نور معرفت
آیت الله رشاد:

تخطئه میراث فقهی سلف از آفت های جامعه علمی حوزوی است

تخطئه میراث فقهی سلف از آفت های جامعه علمی حوزوی است

به گزارش نور معرفت رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ظرفیت شناسی علم اصول فقه را برای بهره بردن در سایر علوم فقهی لازم و ضروری دانست و اظهار داشت: تخطئه میراث فقهی سلف از آفت های جامعه علمی حوزوی است.



به گزارش نور معرفت به نقل از مهر، آیت الله علی اکبر رشاد در همایش هم اندیشی فقه نظام ساز که در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا (ع) برگزار شد، گفت: موضوعی که پیشنهاد شده بنده مختصری راجع به آن صحبت کنم روش شناسی فقه نظام ساز است، ما البته فقه نظام را مشتمل بر ۳ بحث می دانیم فقه نظام هم خود فقه نظام مند است هم فقه نظام ساز است هم فقه نظام وار است. فقهی است که خود دارای نظام است کما اینکه نظام هم تولید می کند که مورد نیاز جامعه هست و هم چنین نظام را اداره می کند؛ بدین سبب فقه نظام را با این ۳ وجه توضیح می دهیم و آنچه که هم اکنون بنده تحت عنوان روش شناسی فقه نظام ساز بحث می کنم در حقیقت روش شناسی این مجموعه است.
رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: ما یک روش شناسی منسجم منقح مدوّن بعنوان روش شناسی فقه نظام ساز در اختیار نداریم و قهرا راهی را باید پیش رو طی نماییم بتوانیم به چنین روش شناسی ای دست پیدا نماییم بالفعل یک روش شناسی کامل نداریم هرچند که ظرفیت ذاتی فقه خاندان (ع) و دانش های روش شناختی و خاصه دانش اصول فقه بسیار بسیار در بالا است و دانش اصول فقه می تواند داده های بسیاری را در حوزه روش شناسی فقه نظام ساز و فقه نظام دار و نظام پرداز عرضه کند در اختیار ما قرار بدهد اما آن چه که هست کفایت نمی نماید.
وی اضافه کرد: این جا پیش از اینکه به بعضی نکات درباب تأسیس یک روش شناسی متناسب عرض کنم برای این که از عرایض من برداشت نامناسبی نشده باشد یک نکته ای را پیشاپیش در شأن روش شناسی فقهی رایج و خاصه دانش عمده آن یعنی اصول فقه عرض می کنم.
آیت الله رشاد اظهار داشت: یکی از آفاتی که در روزگار ما ظهور کرده این است که پیوسته میراث معرفتی بازمانده از سلف را مورد تخطئه قرار می دهیم و علی الدوام آن چه را که در کف داریم تحقیر و کوچک نمایی می نماییم این آفت بسیار بزرگی است. کسی نمی گوید اصول فقه و فقه موجود بی عیب و نقص است در مقابل برشمردن علوم کمّاً و کیفاً در حوزه اصول بنده طلبه یکی از کسانی هستم که دست پری دارم بنا بشود من عیوب و ایرادات و نقایص و نقصها فقه و اصول فقه موجود را بازگو کنم بیشتر از کسانی که منتقد فقه موجود و اصول فقه حاضر هستند می توانم از آن نقصها سخن بگویم اما آفتی که امروزه در جامعه علمی حوزوی موجود داریم این است که ما صرفا به اصطلاح عامیانه اش نیمه خالی لیوان را می بینیم و هیچ توجهی به نیمه پر لیوان نداریم یعنی نمی گوییم فقه موجود چه والایی ها و بالایی ها و چه ظرفیت ها و ظرافت هایی را دارا است چه مواهب و معالم و ممیزات و امتیازاتی را حائز است و احیاناً یک سره از نقاط ضعف او چه بسا برخی از مواردی که ضعف تلقی می شود هم نقاط ضعف به حساب نیاید سخن می گوئیم.
