نور معرفت
یادداشتی از علی نیكوكار؛

كرونا و انقلابی بنیادین در انس آدمی با هستی

كرونا و انقلابی بنیادین در انس آدمی با هستی

نور معرفت: ویروس كرونا در حال ایجاد انقلابی بنیادین و بشریت در حال انتقال از عصر مدرن به عصر جدید دیگری است. كرونا نه فقط شیوه مشاهده پدیدارها را تغییر داد بلكه خود آنها را نیز متحول كرد.



خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه - علی نیکوکار*: انسان پیش از اینکه پدیدارها را موضوع شناسایی قرار دهد، دارای هستی است. پیش از اینکه حواس شش گانه انسان، با واقعیت برخورد داشته باشد با اشیا در جهان خویش، «اُنس» داشته است، و این برخورد با واقعیت در بستر این «اُنس» معنا می یابد. پس جهان وقتی می تواند واقعیت یابد که ما با فهمی پیشین از جهان روبرو شویم، پس زندگی ما بر این «موضوع شدگی واقعیت جهان» استوار است و شاکله و ساختار ما با این مساله شدگی تثبیت می شود. به عبارت روشن تر نحوه وجود موجودات در ابزارها است که مجال طرح و تعین می یابد، اما پیش از اینکه آدمی به سراغ ابزاری برود، آن ابزار در شبکه ای پیشاپیش بنیادی تر آن ابزار برای که به نسبت عالم با آدم بر می گردد متعین گشته است. نسبتی که میان اجتماع آدمی در معنای یک کل (شبکه بین الاذهانی) با هستی برقرار شده و معیار و ملاک معنا و حقیقت گشته است.
اما چگونه؟ چه زمانی؟ و به چه دلیلی؟ هر بار فهم ها و نحوه های متفاوتی از ابزارها مجال طرح می یابد؟ به عبارت دیگر، چطور تکنولوژی، موجود مورد نظر را به نحو معینی مکشوف می سازد؟ همان گونه که پدیدارها به نحو معینی در زبان- گزاره ها، «اجازه- مجال معنا یافتن» می یابند، وجود موجودات نیز در زمینه ابزارها و امروزه در بستر تکنولوژی به نحو معینی ظاهر می شوند. بدین سبب حقیقت، مطابقت ذهن با یک موجود خارجی نیست، بلکه آگاهی و پرده برداری از نحوه وجود موجودات درون جهان انسان (پیش فهم ها، پیش دیدها، انتظارها) و از جانب دیگر التفات به آشکارگی آن در صورت تکنولوژی موجود است.
به همین جهت است که تا ۱- ماهیت تکنولوژی از سویی و ۲- التفات به معیار و ملاک معنا برای انسان از سویی دیگر فهم نگردد، تکلیف هیچ امری همچون زبان، باور، احساسات، دین، معرفت، انسان، تربیت، هدایت، مصارف، نیازها و… روشن نخواهد شد. این در شرایطی است که همیشه پیشرفته ترین بخش هر ابزار و تکنولوژی به قصد سلطه و قدرت پدید و به خدمت درآمده و مابقی خواص به اصطلاح مفید این ابزارها به مثابه امور ثانویه بوده است. (این را در ماجرای اختراع و کشف همه مسائل علمی و فنی در عصر مدرن می توان پیگیری نمود.) بنا بر این ۳- قدرت بعنوان عامل سوم سبب پیچیده تر شدن این پروسه گشته است.
همواره در بازه انقلاب های بنیادین در ۱- نحوه «اُنس» آدمی با هستی، ۲- نحوه وجود موجودات در بستر ابزار در گذشته و تکنولوژی امروزه و ۳- نقش قدرت، هستی و هستی آدمی در معنای کلی آن به روشن ترین شکل ممکن ظاهر می گردد. آدمی در تاریخ است و نمی تواند بیرون از تاریخ خویش بایستد اما در مقطع انقلابات بنیادین در ۳ عامل مذکور دست کم می تواند با مقایسه وضعیت آنها در گذشته و آینده، افق تازه گشوده شده بر روی خودرا ببیند.
به نظر می رسد در این مقطع از تاریخ، ویروس کرونا در حال ایجاد انقلابی بنیادین در ۳ عامل ذکر شده و بشریت در حال انتقال از عصر مدرن به عصر جدید دیگری است. در بخش دوم همین مطلب دلیلهای و نتایج این انقلاب بنیادین را ذکر خواهیم کرد. توضیح خواهیم داد که همان گونه که در عصر مدرن، انسان، معنا، فلسفه، علم، تکنولوژی، دین، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، بهداشت، خانه، شغل و… به نحو بنیادینی به علت تحول در ۳ عامل مذکور تغییر نمود و کمتر اثری از علم و عالمان _ فلسفه و فلاسفه پیشامدرن باقی گذاشت. بشریت وارد دوران جدیدی شده است. عصری که در آن انسان، معنا، فلسفه، علم، تکنولوژی، دین، اقتصاد، فرهنگ رنگی دیگری خواهند گرفت. عصری که ما را به انتها و آغاز انسان خواهد رساند.
هوسرل، پدیدارشناسی را علاوه بر شهود حسی به شهود مقولی هم کشاند. هوسرل شهودهای بی واسطه را همچون کانت محدود به حس نکرد، بلکه از شهودهای مقولی نیز سخن گفت. وقتی ما با اشیا مواجه می شویم علاوه بر شهودهای حسی، یعنی شیوه مشاهده حسی، مقولاتی را به صورت مستتر، پیشاپیش شهود کرده ایم، همچون موجود بودن، واحد بودن، شیء بودن. روشن کردن شیوه مشاهده مقولات که به صورت مستتر در پدیدار است، روش اصلی پدیدارشناسی می باشد.
