد، به این شرایط اشاره نموده است.
عبدالله بن جناده نقل می کند که در اولین روزهای زمامداری علی(ع) از مکه وارد مدینه شد. در آن هنگام، مردم در مسجد پیامبر(ص) گرد آمده و منتظر ورود امام بودند. ناگهان امیرالمؤمنین(ع) در حالیکه شمشیر خویش را به همراه داشت، از خانه خارج شد. نگاه مردم به سمت او جلب شد و امام در جایگاه سخنرانی قرار گرفت و بعد از حمد و ثنای خداوند فرمود:
«هان ای مردم! آگاه باشید روزی که پیامبر گرامی از میان ما رخت بر بست، فکر می کردیم کسی با ما، در رابطه با حکومتی که او پی افکنده بود، نزاع و رقابت نمی کند و به حق ما چشم طمع نمی دوزد چونکه ما وارث و ولی و عترت او بودیم، اما بر خلاف انتظار، گروهی از قوم ما به حق ما تجاوز کرده و خلافت را از ما سلب کردند و حکومت به دست دیگران افتاد.»
امام(ع) سپس با اشاره به شرایط آن روزگار، تاکید می کند که اگر نگرانی از ایجاد شکاف و اختلاف میان مسلمانان و بیم بازگشت کفر و بت پرستی به سرزمین اسلامی وجود نداشت، برخورد ایشان با این جریان بشکل دیگری صورت می گرفت:
«لکنّا عَلی غَیرِ ماکُنّا لَهُم عَلَیه».
این سخنان نشان داده است که از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، حفظ اصل اسلام و پیشگیری از فروپاشی جامعه اسلامی همچون عواملی بود که در نوع واکنش ایشان نسبت به تحولات بعد از رحلت پیامبر(ص) تاثیر داشت.
۴. کینه و دشمنی نسبت به امیرالمؤمنین(ع)
از دیگر عواملی که در این مورد طرح شده، وجود دشمنی و کینه نسبت به شخصیت امیرالمؤمنین(ع) در بین برخی قبایل است.
قبایل مختلفی که در مکه، مدینه و مناطق اطراف زندگی می کردند، در دوران قبل از اسلام و سالیان نخست ظهور اسلام، در مقابل پیامبر(ص) و مسلمانان قرار گرفته بودند. علی(ع) در خیلی از نبردها در مقابل این گروه ها ایستاد و شماری از جنگجویان و چهره های سرشناس آنان را شکست داد.
از این رو، گفته شده است که برخی افراد، بااینکه بعدها اسلام آوردند و به جامعه اسلامی پیوستند، اما دشمنی ها و کینه های پیشین خود نسبت به امیرالمؤمنین(ع) را به صورت کامل از دست نداده بودند. درنتیجه، بخشی از مخالفت ها با علی(ع) می توانست ریشه در همان دشمنی های گذشته داشته باشد.
مجموعه عواملی که به تشکیل سقیفه انجامید
بر اساس این تحلیل، تشکیل سقیفه و کنار گذاشته شدن امیرالمؤمنین(ع) را نمی توان فقط نتیجه یک عامل دانست. مجموعه ای از عوامل در این اتفاق نقش داشتند؛ از دنیاطلبی و عافیت خواهی برخی افراد گرفته تا باقی ماندن روحیه قبیله ای، تازه مسلمان بودن گروهی از مردم، نگرانی از ایجاد اختلاف و ارتداد و همین طور کینه های دیرینه نسبت به علی(ع).
در کنار این عوامل، قدرت طلبی برخی چهره های مطرح در بین اصحاب پیامبر(ص)، محافظه کاری بخشی از نخبگان و وجود گرایش های نفاق آلود هم همچون مواردی است که در تحلیل این رخداد مورد توجه قرار گرفته است.
مجموع این شرایط سبب شد بخش قابل توجهی از جامعه در مقابل تحولات سیاسی بعد از رحلت پیامبر(ص) واکنش مؤثری نشان ندهد و سرانجام، جریان سقیفه شکل بگیرد و ابوبکر بعنوان خلیفه انتخاب گردد.
از دیدگاه شیعه، این اتفاق سبب شد مسیر خلافت از جایگاهی که برای امیرالمؤمنین(ع) بر مبنای وصایت پیامبر(ص) درنظر گرفته شده بود، فاصله بگیرد و علی(ع) از مرکز قدرت و تصمیم گیری سیاسی جامعه اسلامی کنار گذاشته شود.
برای آگاهی بیشتر می توان به کتاب سیره پیشوایان، نوشته مهدی پیشوایی، رجوع کرد.
پی نوشت ها:
۱. پژوهشی عمیق پیرامون زندگی علی(علیه السلام)، جعفر سبحانی، ص۲۰۱ تا ۲۰۹، چاپ سوم، ۱۳۶۶، انتشارات جهان آراء.
۲. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱، ص۳۰۷، چاپ اول قاهره، دارالاحیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ هجری قمری.
۳. جعفر سبحانی، همان، ص۲۱۹.
منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی
منبع: nooremarefat.ir
مطلب نورمعرفت را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان نورمعرفت در مورد این مطلب