تولیت مدرسه علمیه امام رضا (ع) عنوان کرد: غالباً کسانی که از اصول فقه موجود انتقاد می کنند جوان ترها هستند که از نظر علمی در این عرصه معرفتی از پختگی و سختگی لازم برخوردار نیستند اما منتقد این دانش هستند و توجهی به ظرفیت های بسیار عظیمی که در همین اصول فقه موجود نهفته است نمی کنند و هیچگاه نگریسته ایم که آیا هیچ استعداد و هیچ ظرفیت و هیچ داده‌ی ارزشمندی در جهت تولید فقه نظام و فقه نظام ساز و فقه نظام پرداز ندارد آیا با همین اصول فقه نمی توان فقه نظام به مفهوم فقه نظام ساز تولید کرد فقه نظام ساز به مفهوم فقه نظام پرداز و نظام اداره کن تولید کرد.
اصول فقه ظرفیت های فراوان و بالایی دارد
رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اضافه کرد: بسا کسانی ذهن شان را از رویکرد انتقادی و احیاناً سلبی و منفی بافانه ای که نسبت به اصول فقه موجود پیدا کردند تهی کنند و با دید مثبت و با نگاهی دیگر به اصول فقه موجود نگاه کنند با ظرفیت های بسیار فراوان و بالا و توانایی هایی معتنی به در همین اصول فقه مواجه خواهند شد که می تواند به کار تولید فقه نظام، فقه السیاسه، فقه الإجتماع، فقه الحضاره و سایر فقه های مضاف و معاصر و جدید مورد نیاز بیاید این تذکر بسیار مهمی است.
وی افزود: همین جا از باب مثال عرض می کنم یکی از مباحث مهم که در اصول فقه موجود مطرح می شود و نسبتاً به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد هرچند نه چندان منسجم و هرچند نه چندان کاربردی به این معنا که این بحث در جاهای مختلف اصول فقه مطرح می شود اگر به یک باب مستقلی تبدیل می شد و در یک بخشی مشخص و معین از اصول فقه می توانست کارایی بیشتری داشته باشد و اگر با رویکرد کاربردی این بحث انجام می گرفت بسا به ارزش آن بیشتر پی می بردیم.
غالباً کسانی که از اصول فقه موجود انتقاد می کنند جوان ترها هستند که از نظر علمی در این عرصه معرفتی از پختگی و سختگی لازم برخوردار نیستند اما منتقد این دانش هستند و توجهی به ظرفیت های بسیار عظیمی که در همین اصول فقه موجود نهفته است نمی کنند
آیت الله رشاد عنوان کرد: تقسیم حکم به تکلیفی و وضعی یکی از تقسیمات است کمتر اندیشیده ایم که تقسیم حکم به تکلیفی و وضعی دارای چه کارکردهایی است و احیاناً در تولید فقه نظام در تولید فقه تمدن در تولید فقه اجتماع در تولید فقه تکنولوژی و سایر حوزه های جدیدی که نیازمند به تولید و تأسیس فقه خاص خود هستند در این جاها چه کاربردی دارد و چه نتایجی می دهد و چه بهره برداری هایی می توانیم از این تقسیم بکنیم.
تولیت مدرسه علمیه امام رضا (ع) بیان داشت: تقسیم حکم به تکلیفی و وضعی همچون مخصوصاً در شاخه‌ی تقسیم حکم به وضعی و خصوصیات حکم وضعی و خصوصاً اگر ما حکم وضعی را آن سان که باید بسط بدهیم آن سان که باید به اقسام آن دقت کنیم معمولاً به حکم تکلیفی بیشتر پرداخته می شود یعنی یکی از جهاتی که در فقه موجود محل توجه بیشتر است توجه به حکم تکلیفی است تا حکم وضعی، برای همین به حکم وضعی در فقه ما کمتر توجه می شود این را می شود جز عیوب فقه موجود قلمداد کرد و چنان که در اصول فقه هم احیاناً به مباحث مربوط به حکم وضعی کمتر اهتمام هست آن مایه که به مباحث مربوط به حکم تکلیفی اهتمام می شود درحالی که اگر به حوزه حکم وضعی اهتمام بیشتری نماییم به ماهیت و به اقسام این حکم و احیاناً کارکردگرایانه و کاربردی و تطبیقی به این قسم از حکم وضعی داشته باشیم. مخصوصاً به بسط اقسام این حکم توجه خاص نماییم که معمولاً نیست و غالباً با بیان ۲ یا ۳ قسم از بحث اقسام حکم وضعی عبور می کنند و گاه درباب تعریف آن اهتمامی نیست و خیلی از اعاظم حتی حکم وضعی را به تعریف سلبی تعریف می کنند و می گویند هر آن چه تکلیفی نیست وضعی است اهتمام لازم نیست اگر اهتمام نماییم اقسام فراوانی که این حکم دارد ولو چندان بحث آن رایج نیست و مطرح نشده است مورد توجه قرار بگیرد خواهید دید که همین تقسیم حکم به تکلیفی و وضعی چه کاربردی در نظام سازی فقهی و تولید فقه نظام و تولید فقه های مضاف جدید مثل فقه السیاسه و فقه الحضاره و امثال اینها دارد.