کرونا نه فقط شیوه مشاهده پدیدارها را تغییر داد بلکه خود آنها را نیز متحول کرد. اینکه شیوه مشاهده آیا خود پدیدار را هم تغییر می دهد یا خیر؟ پاسخ آن مثبت است.(این پرسش پاسخ مفصلی هم در بین معرفت شناسان و هم فیزیکدانان دارد). درآمیختگی ما و جهان به میزانی است که وجوه جهان و پدیده ها نسبت با نحوه ایستادن ما ظهور می کند. در جهان پساکرونا انسان و زبان در صورتی دیگر نمایان شده است. اگر نگوییم کاملاً، دست کم نیمی از انسان، زبان، مفاهیم و معنای آن در جهان مجازی حضور دارد. به همین جهت کرونا نقطه اختتام واقعیت در معنای مصطلح جهان و آغاز واقعیت در معنای مجازی جهان است.
انسان جدید از روابط جهان واقعی خواسته یا ناخواسته دل بریده، تمام فرم ها و اعتبارات این جهان در حال فروپاشی است. در معنایی بنیادین هستی، زندگی و مرگ آدمی در جهان واقعیت به هستی و فعال بودن در جهان مجازی بدل شده است. زمان از معنای شب و روز به عدد، مکان به حضور در زمین های مجازی، هویت به تصویر و صدا تغییر یافته. حتی لذت، رنج، جنگ، عشق و… در نسبتی جدید با انسان قرار گرفته است.
آدمی در زندگی همیشه آنچه نیست را می خواهد، برای همین در خیالش آن چیزی که نیست را بازسازی می کند. جهان مجازی ظرفیت نامحدودی برای بازسازی نیست های خیالی آدمی دارد. بنا بر این شکاف زیادی میان جهان واقعیت و مجازی انسان معاصر وجود دارد. مسئله این است که انسان مدرن برای تحقق خیالات خود با انقلاب کپرنیکی کانت به سراغ انطباق عالم عین با خیالات ذهن و نه برعکس، رفت. او به دنبال شناخت دنیای خودساخته «عین خیالی» خویش بود. سلطه «تخیل» خودبنیاد و خودساخته آدمی بر جهان و پدیده ها، او را در راه رسیدن به سر حد مطلق هگل، اما نه عقلانی واقعیت است و واقعیت عقلانی، بلکه خیالات واقعیت است و واقعیت خیالات، قرار داده بود.
کرونا آغازگر جهان مجازی با پدیده هایی نو و مبتنی بر همین زمین و فرم، برای تحقق خیالات آدمی تا سر حد واقعیت بود. و شاید «جهان پسامجازی» نقطه اوج تحقق تمام آرزوها و خیالات آدمی در واقعیت باشد.
بنابراین انسان مدرن در سه گام ابتدا انطباق عین با خیالات ذهن در تمام ظرفیت خود، سپس عبور از محدودیت های آن و رسیدن به گام دوم یعنی ظهور جهان مجازی با ظرفیت های به نسبت نامحدود خود برای خیالات آدمی و در نهایت گام سوم یعنی ظهور جهان پسامجازی، این مسیر را طی کرده است. جهان پسامجازی اوج و مقصد پایانی انسان مدرن است، چونکه در این جهان شاهد انطباق کامل خیالات آدمی با واقعیت خواهیم بود.
ملاصدرا در شواهدالربوبیه این گونه می نویسد: «هر آنچه انسان در این عالم یا پس از زمان کوچ به آخرت می بیند، در ذات و عالم خود مشاهده می کند و هیچ چیز را بیرون از ذات و عالم خود نمی بیند؛ عالمش نیز در ذاتش قرار دارد.»
دکتر عبدالله صلواتی در توضیح این عبارت می نویسند: «آدمی فقط و فقط از دریچه خود عالم و آدم را می بیند اگر ساکن در عالم خیال باشد (خیال فلسفی نه عرفی) همه چیز را خیالی (به معنای فلسفی) می یابد و اگر در عقل سکونت دارد عقلی و اگر در ورای این دو، همه چیز را از دریچه ورای خیال و عقل می یابد. خدای هر کسی هم به عالم او بر می گردد هرچند خدا واحد است اما ظهورات متفاوتی دارد. در مسائل اخلاقی و تربیتی هم متربی به اندازه عالمش از مربی بهره می برد نه به اندازه مربی. چیزی بیرون از آدمی نیست تا بخواهد به بیرون بنگرد. همه آن چیزی که در بیرون هست در درون ما هست و برای فهم امور کافی است در دریای وجودمان غواصی نماییم.»
بنابراین ملاصدرا به درستی مسیر وجودی انسان و محدودیت خیال آدمی را بیان کرده است. پس می توان نتیجه گرفت انسان مدرن در گام سوم و نهایی خویش یعنی تحقق تام و تمام خیالات خودساخته خویش یعنی خیالات واقعیت است و واقعیت خیالات، باز در ظرف محدود جهان خیال خواهد ماند. هایدگر خطاب به دستاوردهای جهان خیالی آدمی می گوید همان چیزهای جالبی که علاقه ما را برمی انگیزد، همان چیزی است که یک لحظه بعد به نظر ما بی تفاوت یا ملال آور می نماید. باشد که توفیق معرفت از جهان خویش از حقیر آدم سلب نگردد.
*: دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه قم و طلبه حوزه آیت الله ایروانی


منبع:

1399/08/01
12:35:44
5.0 / 5
560
مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۱
نور معرفت

nooremarefat.ir - مالکیت معنوی سایت نور معرفت متعلق به مالکین آن می باشد