وی اضافه کرد: ما خودمان حکم وضعی را با این تعبیر تعریف می نماییم «ما تعلقت مشیتة المشرّع المقدس بدخله فی تشریع أصل التکلیف أو… بما هو وضع معین» وضعی که می گوئیم به اعتبار این است بعضی ها تصور می کنند حکم وضعی یعنی حکم وضع و جعل و قرارداد؛ نخیر حکم وضعی یعنی حکمی است که معطوف به وضعیت های مختلف است (در مقابل تکالیف) «بنقلٍ إستقلالی أو إستتباعی تنظیما لسلوک الإنسان فی شئون حیاته المختلفه» حکم وضعی حکمی است که از مصادیق و از اقسام مشیت تشریعیه‌ی شارع مقدس است که به نحوی در یا اصل تشریع تکلیف یا در حیثیات معطوف به تکلیف و امتثال دخیل است و کارکرد آن مثل حکم تکلیفی در جهت تنظیم رفتار انسان در مجالات و شئون مختلف است. با این تعریف که البته با لحاظ چند تعریفی که اعاظم مطرح فرمودند این تعریفش عرضه می شود باتوجه به این تعریف وقتی نگاه می نماییم می بینیم حکم وضعی چه مباحث و چه اقسامی می تواند پیدا کند و دارد اقسامی که مورد توجه اصولیون ما نیست و اگر به عناوین نگاه نماییم خواهیم دید که چه قدر حکم وضعی با این اقسام اش در حوزه نظام سازی فقهی و فقه نظام می تواند کارآمد باشد. برخی گفتند اصولاً فقه نظام حد و حدود ندارد که بگوییم چند قسم است ولی کسی استقراء و احیاناً استقصاء نکرده است و فقط می گویند خیلی زیاد است و بعضی گفتند ۲ یا ۳ قسم بیشتر نیست و ۲ یا ۳ قسم بیشتر ذکر نکردند ولی ما عرض می نماییم حکم وضعی عرصه های مختلفی را تشکیل می دهد از جمله‌ی آنها عرصه‌ی حجج و طرائق معرفت است مثل اماریت، منجزیت، معذریت و امثال این ها.
حکم وضعی به حوزه نسب و علایق هم مربوط می شود؛ نسبت ها و علاقه هایی که بین آحاد انسانی برقرار است مثل ابوّت، اخوّت، زوجیت و امثال این ها که این ها همه حکم وضعی هستند و هم شامل اوصاف آحاد انسانی مثل حریّت، رقیّت و امثال هم می شود.
آیت الله رشاد اظهار داشت: حکم وضعی شامل مناصب هم می شود مناصب از سنخ حکم وضعی هستند حکم تکلیفی نیستند مثلاً ولایت، وکالت، نیابت و امثال این ها ملاحظه می کنید هریک از اینها را که ذکر می نماییم کاملاً می توان از آن حدس زد که چه قدر در تولید فقه نظام در تولید فقه السیاسه در تولید فقه الحضاره و امثال آن کارایی دارد مسئله‌ی ولایت، نیابت، وکالت اینها همه در مقام سازماندهی و نهادسازی فوق العاده مؤثر هستند و کارایی دارند و هم انواع حقوق جز حکم وضعی قلمداد می شوند مثل ملکیت مثل اولویت. هم چنین حکم وضعی شامل عناصر قیود تکالیف هم می شود مثل شرطیت، جزئیت، علامیت، سببیت، علیت، مانعیت، قاطعیت، بدلیت شرعیه و امثال این ها. هم چنین تجهیزات و تحذیرات (نمی دانم تجهیزات و تحذیرات ایراد دارد یا نه) هم در عداد اقسام احکام وضعیه قرار می گیرد مثل رخصت، عزیمت، مکروهیت، مندوبیت و امثال این ها. قسم دیگری که از اقسام حکم وضعی می تواند به حساب بیاید حالات اشخاص یا حالات اشیا مثل جنابت، طهارت، نجاست، قداست و امثال این ها است. قسم دیگر تقدیرات و تحدیدات هستند که در زمره حکم وضعی قرار می گیرند.
در نهادسازی می توانیم از حکم وضعی بهره بگیریم
رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان داشت: ملاحظه می کنید حکم وضعی اقسام فراوانی دارد و این اقسام غالباً در مبحث شناسی بسیار کارایی دارند در ساماندهی امور و شئون برخی از آنها بسیار کارایی دارند یعنی در نهادسازی می توانیم از حکم وضعی بهره بگیریم و بسیار مؤثر است چون اصلاً نهادسازی به تعبیری از جنس حکم وضعی است. ملاحظه می کنید که مثلاً یک بحث محدود مطرح در اصول فقه ما می تواند در حوزه نظام سازی تأثیرگذار باشد و برکات بسیاری داشته باشد این در حالیست که خود تقسیم حکم به تکلیفی و وضعی یک تقسیم باپیشینه ای نیست اما از زمان صاحب وافیه فاضل تونی این مساله جدی شده و در اصول ما تبدیل به مساله شده و مورد بحث قرار گرفته است ذیل مباحث استصحاب جز تنبیهات استصحاب راجع به اینکه خب حکم تکلیفی را می توان استصحاب کرد چون حکم شرعی است چون مجعول شرعی است اما آیا حکم وضعی را می توانیم استصحاب کنیم؟ اگر حکم وضعی را مجعول مستقل و مستقیم شارع ندانیم حکم شرعی به حساب نمی آید و نمی گردد آنرا استصحاب کرد این بحث را مرحوم صاحب وافیه مطرح کرده است به دنبال ایشان اصولیون وارد شدند پس از ایشان در این حوالی ۲۰۰ سال مساله تفصیل پیدا کرده است یعنی بحث تقریباً جدیدی است که بین متأخرین از اصولیون مطرح گردیده است ولی همین بحث هنوز آن سان که باید و شاید تفصیل و تعمیق نیافته و کاربردی نشده است می بینیم که می تواند بسیار در روش شناسی تولید نظام و نظام سازی و نظام سازی فقهی مفید باشد و مورد استفاده قرار بگیرد.
آیت الله رشاد عنوان کرد: اگر بخواهیم روش شناسی را با بهره برداری از ذخایر این معدن عظیم و غنی دانش اصول فقه که میراث بزرگ سلف صالح است طراحی نماییم باید چه کار کنیم؟ اگر کسی بخواهد پیشنهادی عرضه کند که ما باید یک چنین سیر و مسیری را طی نماییم و روش شناسی تولید فقه نظام و هم چنین نظام سازی به صورت عام به دست بیاید که بتوانیم آنرا به کار ببندیم؛ می شود مراحلی را پیشنهاد نمود اول اینکه در وهله‌ی اول فقه نظام را بشناسیم همین هم اکنون که مساله و دغدغه‌ی جدیدی برای فضلای این مساله است و بحث می شود می بینیم که تلقی های گوناگونی از این عنوان وجود دارد و طبعاً برخی از تلقی ها با بعضی دیگر قابل جمع نیستند و با هم تباین دارند اول باید تلقی خودمان را مشخص نماییم و باتوجه به آن تلقی پذیرفته سراغ تولید روش برویم.
تولیت مدرسه علمیه امام رضا (ع) اظهار داشت: اول قدمی که برمی داریم عرض کردیم مرادمان از فقه نظام فقه نظام مند، نظام ساز و نظام پرداز است، نظام پردازی یعنی نظام داری می کند. این نخستین قدم است که باید برداریم و قهرا پاره ای واژگان کلیدی ذیل این بحث را هم باید تعریف نماییم. نظام یعنی چه؟ تعریف ما از نظام چیست و بعضی دیگر از واژگان مرتبط به این بحث هم باید تعریف شود. دومین مساله ای که به نظر من باید مورد توجه قرار بگیرد تبیین مدل معرفتی ای است که ما برای تولید معرفت دینی باید از آن استفاده کنیم؛ با چه منطق و با چه الگوی معرفتی با چه نظریه روش شناختی که به مثابه مبنای روشگان مورد جستجو باید از آن استفاده بشود و نظریه مبنای ما است نظریه پشتیبان مطالبی است که پس از این باید راجع به آنها بحث نماییم اول باید یک نظریه داشته باشیم ما حسب آن چه که طی این دهه های اخیر به آن رسیدیم هم اکنون ۲۲ یا ۲۳ سال است که روی این عنوان متمرکز هستیم و نظریه ابتناء تولید شد که در حقیقت مهم ترین کارکرد این نظریه تولید به منطق تولید معرفت دینی است منطق فهم دین است ما در وهله اول پس از آن که مبحث را فهم و تعریف کردیم که فقه نظام است باید مبانی را مشخص نماییم و هر کسی باید الگوی خودش را مشخص نماید ما برمبنای نظریه ابتناء در عرصه تولید معرفت، سنجش معرفت، تحول معرفت و امثال این ها می اندیشیم قهرا بر مبنای نظریه ابتناء هم پیشنهادمان را عرض می نماییم.
وی اضافه کرد: اصل سوم نظریه ابتناء می گوید دین، شریعت، یافته ها و داده های دینی در حقیقت یک رسالت الهیه هستند و در فرایند پیام گذاری ما با ۶ عنصر مواجه هستیم: ۱- عنصر مبدأ پیام که ساحت قدسی الهی، ۲- عنصر مضمون و ماده‌ی پیام یعنی نگاه فلسفه‌ی دینی به دین، ۳- مخاطب پیام که انسان بماهو مفسر، ۴-و سائط انتقال این پیام از مرسل به مخاطب که در ذیل شخصیت رسول گرامی اسلام (ع) ائمه‌ی طاهرین (ع) هستند که اینها واسطه‌ی انتقال پیام می باشند، ۵-و سائل انتقال پیام است یعنی منابع و ابزارهای معرفت مثل وحی، کتاب، سنت و عقل و ۶- خصوصیات متعلق پیام است. ما باید این ۶ ضلع را در فرایند پیام گذاری در نظر بگیریم و خصوصیات آنها را استنباط نماییم و اقتضائات این خصوصیات و خصایص را تبدیل به قاعده نماییم و آن قواعد را در منابع به کار ببریم و معرفتی که به دست می آید معرفت دینی می شود آن وقت در اینجا مثلاً در مسئله‌ی علوم متعلق مطلب سیاست، مطلب حضارت، مطلب ثقافت و مسئله‌ی نظام این ها که متعلقات و موضوعات فقه هستند که از آنها به فقه نظام، فقه السیاسه و فقه الثقافه تعبیر می نماییم این فهم این مساله خصوصیات این مساله باید در قاعده سازی برای فهم آن لحاظ شود برای مثلاً فهم فقه السیاسه، خصوصیات نظام باید فهم و استخراج شود و در قالب قواعدی که برای فهم تولید می شود لحاظ شود و برای ثبات فقه النظام به کار برده بشود و همچنین است خصوصیات دیگری که در آن ۶ ضلع هست که باید در نظر گرفته شود.
همه‌ی خصوصیات هریک از این ۶ عنصر در فرایند پیام گذاری یعنی انتقال دین به بشر لحاظ شود و تبدیل به قاعده بشود که یک روش شناسی جدیدی بعنوان روش شناسی استنباط… به دست می آید. در هر حال همین چهارچوب که خودمان داریم پیشنهاد می نماییم معتقد هستیم که خیلی از این مواد مورد نیاز در این چهارچوب در اصول فقه موجود هست و البته قبول داریم که بعضی کاستی ها و کسری ها هم هست که قهرا باید به آن افزوده بشود و این چهارچوبه ای که عرض شد بتواند کامل بشود.


منبع:

1399/12/02
10:13:45
0.0 / 5
78
مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۳
نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد